خلاصه رمان عاشقانه تنیده به درد
همگی در تکاپوی جشن عروسی آیه، دختر محبوب خانواده هستند. همه چیز به ظاهر بینقص مهیا شده؛ اما من اینطور فکر نمیکنم، نه تا وقتی که آیه دقیقاً در آستانهٔ مراسم عروسی، تصمیم گرفته همه چیز را به تعویق بیندازد. تمام سؤال من همین است... چرا به ناگاه خواهرم از مردی که عاشقانه دوستش دارد، فرار میکند؟ در لابهلای این روزهای پرشور، رازی پنهان شده که کلیدش در دستان آیه است. و این وظیفه من است، یافتن این کلید شوم! کلیدی که اگر آن را پیدا کنم، زندگی همه ما به هم گره میخورد!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان تنیده به درد - پارت 113
خیره به من، رو به مخاطبش جملهای را با همان تن صدای پایین گفت که فقط قسمت آخر جملهاش را شنیدم: _ ... میام. دلشوره آرام و بیصدا زیر پوستم نفس کشید و جریان خون طوری در رگهایم متوقف شد که تنم با یک افت دمای ناگهانی مواجه شد. با حرکت پا پتو را از روی تنم کنار دادم و خودم را به سمتش کشیدم. _ مهداد....
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان تنیده به درد - پارت 112
* * * * * آخرین روزهای تیر ماه به سان جریان آبِ روان، سریع میگذشت. مدتی بود که در زمان آزادم طراحی میکردم. نه آنقدر تمیز و حرفهای، ولی با استفاده از تکنیکهایی که در کلیپهای آموزشی یوتیوب دیده بودم، سعی میکردم با رفرنس طرح بکشم و به این طریق خودم را سرگرم کنم. کم سن و سال که بودم، آیه از م...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان تنیده به درد - پارت 111
موهایم را پشت گوشم دادم و لبخند زدم که پاسخم را با لبخندی کمرنگ و گذرا داد و دستش را پشت کمرم گذاشت. سوار آسانسور شدیم. مهداد به عادت همیشگی به شمارشگر طبقات چشم دوخته بود و من نیز از داخل آینه تصویرمان را در کنار یکدیگر میدیدم. پاشنه کفشهایم قامتم را کشیدهتر نشان میدادند، اما باز هم در کنار...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان تنیده به درد - پارت 110
* * * * * _ به خدا فکر بدی نیستا. هم یه کار آفرینی میشه، هم دعای خیر مردم پشت سرمونه، هم یه مشت دانشجوی بدبخت الکی الکی نمیافتند. با هم شریک میشیم شصت- چهل. با افسوس سری تکان دادم و نی شیک شکلاتیام را میان لبهایم گرفتم. آرزو با دیدن نگاه چپم چشمغرهای حوالهام کرد و ادامه داد: _ پیدا کردن ...
بروزرسانی در : ۱۲ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان تنیده به درد
دوستان امروز پارت نداریم
یکشنبه یا دوشنبه جبرانش قرار میگیره💕

آوا موسوی | نویسنده رمان
داخل اطلاعیه گفته بودم که شنبه پارت نداریم
۳۷ دقیقه پیشحدیث
در پارت 1131دوستان چقد استرس پیدا شدن آیه رو دارید؟ خب پیدا بشه مگ قراره تاثیری در مهداد و سایه بزاره؟ اینا دیگ زن و شوهرن
۲ روز پیشنیا(آوان و کیوان فن)
در پارت 1130نکته ظریفی بود.ولی جو متشنج میشه.و اطرافیان خیلی بیشتر سخت میگیرن.آیه ناراحت میشه که مهم نیست ولی سایه آیه رو خیلی دوست داره.همینجوریشم سخت پذیرفت.عذاب وجدان داشت.حالا تصور کن آیه بیاد.از طرفی سایه و مهداد نمیرن خونه بابای سایه؟یکم رو در رو شدنشون سخته.شرایط پیچیده ایه.ولی به ازدواجشون آسیب نمیبینه.
۴۳ دقیقه پیشselena
0عزیزانی که رمان آلوده به ابلیس آوا رو لایک نکردید لطفا لایک کنید بهمون هدیه بده
۴۹ دقیقه پیشالناز 🌼
در پارت 1121اقاا به سایه حسودیم شدد😯😯اگه آخر بدبختیای منم با بودن یکی مثه مهداد به خوشبختی تبدیل نشه چیی اگه با بغل از پشت غافلگیرم نکنه چیی😭😭
۲ روز پیشنیلن
در پارت 1131سایه به معنای واقعی کلمه زندگی رو برده با داشتن مهداد🤍✨
۲ روز پیشنیلن
در پارت 1112انگار خودم به مرد رویاهایم رسیدم که انقدر ذوق زدم🥹😂
۲ روز پیشنیلن
در پارت 1101چقدر ناز و رمانتیکن الهیی✨🥹
۲ روز پیشنیلن
در پارت 1061محمد در حالت اعصبانیت هم گوگولیه🥺🤍
۲ روز پیشasma
در پارت 371چرا حامی🖤 سایه چقدر درد کشیدی
۳ روز پیشنیلن
در پارت 1041نمیدونم چرا همیشه ی عمه خانمی هست که همه رو کلافه کنه
۳ روز پیشنیلن
در پارت 1022زیبای این پارت بی نهایت بود عالی می نویسی 🤍✨
۳ روز پیشنیلن
در پارت 980منم یدونه از اینا می خوام که آنقدر قشنگ به حرفام گوش بده 🥺🥺
۳ روز پیشHani
در پارت 972ولی اصلا چیزه بدی نیست انقد اینا سختش کردن طرف داداشش میمیره میره زنداداششو میگیره
۲ ماه پیشHelia
در پارت 972درسته ولی همونم پشتش حرف هست نکته موقعیت سایه و مهداد فرق داره
۲ ماه پیشKimia
در پارت 970این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
نیلن
در پارت 972رابطه آیه و مهداد تموم شده خیلی وقته و اینکه مدام داری سایه رو مقصر جلو میدی و میگی عذاب وجدان نداره اصلا خوشایند نیست ی جوری برخورد می کنی انگار تمام احساسات از جانب سایه بوده و به زور خودشو به مهداد نزدیک کرده هر حسی بوده کاملا دو طرفه بوده و سایه گناهکار نیست
۳ روز پیشنیلن
در پارت 960امیدوارم مامان مهداد واکنش وحشتناکی نداشته باشه
۳ روز پیشنیلن
در پارت 951ای خداا چقدر این پسر خوبه حق اون مازیار تازه به دوران رسیده بی فرهنگ بی لول رو گذاشت کف دستش الهی مازیار رو خاک کنم که تو آنقدر خوبی♥️😘
۳ روز پیش

بهار
در پارت 1130چرا پارت جدید نمیاد دوست دارم بقیه ش رو بخونم.