رمان غاشیه (نسخه اصلی)
نویسنده محدثه جهشیماهور دانشجوی مشاوره به پیشنهاد خواهرش برای کار پاره وقت، به عنوان نظافتچی وارد هتلی میشود که به ظاهر ساده اما دردسر و چالش برایش خواهد داشت او خیلی زود با غاشیه، فردی مرموز و خطرناک روبهرو میشود...
ماهور دانشجوی مشاوره به پیشنهاد خواهرش برای کار پاره وقت، به عنوان نظافتچی وارد هتلی میشود که به ظاهر ساده اما دردسر و چالش برایش خواهد داشت او خیلی زود با غاشیه، فردی مرموز و خطرناک روبهرو میشود...
دختری ساده به نام مهنا که دل به پسرعمویش شهاب که پانزدهسال از او بزرگتر است، داده و ششسال هم درگیر اوست؛ اما سانیا که خواهر کوچک اوست که او هم عاشق شهاب است و برای رسیدن به شهاب، در کودکی دست به...
صدای یکنواخت مانیتورهای بخش مراقبتهای ویژه، تنها موسیقی پسزمینهی زندگی طلا شده بود؛ موسیقیای که هیچوقت نمیتوانست جای خالی سکوت برادرش را پر کند. او در این بیمارستان، هم پرستار بود و هم زندانی....
دنا پسر جوانی است که پس از مخالفت با ازدواجی که عمهاش برایش در نظر گرفته، خانه و ماشینش را از دست میدهد. برای آن که به او ثابت کند میتواند در مسیری خارج از آن چه او تعیین کرده است، قدم بردارد، به...
مروارید فکر میکرد بالاخره یاد گرفته بود با زندگی کنار بیاید. کارش را دوست داشت، زخمهای قدیمیاش را پشت لبخندهای روزمره پنهان کرده بود و پذیرفته بود که بعضی آدمها باید فقط در حد خاطره بمانند. اما...
داستان از این قرار است، سه نوجوان با اردوی مدرسه به مشهد میروند تا سال آخر دبیرستان را به یاد ماندنی تمام کنند، در این بین نام جنگل جیغ به گوششان می خورد که در زمینه ترس و وحشت حسابی حرف برای گفتن...
همتا دختری از تبار زخم و درد . دختری که ۹ سال پیش دچار یک حادثه میشود. حادثه ای بزرگ که روح و جسمش را دریده . اکنون تلاش دارد به زندگی برگردد . دنیا را مثل قدیم رنگارنگ ببیند . اما این کار نشدنی است...
(روبروی آینه کوچیکی که روی دیوار آویزون بود ایستادم و روسری رو از روی صورتم کنار کشیدم.از دیدن شخص درون آینه بی اختیار جیغ کوتاهی کشیدم.باورم نمیشد این واقعا من بودم؟ همون دختر زیبای روستا...اشکام...
گاهی، تنها یک لحظه کافیست تا جهان، معنای دیگری پیدا کند... و درست از همان لحظه، سرنوشت، نخستین نتِ ملودیِ نانوشتهاش را مینوازد. سایه، دختری است که تمام دنیایش میان کلاویههای سپید و سیاه پیانو...
رامتین مواج، پسرک یتیمی که بعد از به فرزند خواندگی گرفته شدن، در یک شب پدر و مادر خودش را میکشد و به تیمارستان فرستاده میشود. تشخیص اصلی در مورد او اسکیزوفرنی بوده و کسی انتظار نداشته بعد از بستری...
کاترین، دختری که تمام زندگیاش روی گلوله چرخیده، کنون دچار تحول عجیبی شده است. او میان دوراهی خوب و بد، اسلحه و قلم، گیر افتاده است. سردرگم است و نمی داند چگونه این سراشیبی مملو از آشوب و دشواری را...
حبس، اجبار، ظلم. سه کلمهای که میرا و اِلای باهاشون به دنیا اومدن و بزرگ شدن. خواهرهایی که در چنگ روستایی خرافاتی زندانی شده بودن. روستایی که دخترها داخلش مجبورهستن توی سن کم و به اجبار ازدواج کنن و...
سالار مردی تعصبی و ورزشکار که خارج از ایران زندگی میکنه، اعتقادی به زن ها و عاشقی نداره، سالهاست به عشق برادرزاده اش زندگی میکنه و فقط اون رو از ته دل دوست داره، تا روزی که استوری دخترعموش که بلاگره...
در آغاز فصل، شکاف عمیقی میان مهوا و آهیم وجود دارد. آن ها پس از یک دوره رابطه پر فراز و نشیب، از هم جدا شده اند و حالا مهوا با غرور، تنها هدفش سروسامان دادن به زمین های رها شده ی پدرش در روستاست. او...
این داستان یک عاشقونه ی غلیظ و پرهیجان درباره ی زندگی پسری لات و کله خراب و شیطون به نام آرمین هست که اسیر یک دختر خطرناک و ترسناک به نام ناتاشا میشه. داستان از اونجایی شروع میشه که خونواده ی ثروتمند...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی