خلاصه رمان :
وقتی هر قطعه سقوط کند، همه چیز فرو میریزد... در دل تاریکی نیویورک، صدای گیتار راک با شلیکهای پنهان مافیا آمیخته میشود. ریون بلک، خوانندهای که همه او را با صدای خشن و چشمان نقرهای میشناسند، پشت پرده فرمانروای بازی خطرناک جنایت است. الارا میرِز، دختری که با ایمان به زندگی چنگ زده و ناگهان درگیر بازیای میشود که نمیداند چطور از آن بیرون بیاید. اما گذشتهی ریون پر از راز است، و دنیایی که الارا به آن پا میگذارد، دنیای تصمیمهای خاکستری و حقیقتهای پنهان است وقتی گذشتههای مخفیانه و اعتقادات شکستخورده به هم میرسند، تنها یک سوال باقی میماند: آیا نور میتواند تاریکی را شکست دهد؟ «دومینوی سیاه»؛ داستانی از عشق، خیانت، قدرت و بهای انتخابهایی که نمیتوان از آن فرار کرد!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دومینوی سیاه - پارت 112
یک هفته بعد.. اِلارا بهار رو به اتمام بود و تابستان گرم و دوست داشتنی از راه می رسید. بااین حال هنوز هوا عالی بود.ما مقابل خونهی ریون بودیم وگابریل برای بار سوم منو بغل کرد.نمی فهمیدم چرا داره خداحافظی رو این قدر طولانی میکنه! به هر حال اون که قرار نبود به یه سفر بی بازگشت بره.. به ماشین ریو...
بروزرسانی در : ۱۳۰ روز پیش
-
رمان دومینوی سیاه - پارت 111
**** ریون. مقابل خونهی لوکا منتظر ایستاده بودم.اون بهم پیام داده بود برای تحویل گرفتن وسایل اِلارا پیشش برم اما من یه جورایی تنها نبودم. اِلارا یک کوچه پایین تر توی تاکسی نشسته بود. ما قرار بود بعد از تحویل گرفتن وسایل به فرودگاه بریم. به دیوار آجری تکیه دادم و سیگارم رو جیب ِ شلوار کتان مشکی...
بروزرسانی در : ۱۳۰ روز پیش
-
رمان دومینوی سیاه - پارت 110
***** با تابش نور خورشید که از پشت پنجرهی شیشهای روی صورتم می تابید،پلک هام رو باز کردم. ریون رو کنارم دیدم که دست هاش رو دور من پیچیده بود. موهاش توی صورتش ریخته بود. خدای من،اون به معنای واقعی کلمه جذاب بود. انگشتم رو بالا بردم و تار موهاش رو کنار زدم.نوک انگشتم رو روی پلک و مژه های بلندش کشی...
بروزرسانی در : ۱۳۵ روز پیش
-
رمان دومینوی سیاه - پارت 109
**** یک روز بعد . اِلارا/منطقه سن ژرمن/موزه لوور همراه با لوکا در موزهی لوور مقابل تابلوی مونالیزا ایستاده بودیم.. موزه شلوغ بود و جمعیت زیادی اطراف ما مشغول تماشای آثار دیگری بودند. تمام امروز رو همراه با لوکا در پاریس گشته بودم.از برج ایفل گرفته تا کلیسای سن ژرمن،کافه و گالری های هنری.. وحالا...
بروزرسانی در : ۱۳۷ روز پیش
هر هفته 2 پارت از رمان دوشنبهها و چهارشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
آخرین اطلاعیهی رمان دومینوی سیاه
برای باز شدن پارت های قفل شده و همراهی با ما تا انتهای داستان، کافیه مراحل زیر رو دنبال کنید:
• اپلیکیشن دنیای رمان رو نصب کنید.
• رمان رو پیدا کنید و روی «درخواست عضویت» (کادر قرمز) کلیک کنید
• بعد «درخواست سکه مورد نیاز» (کادر سبز) رو انتخاب نمایید.
• روی آیکون زنگوله شکل کلیک کنید و پیام پشتیبانی رو با دقت بخونید.
• مبلغ عضویت رو به شماره حساب اعلام شده واریز و روز و ساعت واریز رو در همون قسمت ارسال کنید.
• پس از ارسال اطلاعات، منتظر پیام تایید عضویت خود بمونید.
• بعد از مشاهده پیام تأیید عضویت پارت های قفل شده برای شما باز میشه.
روش دوم:
خرید سکه برای مطالعه پارت به پارت
می تونید به صورت پارت به پارت و با خرید سکه هم، داستان رو مطالعه کنید. برای این روش
هر پارت از رمان نیازمند۵۰۰ سکه است.
برای خرید سکه، روی آیکون سکه که کنار زنگوله است، کلیک کنید و بقیه مراحل شبیه به روش اول هستش.
💐🎻
𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 870حس ریون به لوکا چقدر دارکه🌚
۱ هفته پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
دقیقا همین حس رو اِلارا هم داره
۶ روز پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 900ریون بلک نظرت چیه این اجازه ای که گفتی رو به سارا بدی؟😔😂
۷ روز پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نه دیگه سارا رو امتحان کرده خوشش نیومده 🫣🧘♀️
۶ روز پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 880چقدر تنها شده ریون.. هیشکی واسش نمونده💔
۱ هفته پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
همه رفتن کسی دور و برم نیست🥲🫴
۱ هفته پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 860قطعا که صوفیا هم قابل اعتماد نیست..💔
۱ هفته پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 850الارا حق داره اگه نخواد ریون رو ببخشه💔 حالا دیگه هر چقدر ریون بهش ابراز علاقه کنه الارا نمی دونه واقعیه یا نه💔
۱ هفته پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 830وایی خیلی قشنگ بود🫠✨
۲ هفته پیشثنا
در پارت 10عالی بود عزیزم خسته نباشی
۴ هفته پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 820چه خوشگل بودن مونولوگ های ریون🥹💎
۱ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
مرسی🥹♥️
۱ ماه پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 810میگه ای کاش مثل الارا احمق و ساده لوح بودم🤣
۱ ماه پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 800وای پدرشه😶 🌫️
۱ ماه پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 780مرتیکه میگه سارا بهم *** می کنه😂😂 ولی واقعا برام سوال شد ببینم موضوع چیه. نکنه شوخی شوخی داره جدی میگه👀
۱ ماه پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 760الارا خانوم اتفاقا دردشم همینجاست که تو همیشه کنارشی🫠
۱ ماه پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 750ولی نمی دونم چرا حس بدی نسبت به الینا ندارم فکر کنم قرار نیست خودشو بندازه بین ریون و الارا
۱ ماه پیش𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 750تبریک میگم دوست دختر قدیمی و جدید رو زیر یه سقف نگه داشتی😂😂
۱ ماه پیش

𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
در پارت 910گابریل همیشه واسه این دختر دردسر درست میکنه🥺