رمان بازگشت دوباره
نویسنده حمیده جاهدین محمدیقصه ما از یک راز شروع شده بود از رازی که به نام مصلحت، میان من و دوستانم میچرخید.... و از دایرهی ما بیرون نمیرفت... تا آرامشمان حفظ شود. و من برای این راز، قصه ای ساخته بودم؛ چنان واقعی، که...
قصه ما از یک راز شروع شده بود از رازی که به نام مصلحت، میان من و دوستانم میچرخید.... و از دایرهی ما بیرون نمیرفت... تا آرامشمان حفظ شود. و من برای این راز، قصه ای ساخته بودم؛ چنان واقعی، که...
اسم من امی هست، دانشجوی پزشکی. الان مجبورم یه شیفت ۲۴ ساعته رو توی بخش دی بگذرونم، همون بخش روانپزشکی قفلشده و خطرناکی که همیشه ازش میترسیدم. این شیفت فقط یه تجربه کاری ساده نیست، یه جورایی دارم...
دکتر مرصاد سهیلی زاده، استادیار دانشگاه تهران، دقیقا بر عکس اون چیزیه که تصورشو می کنید. شخصیت غیر قابل پیشبینی، مرد لحظه ها و کسی که برای هر حرکتش برنامه ریزی می کنه. ملاقات با یک نفر، کم کم تمام...
ئاوانگ یه دختر کردیه که توی تهران زندگی میکنه ورشته پرستاری رو انتخاب کرده برای کارش رفته تو خونه کسی که خیلی از راز های زندگی خودش معلوم میشه…
داستان درمورد دختری به نام تاراست که یه هفته مونده به ازدواجش براثریه سانحه رانندگی نامزدش روازدست میده ولی به دلیل ...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
سالار مردی تعصبی و ورزشکار که خارج از ایران زندگی میکنه، اعتقادی به زن ها و عاشقی نداره، سالهاست به عشق برادرزاده اش زندگی میکنه و فقط اون رو از ته دل دوست داره، تا روزی که استوری دخترعموش که بلاگره...
در آغاز فصل، شکاف عمیقی میان مهوا و آهیم وجود دارد. آن ها پس از یک دوره رابطه پر فراز و نشیب، از هم جدا شده اند و حالا مهوا با غرور، تنها هدفش سروسامان دادن به زمین های رها شده ی پدرش در روستاست. او...
این داستان یک عاشقونه ی غلیظ و پرهیجان درباره ی زندگی پسری لات و کله خراب و شیطون به نام آرمین هست که اسیر یک دختر خطرناک و ترسناک به نام ناتاشا میشه. داستان از اونجایی شروع میشه که خونواده ی ثروتمند...
باران در آستانه ازدواجی سنتی، تصمیم میگیرد پرده از راز گذشته خود برای هاتف که توسط پدر و برادرش معرفی شده، بردارد ولی اتفاقات خلاف تصور او رقم میخورد؛ رازی بزرگ از پرده بیرون میافتد و او را مقابل...
صدف، دختری آرام و کتابخوان، بعد از گرفتن بورسیهی تحصیلی با مخالفت شدید پدرش مواجه میشود. پدر که هنوز از مرگ مرموز دختر دیگرش، ساحل، در ایتالیا به خود نیامده، از رفتن صدف میترسد. اما صدف که برای...
آریا همیشه استعداد عجیبی توی دردسر درست کردن داشته... اما این بار یه شوخی ساده، اونو به جایی میکشونه که هیچکس نباید ببینه؛ یه جسد بیچهره، یه آیین فراموششده و یه سایه با چشمهای طلایی که انگار...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی