خلاصه رمان ترسناک خواب زمستانی
دنا پسر جوانی است که پس از مخالفت با ازدواجی که عمهاش برایش در نظر گرفته، خانه و ماشینش را از دست میدهد. برای آن که به او ثابت کند میتواند در مسیری خارج از آن چه او تعیین کرده است، قدم بردارد، به کمک دوست صمیمیاش سیاوش، شغلی در خارج از شهر پیدا میکند. اما این فرصت تازه، خیلی زود به کابوس بدون بازگشتی از اتفاقات عجیب تبدیل میشود. حوادثی که دروازهای از تاریکی را به زندگیاش میگشاید و او را وادار به جستجو دربارهی حقیقتی میکند که شاید سالها پیش از تولد او آغاز شده است.
