خلاصه رمان عاشقانه خود دیگرم
من سارا هستم. با پشتوانهی یک عشق آتشین پا به زندگی مشترک گذاشتم، اما حالا خاکسترش روی دستهایم مانده است. نه خیانتی هست، نه فاجعهای. فقط سکوتی که کش میآید، فاصلهای که دیده نمیشود، و حسِ فرسایندهی «اگر…». این روزها بیش از همیشه به این فکر میکنم که در زندگیای دیگر، شاید نسخهای دیگر از من، خوشبختتر راه میرود؛ شاید لبخندش واقعیتر است، شاید شبها سبکتر میخوابد. و من، میان همین فکرها، دست به تصمیمی عجیب میزنم. دری را باز میکنم… بیآنکه بدانم بعضی درها وقتی گشوده میشوند، دیگر به همان شکل بسته نمیشوند.. و گاهی، وقتی با نسخهای دیگر از زندگیات روبهرو میشوی، دیگر مطمئن نیستی کدام یک واقعیت است… و کدام یک رؤیا.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان خود دیگرم - پارت 27
با لیلا صحبت میکردم. نمیدانستم من را یادش هست یا نه؟ هنوز با هم دوست هستیم یا نه؟ قضیه قرص را چه؟ به یاد دارد؟ با نگرانی اسمش را به فارسی و انگلیسی سرچ کردم ولی متاسفانه چیزی دستگیرم نشد. با حرص چشمانم را بستم و بعد با فکری که به سرم زد سریع دوباره چشمهایم را باز کردم و اینبار کلمه " خواهری" را...
بروزرسانی در : ۲۲ ساعت پیش
-
رمان خود دیگرم - پارت 26
باید پیش از اینها از کنار التماسهایش بی توجه رد میشدم. با نفسی که به سختی بالا میآمد روی تخت دراز کشیدم و جعبه قرص را یکبار دیگر توی مشتم گرفتم. صدای علی هنوز هم میآمد. هیچ وقت من را اینطور دیوانه ندیده بود - سارا... تو رو خدا در رو باز کن حرف بزنیم... سارا جونم... خانومم... عزیزم یکی از قرص...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان خود دیگرم - پارت 25
ظرفها را شستم و قبل خواب کمی به کمد لباسها نظم دادم. در تمامی لحظاتی که اینکارها را میکردم سلول به سلول تنم منتظر بود. منتظر اینکه بیاید بغلم کند، بگوید ببخشید، بوسم کند، حتی منتظر اینکه بیاید و حرف عادیای بزند، مثلا راجع به شلوغی بازار و یا حتی قیمت سیب زمینی و پیاز، منتظر دیده شدن بودم. فقط ه...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان خود دیگرم - پارت 24
- ولی من حالم خوب نیست لیلا... مشاور هم سه بار رفتم خودت شاهدی که حاضر نیست بیاد اگرم بیاد کلی داستان بعدش درست میکنه... لیلا من تا حالا چند بار به خودکشی فکر کردم یا حتی انجامش دادم، شاید به قول تو خیلیا زندگی من آرزوشون باشه ولی من اصلاً حالم خوب نیست و میترسم اینبار یکاری دست خودم یا علی بدم -...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان چهارشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
اکرم بانو
در پارت 150البته قصدندارم ایراد بگیرم یا کار شمارو زیر سوال ببرم،فقط یکم وقت خوندن چنین متن زیبایی این کلمات توی ذوق میزنن
۴ روز پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنون از نظرتون. اختیار دارین.خوشحال میشم اگه نقدی هست بگین بهم. بروی چشم سعی میکنم که تکرار نشه.
۲ روز پیشاکرم بانو
در پارت 150یا مثلا، امروز حسابی پاتا از گلیمت درازکردی
۴ روز پیشاکرم بانو
در پارت 150ببخشید که اینو میپرسم،پارت های قبلی هم دیده بودم و فقط برای این پارت نیست،چرا مثلا جمله ی اگه حالت رو بدمیکنه ،یا اگه حالتو بد میکنه رو مینویسید حالتا؟
۴ روز پیشاکرم بانو
در پارت 150اصلا از این کارش خوشم نیومد،اون به زور بوسیدتش و یه جورایی سعی کرد تحت فشار قرارش بده تاجواب مثبت بگیره
۴ روز پیشفرشته
در پارت 220آخه یعنی چی؟ چرا علیِ عاشق یکدفعه تبدیل به این علیِ سرد و بی احساس شده خب؟🥺💔
۱ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
والا به نظرم خود علی هم نمیدونه
۱ هفته پیشفرشته
در پارت 210عالی بود😍❤️ واقعا منم کنجکاو شدم بدونم اگه زندگیم طور دیگه ای رقم می خورد چی می شد؟ واقعا سؤال جالبیه! البته این حرف رو شدیدا قبول دارم و بهش اعتقاد دارم که خداوند متعال همیشه بهترین ها رو برای بندگانش رقم می زنه!
۱ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
واقعا/ واسه خودم همیشه سوال بوده
۱ هفته پیشفرشته
در پارت 190شاهکاری بی نظیر😍❤️ بهترینی بانو جانم❤️
۱ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
ممنونم که با نظراتت حالما خوب میکنی
۱ هفته پیشفرشته
در پارت 180رمانی جذاب که هرچی جلوتر میره جذاب تر و دلرباتر میشه❤️
۱ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
نظر لطفته
۱ هفته پیشفرشته
در پارت 170فوق العاده جذاب و دلبر مثل همیشه😍❤️
۱ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۱ هفته پیشفرشته
در پارت 230وای😍😍 رسیدیم به جاهای خیلی جذابش😍😍 بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️
۱ هفته پیشفرشته
در پارت 200خیلی دوست داشتنیه این رمان😍❤️
۱ هفته پیشاکرم بانو
در پارت 140خیلی بدجنسن اونایی که علی رغم خودت ،به خودشون وابسته ات میکنن بعد تنهات میذارن
۲ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
دقیقا... و تو بین این تضاد گیر میکنه و حس میکنی دیگه دوستت نداره
۱ هفته پیشزهرا
در پارت 10عالی بود شروع جذابی داشت عزیزم
۲ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۲ هفته پیشزهرا
در پارت 20سارا چقدر غم داره❤️ 🩹 تا اینجا خیلی خوب با سارا ارتباط گرفتم مرسی از قلم قشنگتون
۲ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوست داشتین
۲ هفته پیش

الهام
در پارت 270چرا دلتنگش میشی اخه به نظر من کیوان بهتره