خلاصه رمان :
کاترین، دختری که تمام زندگیاش روی گلوله چرخیده، کنون دچار تحول عجیبی شده است. او میان دوراهی خوب و بد، اسلحه و قلم، گیر افتاده است. سردرگم است و نمی داند چگونه این سراشیبی مملو از آشوب و دشواری را طی کند! آنها که سالها در ردای یک کتابخانهی فرهنگی در انگلیس فعالیتهای جنایی خود را ادامه دادهاند، حال در شرف انجام یک عملیات بزرگاند. جا به جایی یک بار سنگین مواد مخدر برای مردی مرموز. کسی نمیداند مرد غریبهای که کاترین در نیمهشب پیش از شروع عملیات در کوچه پس کوچههای لندن به قتل رساند کیست و کاترین هم نمیداند در انتها میان اسلحه و قلم، کدام را انتخاب میکند؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 28
در طول رانندگی، رابرت تنها با لبخند از پنجره به منظرهی بیرون از ماشین نگاه میکند. کاترین هر دو دقیقه یک بار نگاهاش را از خیابان میگیرد و با عسلیهایش زیرچشمی به رابرت لبخند بر لب نگاه میکند. لبخند زدن رابرت را عادی میداند؛ اما روی اعصاباش است. چگونه میتوانست در این شرایط لبخند بزند و خون...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 27
با مشاهدهی حال و روزش جلوتر رفت تا نظارهگر چهرهی پژمردهاش باشد؛ اما با دیدن قیافهی وحشتناک او از جا پرید. زیر چشمان عسلیاش که رگههای قرمز خون به آن زینت داده بودند نیممتر گود افتاده بود. گیسوان فندقیاش به صورت آشفتهای روی صورتاش ریخته بودند و رنگ به صورت نداشت. با دیدن این صحنهی ترحم...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 26
زمان حال سال دوهزار و سه روسیه_مسکو آوای وحشتناک رعد و برق در یکی از اتاقهای کلیسا میپیچد و جولین از خواب میپرد. اغلب اگر از خواب میپرید؛ عصبی میشد و زمین و زمان را به هم میدوخت؛ اما با آغاز باران بالافاصله پس از رعد و برق لبخندی روی لبهای کبودش جا خوش میکند. از جا برمیخیزد و به سوی پ...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 25
در آن طرف مجلس مهمانی الکساندر، میزبان این مهمانی بزرگ روی یکی از صندلیهای مشکی رنگ در یکی از صد پذیرایی عمارت عظیماش نشسته است و با چشمان عقابی و آبی رنگادیوید را رصد میکند. ستونهای پیچ در پیچ سفید که مقابل صندلی مشکی رنگ دیوید بنا شده است کمی جلوی دید او را میگیرد؛ اما همانقدر دید هم بر...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
Aylar
در پارت 220بخاطر پارت زیباتون ممنونم خسته نباشی 🌷
۲ هفته پیشAylar
در پارت 210خسته نباشی پارت زیبایی بود منتظر پارت بعدی خیلی کنجکاوم بدونم ویکتوریا کیه
۲ هفته پیشAylar
در پارت 200ممنون بابت پارت زیباتون ، واقعاً از خوندن رمانتون لذت می برم. دستتون درد نکنه 🌷🤍
۲ هفته پیشAylar
در پارت 200یه سوال دارم کاترین رابطه اش با رابرت خوبه ؟ میگه حال به هم زن یعنی احتمالش هست که کاترین می خواد انتقام چیزی رو از رابرت بگیره و الان روش بازی میکنه که رابرت از نقشش بویی نبره؟
۲ هفته پیشAylar
در پارت 190دلم برای ویکتور سوخت
۳ هفته پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
حالا شاید در آینده خیلی نسوزه😂
۳ هفته پیشAylar
در پارت 190از همین الان پشیمون شدم که دلم براش سوخت 😂😂
۳ هفته پیشAylar
در پارت 190دستت درد نکنه پارت خیلی خوبی بود ممنون🌷
۳ هفته پیشAylar
در پارت 180الان با دوره ی اول اکشن بازی شروع میشه مگه نه ؟ وایی چقدر منتظر این لحظه بودم مرسیی نویسنده ی عزیز🌷💞
۳ هفته پیشAylar
در پارت 180دختر بچه کارولیناست و شاید هم مرد نقاب دار رابرت باشه ؟نکنه دختر بی پدر و مادر به کاترین اشاره میکرد خیلی کنجکاو شدم
۳ هفته پیشAylar
در پارت 180پارت زیبایی بود دستت درد نکنه
۳ هفته پیشAylar
در پارت 170دیوید شوهر کلاراست؟
۳ هفته پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
آره
۳ هفته پیشAylar
در پارت 170ممنون دستت درد نکنه پارت عالی بود🌷
۳ هفته پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
💕
۳ هفته پیشAylar
در پارت 160یعنی کارولین جاسوسه جولین بود این واقعا خیلی شکاکه
۳ هفته پیشAylar
در پارت 160مرسیی دستت درد نکنه🌹🌹
۳ هفته پیشمیرا
در پارت 150فردا پارت داریم؟
۳ هفته پیشAylar
0عکس شخصیت ها از کجا میتونم ببینم؟
۱ ماه پیش

Aylar
در پارت 220واقعا کنجکاوم بدونم این کیه که عشق دنیز رو کشته