دوست داشتی؟
رمان عاشقانه مافیایی بازگشت گلوله اثر نیلوفر سامانی

رمان بازگشت گلوله

  • 378.9K 👁
  • 3.3K ❤️
  • 9K 💬

"گلوله‌ای که روزی روح کسی را گرفته‌است، دوباره بازخواهد گشت تا به انسانی زندگی ببخشد." چه می‌شود اگر کسی بیاید و خاکِ گذشته را شخم بزند تا راز مدفون‌شده در زیر یکی از برج‌های آسمان‌خراش نیویورک را بیرون بکشد؟ بدون شک، گرد و غبار حاصل از آن راز به بلندترین طبقه برج خواهد رفت تا گریبان‌گیر مردی شود! مردی که قصه‌اش را می‌دانید. او برای ما برسام ولی‌زاده است و برای آن‌ور آبی‌ها، حکم ناقوس مرگ را دارد! در سیاهی شب، تن به جرم و جنایت می‌دهد و در روشنایی روز، میان هیاهوی نیویورک گم می‌شود! حال با آمدن آن گرد و غبار، باید به دنبال هویت واقعیش بگردد و پا به جاده پرپیچ و خمی بگذارد که از خطراتش بی‌خبر است. توجه: این رمان روایت‌کننده زندگی برسام ولی‌زاده است و ماجراهای جدیدی را به دنبال دارد. با این وجود حتماً توصیه می‌شود که قبل از خواندن این رمان، جلد اول《آخرین گلوله》را مطالعه فرمایید.

بیشتر...

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : ۳ ساعت پیش

سلام امشب پارت نداریم
فردا ساعت ۲۱ پارت جدید قرار میگیره❤️

نیلوفر سامانی : ۲ روز پیش

⏳ حق اشتراک رمان رمان شامل ۲۵ درصد تخفیف شد...

اگه می‌خوای وارد این دنیای تاریک بشی 🖤
اگه کنجکاوی بدونی پشت «تراشه مرگ» چه رازی پنهانه 🔍
الان وقتشه!

فقط کافیه روی 《درخواست عضویت》 کلیک کنی تا
وارد داستانی بشی که ضربان قلبتو تندتر می‌کنه ⚡
و ذهنتو درگیر خودش نگه می‌داره 🧠

نیلوفر سامانی : ۳ روز پیش

در رابطه با پارت ۱۳۸ هم یه توضیح ریزی باید بدم.اینجا بردیا به برسام گفت برو.خب طبیعتا یه علتش این بود که از لحاظ روحی اصلا توانایی روبه رو شدن با برسام رو نداشت و اگه برسام می موند و سراغ ثامر می رفت،قطعا بردیا نمی تونست تحمل کنه....اما یه علت مهم دیگه هم هست...تو متن به صدای آژیر پلیس اشاره شده.برسام و رز هر دو مسلح بودن و برسام هم تو قتل محراب دست داشته...
اگه پلیس سر می رسید،ممکن بود برسام رو بگیرن و خب این براش گرون تموم می شد.
در اصل بردیا اینجاهم داشت از داداشش در برابر پلیس محافظت می کرد🥺🥺🥺
و در آخر باید بگم تو این پارت برسام میره بردیا رو بغل می کنه و تو آخرین گلوله هم هست...اما اینجا من سانسورش کردم😅😅

نیلوفر سامانی : ۳ روز پیش

سه پارت امشب آپلود شد❤️
پارت ۱۳۷_۱۳۸_۱۳۹
و بالاخره به زمان حال رسیدیم و از اینجا به بعد قراره به ادامه آخرین گلوله پرداخته بشه✨️❤️
از تک تک عزیزانی که تا اینجا همراه من بودن و با نظرات قشنگشون به من انرژی دادن،صمیمانه تشکر می کنم💋✨️
و مرسی از عزیزانی که این هفته حسابی تو نظرات فعال بودن❤️✨️
امیدوارم تا اینجا از خوندن رمان لذت برده باشید....بریم که این داستان هم کم کم به پایان برسونیم❤️

