خلاصه رمان عاشقانه خفته در راز
برزین نیکنام... مردی خوشتیپ، باوقار و مرموز که دو ساله حتی یه شب هم همسرِ به کما رفتهش، ترنم، رو تنها نذاشته. وفاداری عجیبش باعث شده همهی پرستارای بیمارستان ازش به خوبی یاد کنن و حسرت داشتن همچین مردی رو داشته باشن.، اما پشت اون سکوت و آرامش و وفاداری، رازهایی خوابیده که هیچکس ازشون خبر نداره. بلوط، پرستار بخش مراقبتهای ویژهست؛ دختری که هر روز بین مرگ و زندگی رفتوآمد میکنه و به دیدن اشک و درد عادت داره. اما بین همهی مریضهای بخش، همین برزین نیکنام هست که همیشه توجهش رو جلب میکنه. همهچیز از شبی عوض میشه که یه اتفاق غیرمنتظره، بلوط رو وارد زندگی شخصی برزین میکنه. از اون شب، کمکم پای بلوط به خونهای باز میشه که هنوز همهجاش بوی ترنم رو میده؛ خونهای که انگار زمان توش دو ساله متوقف شده. اما هرچی بیشتر به برزین نزدیک میشه، سؤالهای بیشتری توی ذهنش شکل میگیره. یه پروندهی مشکوک و حرفهایی که نصفهنیمه میشنوه و رازی که انگار همه ازش میترسن... درست وقتی بلوط سعی میکنه حقیقت رو پیدا کنه، خودش هم ناخواسته وارد بازی خطرناکی میشه که دیگه راه برگشتی براش نمیذاره. حالا بین مردی که هنوز با تمام وجود عاشق زنش هست و دختری که نمیخواست دلش درگیر بشه و زنی که شاید بیدار شدنش زندگی خیلیها رو زیر و رو کنه، سرنوشتی رقم میخوره که هیچکس انتظارش رو نداره... واقعاً اگر ترنم یه روز چشم باز کنه چه رازی باهاش بیدار میشه؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان خفته در راز - پارت 25
بلوط برزین هنوز کنار تخت ترنم نشسته بود. دستش بین دستهای مردی بود که انگار تمام دنیاش به همین چند انگشت ظریف وصل شده بود. چند دقیقه فقط نگاهش کردم. به مردی که چند ساعت پیش جلوی همه مثل یه دیوار ایستاده بود. مردی که نگاهش میتونست یه آدم رو از ترس ساکت کنه. اما همین مرد،همین مرد، کنار زنی...
بروزرسانی در : ۴ ساعت پیش
-
رمان خفته در راز - پارت 24
اتاق سیصد و هفت دوباره توی سکوت فرو رفته بود. فقط صدای منظم مانیتور بود که بین دیوارهای سفید بخش میپیچید. برزین همونطور کنار تخت نشسته بود. دست ترنم هنوز بین دستهای مردش جا داشت. با انگشت شستش خیلی آروم روی بند انگشتهای ترنم میکشید. انگار میترسید حتی با یه لمس محکمتر، خواب دو سالهی ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان خفته در راز - پارت 23
راوی صدای ممتد مانیتور، مثل تیغ، سکوت بخش مراقبتهای ویژه رو شکافت. بیــــــــــــــپ... همهچیز توی چند ثانیه به هم ریخت. پرستارها با عجله دویدن سمت اتاق سیصد و هفت.پزشک کشیک تقریباً همزمان خودش رو رسوند. برزین رنگش مثل گچ سفید شده بود. _ترنم...! خواست وارد اتاق بشه که دکتر دستش رو جلوی...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان خفته در راز - پارت 22
راوی ماشین برزین با صدای تیز ترمز، جلوی ورودی اورژانس بیمارستان ایستاد. برزین حتی منتظر خاموش شدن کامل ماشین هم نموند. در رو باز کرد و با قدمهایی بلند به سمت ورودی دوید. بلوط هم سریع خودش رو بهش رسوند. از همون دمِ در، حال و هوای بخش فرق داشت. چند نفر از پرستارهای شیفت شب جلوی اتاق سیصد ...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش

زهرا خزائی | نویسنده رمان
رماندر حال تایپه کامل نیست
۳ ساعت پیشمحرابی
در پارت 240ممنون عزیزم زیبا بود خدا قوت. واقعا منم ندیدم همچین مرد عاشقی که دوسال هرشب بیاد پیش زن توکماش وناامید نشه
۲ روز پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
برزین نماد وفا داری یه مرده🤕
۲ روز پیشمحرابی
در پارت 230ممنونم خیلی زیبا بود ودلنشین. خداروشکر برگشت
۴ روز پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
مرسییییییی گلی
۴ روز پیشنیلا
در پارت 20من پرداخت کردم چرا رمان. برام باز نشد
۶ روز پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
بعد از واریز باید به پشتیبانی پیام بدید. ( در قسمت زنگوله بالای صفحه، سمت چپ میتونید با پشتیبانی در تماس باشید) به ایشون اسم رمان مد نظر همراه با تاریخ واریزتون رو اطلاع بدید
۶ روز پیشZahra
در پارت 220خانم خزائی جان لطفا دوتا پارت بفرس عزیزم یدونه رو میخونی بعد می مونه دوروز دیگه آدمو خسته میکنه
۷ روز پیشمحرابی
در پارت 220الهی بگردم یعنی تموم کرد ترنم امیدوارم اینجورنباشه. ممنونم زیبا بود
۷ روز پیشمحرابی
در پارت 210ممنونم عالی مثل همیشه. ای بابا کاش زودتر بهوش میومد ببینیم چرا رفته توکما
۱ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
مرسی زیبا
۱ هفته پیشندا
در پارت 210چرا نقد پارت گزاری کمه لطفا بیشتر بزارید
۱ هفته پیشمحرابی
در پارت 200ممنون عزیزم زیبا بود.
۱ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
لطف داری
۱ هفته پیشمحرابی
در پارت 180ممنون خدا قوت پارت زیبایی بود
۲ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
تشکر زیبا
۲ هفته پیشBahar
0آیا دنبال یه رمان قلم قوی میگردید؟آیا خسته شدید از داستان های شبیه به همه رمانها؟ من بهتون این رمان رو واقعا پیشنهاد میدم یه چیز خیلی متفاوت و جذب کننده س منکه عاشقش شدم بی نهایت
۲ هفته پیشتارا داوودی
0جیگرم حال اومد با پارتها کاش بشه ولی پارت بزارید چقد خفنه رمانش
۲ هفته پیشسارام
0میتونم بپرسم نویسنده جان بلوط و برزین قراره پارتنر هم بشن یا نه؟؟خیلی کنجکاو شدم واقعا خیلی خوب نوشتید
۲ هفته پیشیوسف وند
0امیدوارم عاشقش نشه،چون زن داره مثل چی هم عاشق زنده برزین بعید میدونم عاشق بلوط بشه
۲ هفته پیشیوسف وند
1بلوط داره کم کم وا میوه و عاشق برزین اگه بشه و زنش به هوش بیاد خیلی لطمه میبینه
۲ هفته پیش

خانم معافی
در پارت 100سلام چطوری میشه کل پارت ها رو با هم خرید تا آخر داستان یا اگه کتاب اماده هست کتاب رو بخریم