رمان هفتتیری به نام قلم
نویسنده آیناز تابشکاترین، دختری که تمام زندگیاش روی گلوله چرخیده، کنون دچار تحول عجیبی شده است. او میان دوراهی خوب و بد، اسلحه و قلم، گیر افتاده است. سردرگم است و نمی داند چگونه این سراشیبی مملو از آشوب و دشواری را...
اینجا بخش اختصاصی رمانهای مافیاییه؛ دنیایی پر از هیجان، تعقیب و گریز، عشقهای خطرناک و تقابل قدرت در دل باندهای خلافکاری. اگه دنبال یه رمان مافیایی رایگان برای شروع میگردید یا دلتون میخواد وارد ماجراهای پرکشمکش رمان مافیایی عاشقانه بشید، این آرشیو کاملاً برای شما چیده شده.
تو این بخش، از داستانهای جذاب ایرانی گرفته تا محبوبترین آثار رمان مافیایی خارجی و سبکهای پرطرفداری مثل رمان مافیای خشن و هیجانی رو پیدا میکنید. سعی کردیم تنوع کاملی رو کاور کنیم؛ از داستانهایی با محوریت رمان مافیا و فرشته اش گرفته تا قصههای معروف و پرطرفداری مثل ملکه مافیا و رمانهای بدون سانسور که خیلیها دنبالشون هستن.
هر هفته مجموعهای از آثار رمان جدید مافیایی به این لیست اضافه میشه تا همیشه داستان تازهای برای خوندن داشته باشید. تمام این اثرها رو هم میتونید بهصورت آنلاین همینجا بخونید و هم فایل پی دی اف رمان مافیایی رو دانلود کنید و تو گوشیتون همراه داشته باشید.
کاترین، دختری که تمام زندگیاش روی گلوله چرخیده، کنون دچار تحول عجیبی شده است. او میان دوراهی خوب و بد، اسلحه و قلم، گیر افتاده است. سردرگم است و نمی داند چگونه این سراشیبی مملو از آشوب و دشواری را...
وقتی مرگ دو عضو کلیدی، تعادل خاندان سیرانی را برهم میزند، گیسو مجبور است نقشی را بپذیرد که قرنها مخصوص مردان بوده: رئیس یک امپراطوری مافیایی. اما قدرت همیشه بهایی دارد. و گیسو آن را با خون...
سورن (سورنا) همایونفر ولیعهد یک خانواده مافیاییه! خانوادهای که پدرخوانده خیلی بی رحمی داره و این بی رحمی رو خیلی خوب به ولیعهدش آموزش داده! همایونفرها مردان سیاهپوشی هستن که یه شعار خیلی مهم دارن و...
صدای یکنواخت مانیتورهای بخش مراقبتهای ویژه، تنها موسیقی پسزمینهی زندگی طلا شده بود؛ موسیقیای که هیچوقت نمیتوانست جای خالی سکوت برادرش را پر کند. او در این بیمارستان، هم پرستار بود و هم زندانی....
همتا دختری از تبار زخم و درد . دختری که ۹ سال پیش دچار یک حادثه میشود. حادثه ای بزرگ که روح و جسمش را دریده . اکنون تلاش دارد به زندگی برگردد . دنیا را مثل قدیم رنگارنگ ببیند . اما این کار نشدنی است...
گاهی، تنها یک لحظه کافیست تا جهان، معنای دیگری پیدا کند... و درست از همان لحظه، سرنوشت، نخستین نتِ ملودیِ نانوشتهاش را مینوازد. سایه، دختری است که تمام دنیایش میان کلاویههای سپید و سیاه پیانو...
حبس، اجبار، ظلم. سه کلمهای که میرا و اِلای باهاشون به دنیا اومدن و بزرگ شدن. خواهرهایی که در چنگ روستایی خرافاتی زندانی شده بودن. روستایی که دخترها داخلش مجبورهستن توی سن کم و به اجبار ازدواج کنن و...
این داستان یک عاشقونه ی غلیظ و پرهیجان درباره ی زندگی پسری لات و کله خراب و شیطون به نام آرمین هست که اسیر یک دختر خطرناک و ترسناک به نام ناتاشا میشه. داستان از اونجایی شروع میشه که خونواده ی ثروتمند...
«آنا» دختری که روزگاری در دنیای بوکس زیرزمینی بوداپست، با قدرت و هیجان زندگی میکرد، حالا درگیر دنیایی تاریک و بیرحم شده است. او که درگیر قاچاق و جابهجایی بستههای مرموز است، میان دو جهان معلق...
الارز، دختری که به دستان پر مهر پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شده بود، بعد از صانحهی آتشسوزی و از دست دادنشان، وارد دنیای مافیایی میشود تا خواهری که به گفتهی دیگران مرده تلقی شده بود را پیدا کند؛ چرا...
