رمان خواب باران
نویسنده الناز محمدیباران در آستانه ازدواجی سنتی، تصمیم میگیرد پرده از راز گذشته خود برای هاتف که توسط پدر و برادرش معرفی شده، بردارد ولی اتفاقات خلاف تصور او رقم میخورد؛ رازی بزرگ از پرده بیرون میافتد و او را مقابل...
باران در آستانه ازدواجی سنتی، تصمیم میگیرد پرده از راز گذشته خود برای هاتف که توسط پدر و برادرش معرفی شده، بردارد ولی اتفاقات خلاف تصور او رقم میخورد؛ رازی بزرگ از پرده بیرون میافتد و او را مقابل...
صدف، دختری آرام و کتابخوان، بعد از گرفتن بورسیهی تحصیلی با مخالفت شدید پدرش مواجه میشود. پدر که هنوز از مرگ مرموز دختر دیگرش، ساحل، در ایتالیا به خود نیامده، از رفتن صدف میترسد. اما صدف که برای...
آریا همیشه استعداد عجیبی توی دردسر درست کردن داشته... اما این بار یه شوخی ساده، اونو به جایی میکشونه که هیچکس نباید ببینه؛ یه جسد بیچهره، یه آیین فراموششده و یه سایه با چشمهای طلایی که انگار...
در یکی از روستا های اطراف شهر آمل، خانوادهای وارد یک خانه ویلایی میشوند تا برای مدتی از دغدغه های گذشته رهایی یابند. اما از بدشانسی آنها این ویلا سابقه ای کاملا تاریک دارد و داستان هایی در موردش...
در تاریکی تهران، جایی که عطر قهوه با طعم خون در هم میآمیزد… او بازگشته است.” دلوین موحد، وکیل برجسته و سرد، با پروندهای روبرو میشود که نه تنها عدالت، که روح او را نیز به چالش میکشد. متهم؟ مردی از...
در میان روزهای سرد زمستان و خیابانهای پوشیده از برف، سیاوش دل به دختری میبازد که پشت نگاه آرامش، رازی تلخ پنهان شده است. آشنایی سادهای که در یک کافه آغاز میشود، کمکم به عشقی عمیق تبدیل میشود؛...
برزین نیکنام... مردی خوشتیپ، باوقار و مرموز که دو ساله حتی یه شب هم همسرِ به کما رفتهش، ترنم، رو تنها نذاشته. وفاداری عجیبش باعث شده همهی پرستارای بیمارستان ازش به خوبی یاد کنن و حسرت داشتن همچین...
آنا دختری پانزدهساله است که در روستایی دورافتاده و غرق در سنتهای کورکورانه زندگی میکند؛ دختری که حتی در خانهی خود نیز نادیده گرفته شده و همیشه خود را یک محبوس میداند. در این روستا رازی تاریک...
محمدامین یه معمار جوونه با آرزوهای بزرگ، از اون آدمایی که هیچوقت به همون چیزی که داره راضی نیست. یه تصمیم بزرگ میگیره؛ میخواد یهشبه به همهچی که آرزوشو داشته برسه. برای همین یه پروژهی عظیم رو...
یادمه دبستانی بودیم زنگ های تفریحی نماینده کلاس روی تابلو می نوشت خوب ها و بد ها اگر شلوغی می کردیم و به حرفش گوش نمی دادیم اسممون در لیست بد ها می رفت و اگر ساکت بودیم خوب خوانده می شدیم همه دست به...
گاهی یک اتفاق طوفانی ، چنان زندگیتو زیر و رو میکنه که تا مدت ها مات و مبهوت این بازی عجیب و غریب دنیا تو بُهت و تعجب ، ساعت ها به یک نقطه خیره میشی و توان حرف زدنم پیدا نمیکنی . این اتفاق تو زندگی...
ستاره از آن آدمهایی بود که زندگیاش را از پشت قاب یک پنجره میدید؛ پنجرهای که رو به عمارت قدیمی و متروکهای باز میشد که سالها بود کسی جرأت نزدیک شدن به آن را نداشت. اما وقتی پروژه بازسازی عمارت...
چشمهایم را باز کردم پرتو نورخورشید از میان پرده عبور کرده و نورش روی گل های قالی اتاقم افتاده بود. امروز قرار بود از پست چیزی برایم برسد؛ چیزی که چند روزی بود ذهنم را مشغول کرده بود. از رختخواب...
در اوایل قرن گذشته، زندگی زنی جوان با خیانت همسرش و رابطهی پنهانی او با خدمتکار خانه، به فاجعهای جبرانناپذیر ختم میشود. زن که توان تحمل این زخم را ندارد، در اوج خشم، عمارت را به آتش میکشد و هر...
دو سال قبل، ذهنش همه چیز را فراموش کرد اما قلبش نه... الناز دو سال است با گذشتهای زندگی میکند که هیچ تصویری از آن در ذهنش باقی نمانده. دو سال است میان سؤالهایی بیجواب، رازهایی ناگفته و آدمهایی...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی