رمان جمجمه ی شیطان
- به قلم معصومه علیایی
- 57 پارت
- در حال نگارش
- 51.5K 👁
- 314 ❤️
- 1.5K 💬
پس از هجده سال دوری، میثاق صدیق، مردی که زمان نتوانست زخمهایش را التیام بخشد، برگشته است تا انتقام گذشته را بگیرد. انتقام از پاشا بهاور، مردی که سالها پیش، زندگیاش را به ویرانی کشاند. اما میثاق مستقیماً سراغ دشمن نمیرود. او نقطهضعف پاشا را یافته است، دختر او همان کلید انتقامی که سالها در سکوت برایش نقشه کشیده است.
اطلاعیه ها :
کی منتظر پارت فرداست؟ قراره یه چیزی بفهمیم🙄اگه گفتین چی🤔🤔
میدونستین چیزی تا تموم شدن فصل اول نمونده؟ میدونستین فصل دوم قراره یه شخصیت جدید به رمان اضافه شه؟ و آیا میدونستین قراره بیشتر با گذشتهی میثاق آشنا بشیم؟ راستی حدس میزنین کاراکتر جدیدمون کیه؟🤔
استوری ها رو اصلا از دست ندین🥰
قشنگای من یادتون نره رمان رو لایک کنین، این کار وقتی ازتون نمیگیره ولی باعث میشه رمان بیشتر دیده بشه
دوستای عزیزی هم که تازه به جمع مون اضافه شدن خوشحال میشم نظرتون درباره رمان رو بدونم🥰
ممنون از همراهی تون
مخاطبای قشنگم من همیشه ازتون ممنونم که رمان رو میخونین ولی یه نویسنده از مخاطباش چی میخواد جز اینکه براش کامنت بذارن و نظرشونو بگن؟هر نظر شما حتی اگه یه خط هم باشه برای من کلی باارزشه و باعث میشه انرژی بگیرم و بفهمم رمان رو چقدر دوست دارین، پس لطفا نظراتتون رو از من و رمان دریغ نکنین، مرسی🥰
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه
"جمجمه ی شیطان" رمان جدید بنده هستش که پارتگذاریش از امروز شروع شده و هر هفته پنجشنبه و جمعه پارت جدید رو براتون میفرستم.
امیدوارم مثل " آفند درد" اینجا هم همراهم باشین و با نظرات تون همراهیم کنین🥰
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره، نه ببین اونی که آخر سر اومد پاشا بود، بگردم براش تو کل این ۱۸ سال زندگی براش تلخ بوده🥲
۱۱ دقیقه پیشفاطمه
در پارت 570این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره همینطوره
۱ ساعت پیشفاطمه
در پارت 570پس قراره خیلی زود بفمیم که پاشا با میثاق و مامانش چکار کرده البته با توجه به کار پاشا یه حدسایی میشه زد، راستی اهنگ بی کلامی که گذاشتی خیلی خوب بود خسته نباشید❤❤
۴۲ دقیقه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره چند پارت دیگه فصل اول تموم میشه، فصل دوم دیگه کلا میفهمیم چه اتفاقی برای میثاق و مامانش افتاده، مرسی عزیزم🥺
۱۸ دقیقه پیشفاطیما
در پارت 560حس میکنم پارت بعدی می فهمیم قصد اصلی کمک میثاق به راستین چی بوده و قراره چه بلایی سرش بیاد
۳ ساعت پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
هوم یکم دیگه پارت رو میفرستم و میفهمیم چی میخواد بشه
۲ ساعت پیشسدنا
0زبیا بود مرسیاز نویسنده
دیروزآسنات
0سلام معصومه بانو هنوز ادامه می دید🤔
دیروز
معصومه علیایی | نویسنده رمان
سلام، رمان رو؟ بله ادامه داره هنوز
دیروزآسنات
0مرسی از جواب زیبا تون😘🥰
دیروز
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خواهش میکنم
دیروزYesii
در پارت 560این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

معصومه علیایی | نویسنده رمان
آروم برشون گردون تو کمد😂 ولی بذار جلو چشم باشن چون شاید بعدا لازم شدن😁🙄
۲ روز پیشYasii
در پارت 560هعیییییی😢 میزارمشون یه جایی جلو چشم باشن
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آفرین😂
۲ روز پیشفاطمه
0شخصیت جدید ممکن بابای میثاق زنده باشه برگرده فصل دوم 🤔
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ممکنه؟نمیدونم که🙄
۲ روز پیشYesii
در پارت 550بالاخره قفل دهن میثاق شکست💃 البته الان به جای شادی کردن باید بگیم سروران عزیزی که در اعمال خاکسپاری یاری دادند...
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خدا بیامرزتش😂
۲ روز پیشYesii
در پارت 540چرا از معین و شفیع هیچ عکسی نیست؟
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
چون خیلی کاراکترای مهمی نیستن و فرعیان براشون عکس انتخاب نکردم
۲ روز پیشفاطیما
0میتونه اعضای خانواده میثاق باشه😅؟
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مثلا کی؟🤔
۲ روز پیشمریم
در پارت 530میثاق به نظرم فقط فرار کن😂
۷ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
الان نباید اون آهنگه تو سرم پخش میشد😂 فراریم فراری😂
۷ روز پیشYesii
در پارت 530دوپا دارم، دوپا دیگه، عاشقمو فراری🤍🏃
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😂😂
۲ روز پیشسوگند۲
در پارت 560این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

معصومه علیایی | نویسنده رمان
ولی اینجوری شد😂بخت بچهام وقتی سوخت که اومد تو نقشهی میثاق🥲🥲
۲ روز پیشمریم
0شخصیت جدید ذهنمو مشغول کرد... از گذشته صحرا قرار نیست چیزی بدونیم؟
۲ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
همون اول فصل دوم باهاش آشنا میشیم😌 چرا یه اتفاقی هست که اونم فصل دوم میخونیم
۲ روز پیشمحرابی
در پارت 560این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

معصومه علیایی | نویسنده رمان
از یه طرفم هنوز وقتش نیست اول باید تکلیفش با شادی مشخص بشه بعد
۲ روز پیشفیوزپفیوز
0وای من تا الان اینترنت نداشتمممم😭😭😭😭الان بزور اومدمممم
۳ روز پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ای وای بگردم خب🥲
۳ روز پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده masoomeh.ol -
آیدی تلگرامی نویسنده ثبت نشده است -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
سرو
در پارت 570این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
پیرمرده باباشه واون آدمی هم که تو قمار بردشون پاشاست آخ چه حسرتی میثاق میکشه