بیوگرافی کامل زهره پورصباغ

زهره پورصباغ هستم
متولد اولین ماه از فصل هندوانه های شیرین
از 14سالگی مینویسم
اما به صورت جدی از سال 1400 باشرکت در کلاس های نویسندگی خانم مریم ثروت و کارگاه آقای سروش صحت نویسندگی را دنبال کردم
و اولین رمانم به اسم شریفه را به چاپ رساندم که در دنیای رمان موجوده


آثار زهره پورصباغ در دنیای رمان

تصویر کاور رمان سلبریتی منفور من؛ رمان عاشقانه برای لیست مطالب
تصویر کاور رمان نون خ بابا گیان من؛ رمان فانتزی برای لیست مطالب
تصویر کاور مجموعه داستان خاطرات در گذر زمان؛ داستان کوتاه و مذهبی برای لیست مطالب
رمان عاشقانه و همخونه ای همسر سابق من آدم امن ندگی منه اثر زهره پور صباغ
رمان عاشقانه, رمان مذهبی, رمان عاشقانه شریفه, نویسنده زهره پورصباغ, دنیای رمان

اطلاعات تکمیلی نویسنده

  • تاریخ تولد 9تیرماه1378
  • سال شروع به کار ثبت نشده
  • تحصیلات کارشناسی کتابداری
  • زمینه فعالیت نویسندگی

لیست کلیه آثار تالیفی

  • شریفه_عاشقانه، اجتماعی_رایگان

  • خاطرات در گذر زمان _ مذهبی

  • نون خ بابا گیان من _فانتزی

آخرین اطلاعیه های نویسنده:

زهره پورصباغ : ۸ روز پیش در رمان سلبریتی منفور من

سلام به مخاطبین عزیزم
حلول ماه قشنگ رمضان را بهتون تبریک میگم
رمانم اگرچه مانند همسر سابقم با پارت های طوفانی شروع نشده اما اواسط داستان به قشنگی و جذابیت خودش میرسه و مطمئنم که دوستش خواهید داشت
منتظر نظراتتون هستم 🙏 ❤️

زهره پورصباغ : ۳۵ روز پیش در رمان داستان نون خ بابا گیان من

سلام به همه مخاطبین عزیز و بادرکم
ایده داستان کوتاه نون خ برای برای اولین بار آن هم برای یک سریال ایرانی
در ژانر فانتزی نوشته شده و باید حتما قبل از اون سریال رو دیده باشید مگرنه اصلا متوجه نمیشید داستان به هیچ عنوان سطحی نیست
روزها وقت گذاشته شده پس حتما سریال رو ببینید خصوصا فصل سوم و بعد متوجه حتی ظریف ترین نکته ها هم میشویدو تصویر سازی که من انجام دادم و لطفا بعد از اون نظر بدید ومن خواهم خوند ❤️🙏

زهره پورصباغ : ۲۰۳ روز پیش در رمان همسرسابقم آدم امن زندگی منه

سلام به همه عزیزان
ممنونم که با رمانم همراه شدید
لطفا بعد از خواندن هر 10 پارت رایگان نظرتون رو بنویسید برام❤️
هزینه عضویت رو خیلی پایین قرار دادم تا همه امکان مطالعه داشته باشند
خیلی از افراد سوال کردن آدم امن یعنی چی
‏یادمون باشه آدم امن باشیم
آدم امن یعنی
اگه لیوان افتاد شکست،
اگه با ماشینت تصادف کرد،
اگه دیر رسید،
اگه چیزی یادش رفت…
جای داد زدن و تهدید، یه "عیبی نداره" می تونه همه چی رو نجات بده.
همسر سابق نیلوفر هنوز هم در مواقع سختی به او کمک می کند و حامی اوست.
ومنبع آرامش و امنیت عاطفی برای نیلوفره
آدم امن بودن، یه جور دوست داشتن عمیقه.

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.