آخرین نظرات رمان ها 60 نظر آخر
-
شهرام بد جوری گرفتارش شده ولی خوب اونم سالها برای رفتن تلاش کرده باید میرفت 😞😞
-
ممنون که همراهمون بودی همتا جان🙏🏻💫 عزیز دلم الان تقدیر ترانه هم تو تخفیف ۵۰ درصدی هست و تقریبا رایگانه 😉 گفتم یه تبلیغ ریزی بکنم شاید نظرت جلب شد 😁
-
کاملا موافقم عزیزم👌🏻 اما به نظر میاد می خواد بهانه های دخالت خانواده رو حل کنه😔
-
وا لادن بیچاره😭
-
فکرشو بکننننن🤣🤣🤣🤣
-
لاویوو
-
تسکین اضطراب
-
عزیزمییی
-
*** پابلیک ندارم✨
-
باباااا چیزی نگفتم کههه🤣🤣
-
منظورم گرفته بود کمد چیه دیگه
-
نعنا توف ت صورت میراث انداخته کتکش زده کوزه تو سرش زده دندونش هم که گرفته اینجوری پیش بره بچم ناقص میشه
-
خیلی خوب بود میراث جونمم که رام شد رفت
-
جیغغ بیشتر از قبل داریم از قلمت شگفت زده میشیم کالیی چه خوب بودد خسته نباشیی😭😂
-
فقط روده؟ من از اون دوتا توپ آویزون تو نخ استفاده علمی بیشتری بردم😏🙏
-
ممنون زیبا ودوست داشتنی بود خدا قوت. امیدوارم بتونی دل بکنی ولی ترنم چی میشه فقط بلوطو قبول داره وبهش اعتماد داره
-
بانو از نامت مشخصه خیلی آشنایی داری، اسمت استعارس از همونیکه داری شرحش میدی😔
-
حمیدهه خانمم مرسیی از قلم زیبات
-
ترکیب نوآم آستوریا و لرد تورن🛐😏
-
حمیده تورن و برگردون واقعا دلم براش تنگ شده😭😭دومین کراشم بود خدایا🛐💀
-
اه ایلیا چرا دیگه وایب رئیس بودن و همه کاره بودن قبل و نمیده😭 ابهتش ریخته بچه😭اون نوآم🍑صورتی دنبال بریدن شمشیر ایلیاس؟ Really? انگار نمیدونیم ایلیا همونی بود ک مادر زاویه رو آورد جلو چشش آخرشم با لبخند زی زی صداش میکرد😏 ولی خدایی ایلیا خیلی وقته تو پارتا دلقک شده😭من ابهت قبلی ایلیا رو میخوام🛐
-
واقعاا عالی بود و خیلی واضح و زیبا حس هارو منتقل میکرد کلا عالی بود فقط یکم باید حرف زدن نفس با خودش کمتر بود یه سوال چرا اسم شخصیت اول بیشتر رمان ها نفسه؟ 😅
-
نه ببین تو نمیدونی از یه موز دوتا توپ کوچیک آویزون کن🤣
-
حاجی من اومدم چهل پارت خورده ای رو باهم یکجا خوندم الان چطوری صبر کنم پارت های بعدی بیااد ؟؟ این رمان فوق العاده زیباست .. نویسنده جون ادامه بدهه پر قدرت.💪❤️ 🔥💥
-
حمیده لطفا اون لادن و با کوروش ننداز یجا من از لادن بدم میاد کوروش🛐
-
وایی اونجا خیلی ناراحت شدمم
-
زنده باد همه جغدا، چرا همه بیدارن🤣🤣
-
دماغ قوس دارر بیداریی
-
متاسفانه نقشه بود
-
شاید😂
-
عالی بود خیلی قوی و با احساس نوشته بود
-
فقط خدا میدونهههه
-
عزیزمی
-
طرز استفاده از روده های انسان:
-
فعککککک نکنممممم
-
++++
-
بابا چه ربطی دارهههه🤣🤣🤣
-
بابا چه ربطی دارهههه🤣🤣🤣
-
بابا چه ربطی دارهههه🤣🤣🤣
-
کو کجاستتتت
-
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
-
"بانو"🛐🛐
-
سلام رمان قشنگی هست
-
بالاخره.. هر داستان زیبایی هرچه قدر هم که زیبا باشه بلاخره به پایان میرسه.. واقعا خسته نباشی تو تموم این مدتی که تو مینوشتی ما با جون و دل منتظر بودیم و می خواندیم مثل تو ذوق میکردیم دلتنگ می شدیم و.. واقعا عالی بود امید وارم سالیان سال رمان های تورو ببینم و بخونم .. موفق باشی عزیزم 🫶🏻✨
