خلاصه رمان :
کاترین، دختری که تمام زندگیاش روی گلوله چرخیده، کنون دچار تحول عجیبی شده است. او میان دوراهی خوب و بد، اسلحه و قلم، گیر افتاده است. سردرگم است و نمی داند چگونه این سراشیبی مملو از آشوب و دشواری را طی کند! آنها که سالها در ردای یک کتابخانهی فرهنگی در انگلیس فعالیتهای جنایی خود را ادامه دادهاند، حال در شرف انجام یک عملیات بزرگاند. جا به جایی یک بار سنگین مواد مخدر برای مردی مرموز. کسی نمیداند مرد غریبهای که کاترین در نیمهشب پیش از شروع عملیات در کوچه پس کوچههای لندن به قتل رساند کیست و کاترین هم نمیداند در انتها میان اسلحه و قلم، کدام را انتخاب میکند؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 34
راننده با دیدن او بالافاصله از ماشین پیاده میشود و با احترام خاصی درب صندلی عقب را برایش باز میکند. پیرمرد با لبخندی ملیح سوار ماشین میشود و انتظار راننده را میکشد. راننده با بستن در و کمربند ایمنی حرکت میکند. بوی عطر تلخ راننده در سراسر ماشین پیچیده و این مسبب میشود پیرمرد خواستار باز کردن...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 33
کاترین آهسته سرش را به علامت تایید تکان میدهد. با کفشهایش تلقوتلوقکنان به سوی صندلیهای مشکی رنگ میرود و سوفیا نیز به دنبالاش راه میافتد. سپس هر دو روی دو صندلی مشکی مقابل رابرت روی صندلی چرخدارش که پشت میز نشسته بود مینشیند. تا چند لحظه سکوت بر اتاق حکمفرمایی میکند و تمام لبها با نخ...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 32
سوفیا نخست منظور کاترین را نمیفهمد؛ اما با مشاهدهی رد شیطنت در عسلیهای او متوجه میشود درخواست کرده که این سه ماه را با آنها به ماموریت ویژه بیاید. علیرغم اینکه متوجه منظور کاترین شده است؛ اما تصمیمگیری برایش دشوار است. اگر او سه ماه نبود فرانک باید کارهای باقیمانده را انجام میداد و امکا...
بروزرسانی در : ۱۲ روز پیش
-
رمان هفتتیری به نام قلم - پارت 31
سوفیا پشت یکی از دهها صندلی چرخدار مشکی در اتاق مینشیند و از صفحهی فتوشاپ کامپیوتر که مربوط به طراحی یک اسکناس جعلی است بیرون میرود. سپس دکمهی طلایی رنگ روی میز را فشار میدهد و بانگ زنگی بلند میشود. کاترین درحالی که با آن نگاه پرسشگرانه میخواهد دربارهی دکمه بپرسد توجهاش به خدمتکاری ج...
بروزرسانی در : ۱۵ روز پیش
Aylar
در پارت 220بخاطر پارت زیباتون ممنونم خسته نباشی 🌷
۱ ماه پیشAylar
در پارت 210خسته نباشی پارت زیبایی بود منتظر پارت بعدی خیلی کنجکاوم بدونم ویکتوریا کیه
۱ ماه پیشAylar
در پارت 200ممنون بابت پارت زیباتون ، واقعاً از خوندن رمانتون لذت می برم. دستتون درد نکنه 🌷🤍
۱ ماه پیشAylar
در پارت 200یه سوال دارم کاترین رابطه اش با رابرت خوبه ؟ میگه حال به هم زن یعنی احتمالش هست که کاترین می خواد انتقام چیزی رو از رابرت بگیره و الان روش بازی میکنه که رابرت از نقشش بویی نبره؟
۱ ماه پیشAylar
در پارت 190دلم برای ویکتور سوخت
۱ ماه پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
حالا شاید در آینده خیلی نسوزه😂
۱ ماه پیشAylar
در پارت 190از همین الان پشیمون شدم که دلم براش سوخت 😂😂
۱ ماه پیشAylar
در پارت 190دستت درد نکنه پارت خیلی خوبی بود ممنون🌷
۱ ماه پیشAylar
در پارت 180الان با دوره ی اول اکشن بازی شروع میشه مگه نه ؟ وایی چقدر منتظر این لحظه بودم مرسیی نویسنده ی عزیز🌷💞
۱ ماه پیشAylar
در پارت 180دختر بچه کارولیناست و شاید هم مرد نقاب دار رابرت باشه ؟نکنه دختر بی پدر و مادر به کاترین اشاره میکرد خیلی کنجکاو شدم
۱ ماه پیشAylar
در پارت 180پارت زیبایی بود دستت درد نکنه
۱ ماه پیشAylar
در پارت 170دیوید شوهر کلاراست؟
۱ ماه پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
آره
۱ ماه پیشAylar
در پارت 170ممنون دستت درد نکنه پارت عالی بود🌷
۱ ماه پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
💕
۱ ماه پیشAylar
در پارت 160یعنی کارولین جاسوسه جولین بود این واقعا خیلی شکاکه
۱ ماه پیشAylar
در پارت 160مرسیی دستت درد نکنه🌹🌹
۱ ماه پیشمیرا
در پارت 150فردا پارت داریم؟
۱ ماه پیشAylar
0عکس شخصیت ها از کجا میتونم ببینم؟
۲ ماه پیش

Aylar
در پارت 220واقعا کنجکاوم بدونم این کیه که عشق دنیز رو کشته