خلاصه رمان داستان کوتاه داستان پلکان مرگ
در یکی از روستا های اطراف شهر آمل، خانوادهای وارد یک خانه ویلایی میشوند تا برای مدتی از دغدغه های گذشته رهایی یابند. اما از بدشانسی آنها این ویلا سابقه ای کاملا تاریک دارد و داستان هایی در موردش اطراف این روستا پیچیده است. زهرا و علی و سه فرزندشون همون خانواده هستن. ویلایی که اجاره کردهاند بهترین ویلاست اما در واقع یک موجود تاریک درونش اقامت دارد. سه فرزند و یک عمارت بزرگ ویلایی که درون خود اهریمن دارد. همه چیز آرام است، گل و بلبل است اما کم کم نشانه ها به چشم میآیند. و بعد ناگهان تغییرات شروع میشوند. در نهایت آرامش اولیه، به جهنمی در پایان تبدیل میشود.

سهیل۳۰
1به به یه رمان دیگه از خانم هاشمی نسب😍 من الان پوسترشو دیدم..میریم که بخونیم