خلاصه رمان :
ارباب روستایی که کابوس شب های نوعروسان روستاست و در شب عروسی عروس ها را مال خود می کند، با دیدن دختری شهری که نامزد دارد ، به شکل غافلگیرکننده ای اسیر عشق او می شود و با نقشه جلو می رود و نامزد دختر را مجبور به جدایی می کند و او را به عمارت خود می آورد. اما کانی دختر شهری تمام خیالات ارباب را به هم می ریزد.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دزد ناموس - پارت 149
مرد به کاوان نگاه می کند. -فلک کردنش چه فایده ای برای من داره؟ محمد: انتقامتو میگیری و دلت خنک میشه. -من این تاوانو نمیخوام، عوضش بهم چند تا گوسفند بدین، گوسفندهام تلف شدن و زندگی بدون شیر و ماست و پنیر خیلی سخته. کاوان به اسد اشاره می کند که به طویله برود. اسد که با تعدادی از گوسفندان برمی گر...
بروزرسانی در : ۱۳۵ روز پیش
-
رمان دزد ناموس - پارت 148
بالاخره در یکی از روزها اتفاقی که کاوان از آن می ترسید، پیش آمد. مردم روستا برای دادخواهی به سمت عمارت آمدند و سردسته شان هم غریبه نبود، محمد و رشید در حالی که مردم را برای آشوب و دعوا ترغیب می کردند وارد حیاط عمارت شدند. کارو که در حیاط مشغول بازی بود با دیدن جمعیت گوشه ای می ایستد و من نگران گل...
بروزرسانی در : ۱۳۹ روز پیش
-
رمان دزد ناموس - پارت 147
کاوان می گوید: -مطمئنی اینجا در حق کسی بدی نکردی؟ کاوه به اطراف نگاهی می اندازد که گل چمن چند قدم به جلو برمی دارد و فانوس را رو به روی صورت خودش می گیرد. -منو یادت رفته انگار! کاوه با دیدن گل چمن در جایش خشکش می زند، شاید پیش خودش فکر کرده که گل چمن بعد از اون اتفاق از اینجا رفته یا بلایی سرش...
بروزرسانی در : ۱۴۱ روز پیش
-
رمان دزد ناموس - پارت 146
موهایم را پشت گوشم میزنم. -عروس از شهر میگیری باید منتظر عواقبش باشی. کاوان در حالی که گلاله در آغوشش است، دست دور کمرم می اندازد. -من با جون و دل عواقبش رو می پذیرم. بالاخره مامورهای دولت به روستا می آیند و مشغول متر کردن زمین های کشاورزی می شوند. کاوان هم در همه ی مراحل کنار آنها بود و حواسش بو...
بروزرسانی در : ۱۴۳ روز پیش
هر هفته 1 پارت از رمان پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
..م
در پارت 941کاوه موزی،بذار تلاشش رو بکنه،به زودی خیلی ضایع می شه 😏🙏🏻
۲ هفته پیشزهرا
0خیلی خوب بود
۲ هفته پیش..م
در پارت 931این خیلی خوبه،دیگه رسما ازدواج می کنن و از این بلاتکیفی درمیان 🙏🏻
۳ هفته پیشآمنه
در پارت 931از ساعت زایمان خیلی خیلی خوشم میاد هیچ لحظه ای رو با ساعت زمان تعویض نمیکنم حتی یزرگترین خبرها رو
۳ هفته پیشآمنه
در پارت 932نمیدونم تا چه اندازه این خوب هست اما واقعا خوشحال شدم
۳ هفته پیش..م
در پارت 921یعنی ممکنه باردار باشه،پس باید دیگه رسما ازدواج کنن، طبق حرف ارباب بزرگ 🙏🏻
۴ هفته پیشم
در پارت 912از اون نظر حق دارن باور نکنن ولی معلومه کانی رو خوب نشناختن،شاید بگه چشم ولی آخرش کار خودشو می کنه چون بهشون ثابت می کنه داه حل خودش درست تره و اونا باید نظرشون رو تغییر بدن 😁🙏🏻
۱ ماه پیشم
در پارت 902فکر خوبی به نظر نمیاد،الان چیو می خواد ببینه،علاقه کاوان که جلوی بقیه مثل بقیه خدمتکارا باهاش رفتار می کنه ،تازه کاوه هم مغزشو می شوره با چرت و پرت 🤔🙏🏻
۱ ماه پیشم
در پارت 891پررو چطوری تونسته بی اجازه وارد اتاقش بشه،کاوان خیلی راحت ازش گذشت،حتی از اسد و رشید،باید یه تنبیهی می شدن،خیلی ضایع شد ولی باز از رو نمی ره نکبت 😮😠🙏🏻
۲ ماه پیشهانیه
در پارت 891لایک خوشمان آمد ✌🏻
۲ ماه پیشرضوانه
در پارت 882بی صبرانه منتظرم که کاوان همچین کاوه رو ضایع کنه که نتونه سرشو هیچ وقت توی جمع بلند کنه
۲ ماه پیشرضوانه
در پارت 883میشه هفته ای دو پارت رایگان کنید ؟🙃
۲ ماه پیشآمنه
در پارت 882خیلی دوست دارم که به کانی اجازه بدهند که مجازاتی برای کاوه در نظر بگیره اخه بدون اجاره به اتاق سوگلی ارباب رفته و گرنه که اون علم غیب نداره این رسم پیش ما هست که طلب شرافت رو باید بدهد چون ممکنه در وضعیت بدی باشه
۲ ماه پیشآمنه
در پارت 882ممنون بانو واقعا پارتهای اربابی رو عالی مدیریت میکنید خیلی عالی یعنی قابل توصیف نیست من زیاد رمان اربابی میخوانم که ارباب یا ارباب زاده عاشق خدمتکار هستن و این رمان در واقع جدای اونهاست اخه دختر ما مظلوم نیست و کلی شیطنت داره حاضر جواب و کنجکاو هست وخوب بیان کردید که اطلاعات داره
۲ ماه پیش

..م
در پارت 951چقدرم عوضیه مردک هیز،انگار یه گونی خاک می خواد *** یه انسان،دختره رو بده کاوه ببره 😠🙏🏻