-
اتفاقا مهدی خیلی هم عاقله👌👌
-
ممنون که رایگان بود
-
هر چی بگم کمه.. محشر بود.. بین این رمانای آبکی و چرتو پرت این چیزی بود که واقعا نیاز داشتم.. دمتون گرم🤎
-
از اینکه کاری نکنن وحشتناکتره
-
ربطی که پیامدهای اشتباه به همراه دارد😐
-
فقط دیالوگای مهدی:شرتون کم🤣
-
پسر منه ها😂
-
حالا نویان خانوم اینارو به دلوین میگه یا پنهون میکنه😒😑
-
واقعا اهورا غنچه رو دوست داشت یا اونم جزئی از نقشه بود بعد فهمید ،غنچه گناه داره 😢
-
رویای نیمه شب
-
اره گفت بابا اون دختر رو برام پیدا کن و بیار و بعد پیشتاز بزرگ زنگ زد داروین اومد
-
اتفاقا چون شبیه اون بچه ۱۹ ساله نیستی نگرانم:))وای این حرفش ۱۰۰ گیگ خاطره ازش میاد بیرون
-
واقعا به قول طنین این چه مجازاتیه؟؟اینقدر سختی و رنج رو تحمل کنی که بشه تجربه!که درس بگیری..آخه میارزه به اینهمه تکه تکه شدن روحت؟!
-
کالی جون عالی بود توروخدا زودتر پارت بعدی رو بدهه☹️
-
واای چقدر گوگولی و باحال بود این پارت تغیراتشونو خیلی دووست😍😍
-
من فقط نظاره گر زندگی از هم پاشیده ام هستم:)وای طنین بختت زن💔ولی خب به هرحال اون ۸ سال تموم شد از این جهت مثبت فکر کن راحت شدی
رمان جدید و تازه
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
-
رمان ژوان دل جدید
نویسنده صدیقه سادات محمدی(نگار)در غباری از سالهای دور، جایی میان کوههای خاموش کرمانشاه و کوچههای پرهیاهوی تهران، داستان دختری آغاز میشود که میکوشد مرز میان تقدیر و خواستن را درنوردد. روژان، تکدختر ایرجخان از دیاری که هنوز...
-
رمان ناگفتههای این دلآزرده از جهان جدید
نویسنده ف.پ.ققنوسیک رازِ کوچک، بهاندازهی یک کلمهی نگفته، میتواند سالها زیر خاکستر بماند؛ تا روزی که یک تماس، یک عکس، یا یک نام قدیمی دوباره روشنش کند. ریحان صالحی فکر میکرد گذشتهاش را دفن کرده. حمید آریان فکر...
-
رمان سیاه زخم جدید
نویسنده آزاده دریکوندیزندگی درسا با یک خیانت دستخوش تغییرات میشود و زندگی او گره میخورد به سازمانی مافیایی و ناشناخته به نام شبدر! سازمانی که مثل تار عنکبوت، در چندین نقطه از جهان گسترده شده؛ شبکهای پنهان که برای انجام...
-
رمان امکان غیرممکن جدید
نویسنده مهدیه فیروزیقصهی ارکیده بردبار در ظاهر از یک خیانت شروع شد؛ اما در اصل آغازگرش یک جنایت بود! دختری مبتلا به افسردگی با نشانههای حاد از توهم و هذیان گرفته تا فکر و خیالات سیاه و ترسناک، بعد از اینکه طی سفر به...
-
رمان اقیانوس چشمهایت جدید
نویسنده زهرا مجموعیهاله دختری است که بعد از اتفاقات تلخ گذشته، هنوز نتوانسته با از دست دادن مادر و برادرش کنار بیاید. زندگی برای او وقتی سختتر میشود که پدرش در یک قمار، سرنوشت او را به مردی به نام حسام گره میزند؛...
-
رمان حدشکن جدید
نویسنده زهرا حاجیان (صحرا)شادی در جریانی که دلش نمیخواهد به کسی بازگو کند و در واقع شرم دارد از گفتنش، از رامین جدا میشود. دخترش یاسمن را هم با خود همراه میکند تا رامین در چاهی که برای خودش کنده، غوطهور شود. حالا او با...
