رمان خواب زمستانی
نویسنده نگار حبیبیدنا پسر جوانی است که پس از مخالفت با ازدواجی که عمهاش برایش در نظر گرفته، خانه و ماشینش را از دست میدهد. برای آن که به او ثابت کند میتواند در مسیری خارج از آن چه او تعیین کرده است، قدم بردارد، به...
دنا پسر جوانی است که پس از مخالفت با ازدواجی که عمهاش برایش در نظر گرفته، خانه و ماشینش را از دست میدهد. برای آن که به او ثابت کند میتواند در مسیری خارج از آن چه او تعیین کرده است، قدم بردارد، به...
هِلگورد...قصهای که به آن انگ افسانه زدند تا همگان آن را فراموش کنند! عاشقانهای پررمز و راز که تا به اینجا هیچکس نتوانست راز آن را کشف کند. داستان ما پیچیده در دو قوم بزرگ کُرد هست. در یک روستای...
در چشم جهانیان، «آلیزه» تنها یک خدمتکار ساده و نادیده انگاشته شده است؛ دختری که باید سرش پایین باشد و بیسروصدا کارهایش را انجام دهد. اما پشت این نقاب خدمتکاری، رازی هولناک و باستانی نهفته است. آلیزه...
وقتی رعنا مادرش را از دست داد، زندگیاش در تاریکیِ عمیقی فرو رفت. افسردگی چون سایهای سنگین بر روحش چنگ انداخت و روزهایش در سکوتِ غمبارِ خاطرات گم شد. رعنا، غرق در این سیاهی، به سختی نفس میکشید و...
علیرضا با مادرش تو یه روستای دورافتاده زندگی میکنه. همیشه حس میکرد یه چیزی تو زندگیش عادی نیست، مخصوصاً وقتی فهمید سالها پیش مادرش اونو از پدرش جدا کرده و فرار کرده. همهچیز تا یه شب عادی پیش...
داستانی فوق عاشقانه و سراسر رمز و معمایی روح را از تن بلند میکند! دختری به نام «رامونا» که خودکشی میکنه و در دنیای پس از مرگ، در یک برزخ عجیب و مه آلود از خواب بیدار میشه و خودش رو در قلعه ای مرموز...
شبانه دختری ست که از باند قاچاق انسان جان سالم به در برد اما هیچ گاه آن جهنم را فراموش نکرد. حالا او به دنبال راهی است تا دیگر دختران را هم نجات دهد و برای این مسیر باید از آتش عبور کند؛ آتش عشق سابق...
زنی پس از طلاقش از خانه بیرون میزند ومجبور میشود تا پیدا شدن خانه چند روزی را در یک عمارت بماند. بنگاه دار به او اطمینان میدهد که صاحب خانه که وکیلی موفق است، فعلا از خارج برنمیگردد برگشتن...
در سرزمینی به نام «ایلیا»، طاعونی مرموز همهچیز را تغییر داده است؛ طاعونی که به بازماندگانش قدرتهای ماورایی بخشیده و آنها را به «نابغهها» تبدیل کرده است. اما در میان این انسانهای خارقالعاده،...
مادرم عادت داشت قصه ی پری فرش را برایم بگوید باید دستبند فرشی که برایم بافته بود را سه بار میچرخاندم و منتظر میماندم معجزه اتفاق بیفتد هیچ وقت معجزه ای اتفاق نیفتاد و من همیشه منتظرش ماندم. وقتی...
دو سال از ناپدیدشدن ناگهانی خواهر دوقلوی مایا، میگذرد. دختری فعال و پرانرژی که یک شب بدون هیچ توضیحی خانه را ترک کرد و پشت سرش خانوادهای فرو پاشیده باقی گذاشت. هیچکس نفهمید چرا رفت؛ کجا رفت و...
جنا دختری دبیرستانی است که شاهد مرگ دلخراش شخصی مهم بوده و کابوس آن را میبیند با پخش شدن خبر مرگ آن شخص در اخبار وحشتش بیشتر میشود زیرا خود را مقصر می داند. اما زمانی وحشت واقعی را میفهمد که قاتل...
اسم من امی هست، دانشجوی پزشکی. الان مجبورم یه شیفت ۲۴ ساعته رو توی بخش دی بگذرونم، همون بخش روانپزشکی قفلشده و خطرناکی که همیشه ازش میترسیدم. این شیفت فقط یه تجربه کاری ساده نیست، یه جورایی دارم...
_بابابزرگم یه کتاب فروشی قدیمی داشت، عادت داشتم هر روز بعد از مدرسه برم اونجا و به قفسه های کهنه و چوبی مغازه اش تکیه بدم و دیو و دلبر و بخونم. همیشه برام سوال بود،که چه طور بل عاشق دیو شد…مگه دیو...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
هزار سال است که میان قلمرو نور و تاریکی جنگی بیپایان جریان دارد؛ جنگی که نسلها را درگیر کرده و هیچیک از دو قلمرو حاضر به پایان دادن آن نیستند. آرورا، دختر مهربان و قدرتمند فرمانروای فرشتگان، در...
نگار درحالیکه لباس عروس به تن دارد، بهناچار با اسنپ راهی مجلس عروسیاش میشود! داماد به مجلس عروسی نمیآید و همزمان که نگار با نگرانی و مدام با او تماس میگیرد و با پیام کلافهکنندهی اپراتور همراه...
غریبه دختریست با اندیشه های متفاوت گیر افتاده در روستایی که بر پایه اشتباهات یک مشت ذهن های پوسیده بنا شده است. مردمان ده غریبه را به چشم یک دختر یاغی و سرکش می نگرند، چون او می خواهد خلاف جهت...
هیراد مرد نابینایی است که در کودکی اتفاق ناگواری را پشت سر گذاشته است. او قصد دارد از مردی که مسبب نابودی خانوادهاش شده است، انتقام بگیرد و وقتی دستش را خالی میبیند، به ناچار تصمیم میگیرد برای...
ارشا قبل از اینکه یک شاهزاده، همسر شهبانو یا پدرخوانده پادشاه سرزمین هیوا باشد، یک پدر است. پدری که برای نجات پسرش دست به هرکاری می زند. کارهایی که او را به سقوط و نابودی خانواده اش نزدیک می کند....
اسمش شهابالدین مودت بود؛ پسر همهچیزتمامِ حاجی مودت، نورچشمی خانواده، پسری که همه از اخلاق، ایمان و آیندهی درخشانش حرف میزدند. کسی که هیچوقت اشتباه نمیکرد... یا حداقل همه همین را باور داشتند. و...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی