خلاصه رمان عاشقانه الهه ماه جلد دوم
در آغاز فصل، شکاف عمیقی میان مهوا و آهیم وجود دارد. آن ها پس از یک دوره رابطه پر فراز و نشیب، از هم جدا شده اند و حالا مهوا با غرور، تنها هدفش سروسامان دادن به زمین های رها شده ی پدرش در روستاست. او در تنهایی، قدرت و استقلال خود را بازیابی کرده و سعی دارد مرز های محکمی میان خود و آهیم بکشد. اما آهیم، با همان خونسردی و آرامش، بازی متفاوتی را آغاز کرده و از جایشگاهش به عنوان «خان» استفاده میکند تا مهوا را در موقعیت هایی قرار دهد که عملا راهی جز ماندن در روستا نداشته باشد. مهوا در عین حال که از این دخالت ها خشمگین و مغرورانه در حال مقاومت است، لرزش های قلبی اش را در مواجهه با نگاه نافذ آهیم پنهان میکند.