میگویند هرکس گذشتهاش را دفن کند، نجات پیدا میکند. اما من، تریستا، فقط یاد گرفتهام چطور روی گورِ حقیقت بایستم و لبخند بزنم. در سازمانی بزرگ شدم که کودکان با بوی خون قد میکشند و قلبها را مثل سلاح...
تو شهری که پول حرف اول رو میزنه و سکوت زبون زنده هاست دارک ترین بازی شروع میشه. بازی که توش احترام رو با اسلحه میسنجند قوانین فقط برای ضعیف ها نوشته میشه و هر کسی قدرت بیشتری داشته باشه خدای بازیه....
همه چیز از یک جشن ساحلی شروع شد... شش دختر نوجوون برای جشن اتمام مدرسه به ساحل رفتن؛ اما هیچوقت به خونه برنگشتن. وقتی ردپای باند قاچاق زنان لو میره، همه نگاهها به پلیسی دوخته میشه که حاضره برای...
در دنیای آرکانا، آیناز با نقشهی زیرکانهای میان دو پسرعمو که دشمنان دیرینهاند، بذر فریب میکارد تا راهش را به سوی قدرت باز کند. یکی از آنها با جاهطلبی بیپایانش میخواهد تاج را از آنِ خود کند، و...
آیناز یه بوکسور زیرزمینیه و پدرش هم مربی بوکسه، همه چی خوبه تا اینکه پدرش به خاطر یه سانحهی مشکوک میمیره. چند روز بعد مدارکی به دست آیناز میرسه که نشون میده پدرش قبل از مرگش به طور مخفیانه با یه...
چند خط پیش از فروپاشی؛ شرح کوتاهی از دنیایی که رحمی در کارش نیست و عشقی که خلاصه ندارد: پیش از آنکه همهچیز آغاز شود یا حتی کسی به خطرات اجباری تن بدهد، در شهری که حقیقت زیر لایههای ضخیم دروغ و...
در دنیای تاریک مافیا ،مردی خشن عاشق می شود . زندگی حامی رئیس مافیا با عاشق شدنش زیر و رو میشود. او اکنون عاشق دختری است از تبار نور و روشنایی .. اما پناهی که ۲۳ سال تنهایی همنشینش بوده ابایی از تنها...
دنیز زارع شخصیت اصلی این رمان با مادرش رعنا که یه سالن دار هستش، توی یک آپارتمان زندگی میکنن. دنیز یک دامپزشک موفقه! یه خانوم زیبا که یه روز به خاطر درمان یک سگ ژرمن شپرد سر از ویلایی مرموز توی...
وقتی هر قطعه سقوط کند، همه چیز فرو میریزد... در دل تاریکی نیویورک، صدای گیتار راک با شلیکهای پنهان مافیا آمیخته میشود. ریون بلک، خوانندهای که همه او را با صدای خشن و چشمان نقرهای میشناسند، پشت...
بوی خون، بوی باروت، بوی مرگ... و او خون ندیده، باروت نمی شناسد، چیزی از قاعده مرگ نمی داند. یک شهر دود گرفته که نه، یک شهر خون گرفته، یک بازی خون گرفته... بر سردرش نوشته اند: «ورود ممنوع!» و او بی آن...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
هزار سال است که میان قلمرو نور و تاریکی جنگی بیپایان جریان دارد؛ جنگی که نسلها را درگیر کرده و هیچیک از دو قلمرو حاضر به پایان دادن آن نیستند. آرورا، دختر مهربان و قدرتمند فرمانروای فرشتگان، در...
نگار درحالیکه لباس عروس به تن دارد، بهناچار با اسنپ راهی مجلس عروسیاش میشود! داماد به مجلس عروسی نمیآید و همزمان که نگار با نگرانی و مدام با او تماس میگیرد و با پیام کلافهکنندهی اپراتور همراه...
غریبه دختریست با اندیشه های متفاوت گیر افتاده در روستایی که بر پایه اشتباهات یک مشت ذهن های پوسیده بنا شده است. مردمان ده غریبه را به چشم یک دختر یاغی و سرکش می نگرند، چون او می خواهد خلاف جهت...
هیراد مرد نابینایی است که در کودکی اتفاق ناگواری را پشت سر گذاشته است. او قصد دارد از مردی که مسبب نابودی خانوادهاش شده است، انتقام بگیرد و وقتی دستش را خالی میبیند، به ناچار تصمیم میگیرد برای...
ارشا قبل از اینکه یک شاهزاده، همسر شهبانو یا پدرخوانده پادشاه سرزمین هیوا باشد، یک پدر است. پدری که برای نجات پسرش دست به هرکاری می زند. کارهایی که او را به سقوط و نابودی خانواده اش نزدیک می کند....
اسمش شهابالدین مودت بود؛ پسر همهچیزتمامِ حاجی مودت، نورچشمی خانواده، پسری که همه از اخلاق، ایمان و آیندهی درخشانش حرف میزدند. کسی که هیچوقت اشتباه نمیکرد... یا حداقل همه همین را باور داشتند. و...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی