خلاصه رمان :
آنا دختری پانزدهساله است که در روستایی دورافتاده و غرق در سنتهای کورکورانه زندگی میکند؛ دختری که حتی در خانهی خود نیز نادیده گرفته شده و همیشه خود را یک محبوس میداند. در این روستا رازی تاریک وجود دارد؛ اهالی برای حفظ امنیت و فراوانیِ دیار خود، هر سال دختری جوان را به عنوان قربانی به غاری مخوف در دل جنگل میفرستند و امسال، قرعه به نام آنا میافتد. اما این غار، خانهی یک هیولای معمولی نیست. «سرلین»، موجودی ماورایی، قدرتمند و بیرحم، قرنهاست که با یک طلسم شوم در این غار اسیر شده و منتظر قربانی جدیدش است. با ورود آنا به غار، رازی باستانی که در خون او جریان دارد بیدار میشود؛ رازی که پدرش ناخواسته آن را به قلب خطر فرستاده است. آنا میان وحشت از این اهریمن مرموز و تقدیری تاریک که انتظارش را میکشد گرفتار میشود؛ در دنیایی که سایهها زندهاند و زمان قوانین دیگری دارد، رهایی چقدر قیمت دارد؟
قسمتی از متن رمان مبحوس
زهرا
1امیدوارم فصل و قسمت های جدید زودتر بیاد
۱ هفته پیشهاشمی
1سلام جلد دومش چه وقت منتشر میشه ممنون بابت این رمان
۱ هفته پیشآنیتا
1بنظرم حق خانواده ی آنا بیشتر از مرگ باید می بود چون خیلی آنا رو اذیت کردن و شخصیتش رو آوردن پایین به عنوان یه دختر 😓😓
۱ هفته پیشآنیتا
2خداکنه سرلین بتونه آنا رو پیدا کنه 😍💞😻
۱ هفته پیشآنیتا
3از شخصیت سرلین خیلی خوشم اومده خیلی خفنه ☺️😍💞😻
۱ هفته پیشآنیتا
1عالی بودد🥰😻😍☺️💞💓
۱ هفته پیشآنیتا
1امیدوارم جلد دوم زودتر بیاد 😻☺️😍
۱ هفته پیشآنیتا
1واقعا کنجکاو شدم، برای چهارمین بار دارم میام این رمان رو میخونم 😍😻😍🥰
۱ هفته پیشآنیتا
1خدایا خیلی قشنگه😍😍 فصل دو کی میاد ؟
۱ هفته پیشزهرا
0وایی زن دارم له له می زنم براش
۱ هفته پیشSaghar
1رمان قشنگی بود ولی خیلی گنگ بود و واضح نبود منتظر فصل دو هستم
۱ هفته پیشبیشتر تخیلی بود
0داستات تخیلی اما قشنگ بود
۱ هفته پیشزهرا
1سلام لیلا جون پس چرا زودتر فصل دوم را تو بخش آفلاین منتشر نمیکنی؟
۲ هفته پیشنگار
0وایی خدا من هنوزم منتظرما پس کی میاد دیگه واقعا رمان خوبه فصل اولش رو شاید یه چند باری تا حالا خوندم و منتظر فصل دوم هستم💙💙
۲ هفته پیش

مری
1فوق العاده بود . نویسنده فصل دوم کی میاد ؟؟