خلاصه رمان عاشقانه هلگورد
هِلگورد...قصهای که به آن انگ افسانه زدند تا همگان آن را فراموش کنند! عاشقانهای پررمز و راز که تا به اینجا هیچکس نتوانست راز آن را کشف کند. داستان ما پیچیده در دو قوم بزرگ کُرد هست. در یک روستای بسیار زیبا و فوقالعاده مرموز جنگلی و کُردنشین به نام «هِلموت» در مازندران. داستان از اونجایی شروع میشه که نویسندهای وارد یک تیمارستان میشه و اونجا بهش میگن دختربسیار زیبا و هنرمندی اینجاست که یه داستان عاشقونه و خیلی عجیبی برای تعریف کردن داره. «فرشته» زیباترین دختر اون تیمارستان که به تشخیص دکترها دچار اسکیزوفرنی(عدم تشخیص توهم از واقعیت) هست، و تمام اتاقش تا سقف پر از نقاشیهای عجیب و غریبه. فرشته نوه ی خانِ یکی از دوطایفه ی بزرگِ کُرد در روستای هلموت بوده و عاشق جگلبان مرموزی به نام هِلگورد میشه که پسردایی فرشته رو به قتل رسونده. درباره ی هِلگورد شایعات عجیب و ترسناکی وجود داره؛ مثلاً این که هلگورد یک نزولخور وقمارباز حرفهای بوده، مردم از هلگورد فرار میکنن، نفرینش میکنن و به خونه ی هلگورد لقب «قصر جهنم» دادن چون میگن که شبها ازش صدای جیغ و ناله ی موجوداتی میاد که دیده نمیشن! سوالهای عجیبی هست که کسی کشفش نکرده؛ چرا به خونه ی هلگورد میگن «قصرجهنم»؟ اون صداهایی که از خونهاش میاد چی هستن؟ چرا همه نفرینش میکنن؟ و از همه مهمتر، چرا فرشته به تیمارستان فرستاده شده؟ آیا اون واقعاً دیوانهست یا حقیقت چیز دیگریست؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان هلگورد - پارت 61
ـ پس هوران برای همین مُرد؟ هلگورد نکشتش؟ ـ امروز خیلی مهربون شدم. بذار با انصاف هم بشم و برات توضیح بدم. ببین من نمیدونم هوران رو هلگورد کشت یا نه؟ من اونجا نبودم. چه هلگورد وسیله شده باشه برای مُردن هوران و چه واقعاً گرگها خورده باشنش، تاوان کارِ بدی بود که زنداییت مرتکب شد. طلسم به آسو اثر...
بروزرسانی در : ۱۸ ساعت پیش
-
رمان هلگورد - پارت 60
النگوها را با چشمانش شمرد. همین النگوها بودند؛ درست شش النگو. یک بار دیگر هم شمرد و گفت: النگوهاتون رو عوض کردین؟ ـ عوض؟ نه بابا! هدیۀ سالگرد ازدواجمون بود. داییت دو سال پیش خرید. عوض نکردم. ـ یعنی همینیه که توی عکسه؟ ـ آره. چطور؟ خوشت اومده؟ فرشته که کمی صدایش لرز برداشته بود گفت: آ... آره....
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان هلگورد - پارت 59
به خانه که برگشت زنداییفهیمه روی کاناپۀ مقابل تلویزیون نشسته بود و برنامۀ تلویزیون را تماشا میکرد. فرشته سلامش کرد. فهیمه نگاهی به او انداخت و گفت: سلام. دیر کردی؟ فرشته رو به او نشست و گفت: یهکم قدم زدم. آسو و بقیه کجان؟ ـ با کاوه رفتن سر باغ. فرشته به دستهای او که روی شکمش بود نگاه کرد. ...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان هلگورد - پارت 58
زلدا گفت: خبرت کردم که با هم معامله بکنیم. ـ چه معاملهای؟ ـ من میدونم تو عاشق هلگوردی. ـ بله؟ وَ زد زیرخنده و گفت: وای خدا! دلدرد گرفتم. اونوقت کی همچین چیزی گفته؟ ـ یادت رفته من ذهن آدما رو میخونم؟ دفعۀ پیش اون دست سفید خوشگلت رو دادی به من و اجازه دادی به حریم قلب و ذهنت نفوذ کنم و موکل...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 3 پارت از رمان شنبهها ، دوشنبهها و چهارشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
اره عزیزم. همه کتاب های من پایانش خوشه
۲ ماه پیشjinx
در پارت 10ببخشید خانم آرزو من نه کارت دارم نه سکه میشه پارت های این داستان رو رایگان بفرستید؟
۵ ساعت پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سلام دوست کتابخوان. این رمان سه روز در هفته رایگانه. اگر کسی هرروزه پارت میخواد میتونه عضویت بخره اگر نه، با سه روز رایگان در هفته میتونه مطالعه کنه🌹
۴ ساعت پیشسرو
در پارت 610یعنی کار هلگورده که هنوز براش نقاشی بکشه
۱۰ ساعت پیشفرشته
در پارت 560توهم نیست، واقعیته.. فرشته فرار کن😢
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 560وای خدای من!! فرشته!! 😱😱
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 550خدا.. خدا.. خدا.. یعنی چیه این ماجرای گرگ؟ اصلا نمیشه حدس زد🥺😢💔 هلگورد ویژگی هایی شبیه گرگ داره، به اسم گرگ حساسه؛ ولی گرگینه نیست، یه چیز تخیلی هم نیست. پس چی می تونه باشه دیگه؟ اصلا مگه داریم چنین چیزی؟ آخ، مغزم درد گرفت😣
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 540عالی مثل همیشه❤️
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 530این رمان شاهکار لایقِ بی نهایت لایک و بازدید و کامنته❤️
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 520الهی.. فرشته عاشق هلگورد شدی خودت خبر نداری😊 چه باحال و دوست داشتنی هست قسمت های طنز رمان❤️ بهترینی بانو جانم❤️
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 520تک خال؟ آخه تک خال دنبال چی می گشت خب؟ چه قدر مرموز و عجیب و پر از معماست این رمان جذاب.. مغز منم رگ به رگ شد😅
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 520ایول به فرشته.. هلگورد تا فرشته رو داری غم نداری😉😄
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 510وایی.. فرشته.. من سکته کردم رفت😥
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 500وایی😱 حالا فرشته چیکار می کنه؟ ***😱 آخه چرا رفتی خونه هلگورد🥺
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 480عاشق این رمان شاهکارم❤️
۱۳ ساعت پیشفرشته
در پارت 470فرشته، واقعا چه قدر بده آدم شب کابوس ببینه و هی بترسه.. من واقعا درکت می کنم چون تجربه کردم🥺🥺
۱۴ ساعت پیشفرشته
در پارت 460وای.. مردم از خنده😂 رمانی شاهکار که هم خنده به لبت میاره، هم دلت رو می بره❤️
۱۴ ساعت پیش

2395738
در پارت 10پایانش خوشه ؟ من رمان پایان خوش دوست دارم