139
۳ روز پیش

138
۳ روز پیش

137
۳ روز پیش

136
۵ روز پیش

2
۵۲۸ روز پیش

1
۵۲۸ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Hananeh

    0

    پارت نداریم امشب ؟؟

    ۳ ساعت پیش
  • پری

    0

    سلام *** روزتون قبول باشه همگی 🤍❤️نیلوفر جان امشب پارت نداریم

    ۳ ساعت پیش
  • بلوم

    در پارت 1392

    عالی ترین رمان مرسییییی نیلوفر جونم من عاشق رماناتم تو چقد عالی دختر فقط یه سوال رمان امیرسام چیشد

    ۱۱ ساعت پیش
  • تارا آرام

    در پارت 1080

    ولی رز رو هر کاریش کنن ( مافیائه دیگه ) حتی با ته دخترونه بودن، بازم عاشق سر و صدا و هیجان و این کاراست😉😁😊 دختره بهار نبود؟

    ۱۶ ساعت پیش
  • تارا آرام

    در پارت 1080

    وضعیت حال:در حال نگرانی برای برسام،براش جایزه گذاشتن😱🥺،بچه نشسته با آرامش،البته چقدر خوشحالم رز بی خبرش نمیذاره، این لحظه ها بهش نیاز داره برسام، ولی بازم نگران برسامم. رابطه ی کیوان و برسام خیلی خوبه، هعییی کیوان ( دلیل آه من رو نیلویی می فهمه )

    ۱۶ ساعت پیش
  • تارا آرام

    در پارت 1080

    دلم تنگ شده بود که بیام اینجا و نظر بدم، آخ خداااا، کی فکر میکرد رز بدونه اینقدر دلبری کنه، ورژن خیلی دخترونشه ، من نمیدونستم میتونه اینقدر ناز و گوگولی رفتار کنه، اوخوداااا، میگه هر لحظه به فکرتمممم، من غششش، دیگه برسام چی کنه؟؟؟ لبخند و برق نگاه، خوبه والا برای برسام خوبه،خیلیم زیاده🥹😉

    ۱۶ ساعت پیش
  • نفس

    در پارت 1370

    ممنون بابت پارت گذاری هات عزیزم

    دیروز
  • دنیا

    در پارت 1391

    گریم گرفت سراین پارت به برسام بگه که دیونه میشه

    دیروز
  • دنیا

    در پارت 1340

    من عجیب ازامیرسام خوشم میاد بله روباه مکار دنیا خیلی کوچیک وگرده

    دیروز
  • دنیا

    در پارت 1310

    کم مونده بود بزنم زیرگریه

    دیروز
  • اسرا

    در پارت 1390

    نیلوفر جون پارت هدیه نمیدی من گناه دارم یه پارت هدیه بده جون برسام

    ۲ روز پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم دیشب پارت هدیه داشتیم دیگه.۳ تا پارت براتون قرار دادم.۱۳۷،۱۳۸ و ۱۳۹💋❤️

    ۲ روز پیش
  • ملینا

    در پارت 1390

    نیلوفر جون منظورش اینکه بازم بزارین

    ۲ روز پیش
  • ملینا

    1

    نیلوفر جون بریم که پسرو بعد این همه سال به خوانوادش برسونیم ایشالا جمع شدن همشون دور هم 🥰🥰عروسی هم ۳تا افتادیم🤭🤭ممنونم از پارت های هدیتون خیلی هیجان بهمون وارد کردین🤗بازم وارد کنید مشکلی ندارم😂😂😂😂😂😂😂

    ۲ روز پیش
  • باران

    در پارت 1390

    ممنون از گذاشتن سه پارت

    ۲ روز پیش
  • زهره

    در پارت 1360

    ممنونم از رمان زیباتون خیلی دوستش دارم🥰

    ۲ روز پیش
  • معصومه

    0

    وایی خیلی قشنگ بود اصلا سر این پارت خیلی احساسی شدمم موفق باشی ادامه بده زود زود😍😍

    ۲ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.