خلاصه رمان عاشقانه طلوع سپیده دم
زندگی در عمارت مرموز دیاکو درست شبیه یک کابوس میمونه مردی که سال هاست گوشه اتاقش عزلت گزیده و صدای بلند سوهان روحشه دلارام دخترخونده این مرد فکر میکنه اون سرکرده مافیاست و دنبال هر راهی میگرده کا از عمارت فرار کنه اما به ناچار مجبور میشه جای فرار وارد خلوت این مرد بشه تا به اهدافش برسه مردی که نمیشه تشخیص داد یه گرگه یا آدمیزاد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان طلوع سپیده دم - پارت 25
به طرفم اومد و درحالی که دستش رو دور بازوم حلقه میکرد گفت: - باید از اینجا بریم میرم وسایل ضروریت و مدارکت رو بیارم. کمک کرد روی مبل تک نفره بشینم و بعد از چند لحظه از پله ها بالا رفت. خیلی ترسیده بودم. از اینکه اونا زودتر برسن و درگیری پیش بیاد. نگران جون خودم نبودم و همه نگرانیم برای ...
بروزرسانی در : ۸۴۲ روز پیش
-
رمان طلوع سپیده دم - پارت 24
پلک روی هم گذاشتم و جواب دادم. - خوبم فقط یکم درد دارم - به هرحال گلوله خوردی دیگه یکم زمان میبره تا سر پا بشی. به پهلویی که سالم بود چرخیدم. - میدونم طول میکشه - دیاکو کجاست؟ - یکی دو ساعتی هست رفته بالا تو اتاقش دیگه ام نیومده. پوف کلافه ای کشید و پیشونیش رو لمس کرد. - ای بابا زند...
بروزرسانی در : ۸۵۲ روز پیش
-
رمان طلوع سپیده دم - پارت 23
سرفه ای زدم که دیاکو به طرفم اومد و کنارم زانو زد. صدف هنوز هم مات و مبهوت به احتشام خیره بود و حتی پلک هم نمیزد. بلندم کرد و کمک کرد روی کمرم دراز بکشم. انقدر خون ازم رفته بود که پهلوی لباسم سرخ شده بود. - شالت رو بهم بده. صدف واکنشی نشون نداد که دیاکو از جا بلند شد و خودش شال رو از گر...
بروزرسانی در : ۸۵۶ روز پیش
-
رمان طلوع سپیده دم - پارت 22
دلم میخواست همه چیزهایی که تو این مدت بهمون گذشته رو تلافی کنم. مقصر همش هم احتشام بود. شاید اگه همون موقع صدف رو از عمارت دور نکرده بود سال ها پیش با هم ازدواج میکردند و من هیچوقت فرصت پیدا نمیکردم که بخوام عاشق دیاکو بشم. - دلی. شنیدن اسمم از زبونش اونم وقتی که اینطوری به سبک خودش مخففش...
بروزرسانی در : ۸۵۹ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان طلوع سپیده دم
خبر خوب برای رمان دوست ها و طرفدارای رمان های دیبا کاف📚✨
اگه مدت هاست میخوای رمان های منو بخونی، الان بهترین وقته چون با ۳۰٪ تخفیف میتونی تهیه شون کنی 🫶
این رمان ها رو با کلی عشق و وسواس نوشتم و مطمئنم اگه شروعش کنی دلت نمیخواد زمینش بذاری اگه دنبال یه داستانی هستی که درگیرت کنه با شخصیت هاش زندگی کنی و تا مدت ها توی ذهنت بمونه بخونیشون این تخفیف همیشگی نیست پس اگه دوست داشتی بخونی الان بهترین فرصته که با قیمت خیلی بهتر تهیه کنی 💥
📌 ۳۰٪ تخفیف فقط برای مدت 3 روز روی همه رمان های داخل اپلیکیشن و فایل ها برای خرید فایل به خودم پیام خصوصی ارسال کنید❤️
زهره
در پارت 250خیلی دوست داشتم ی مقدار از کنارهم بودن وبچه دار شدنشون هم بنویسی
۳ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزممم🫠
۳ ماه پیشزهره
در پارت 70انسان تنها چه مرد باشه چه زن بیگدار زیاد میزنه
۳ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۳ ماه پیشدرسا
در پارت 71دختره خیلی احمقه یاد البته منو یاد خودم میندازه که چقدر فکر میکردم باید همه کار برای اون طرف بکنم تا راضی باشه از با من بودن
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
امیدوارم روزی تو زندگیت برسه که همراهت قدر خوبیات رو بدونه
۴ ماه پیشدرساااا
در پارت 90خوشحال برای هر بلایی که سر وثوق اومده
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزممم🫠
۴ ماه پیشاشرف
0سلام عزیزم چرا رمان 300سکه برا خوندن میخواد بعد48هزار تومن خریدش هست لطفا کمتر کنید اگه میشه ممنون
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
چند باری تخفیف گذاشتیم یه بار دیگه هم تخفیف تمدید میشه میتونید تهیه کنید عزیزدلم
۴ ماه پیشپونه
در پارت 250قلم نویسنده قوی بود ولی رمان یجوری بود انگار از وسطاش نویسنده خسته شده و فقط خواسته تموم بشه.
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
مرسی که همراه رمان بودید رمان رو به خاطر خستگی تموم نکردم این رمان یه داستان بلند بودش
۴ ماه پیشسوال دارم
در پارت 60ببخشید چرا رمان دیگه تو برنامه نیست
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
تو اپلیکیشن دنیای رمان هستش تو بخش رمان های آنلاین میتونید پیداش کنید
۴ ماه پیشZahra
1خیلی خوشم اومد خسته نباشی دیبا عزیز
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم
۴ ماه پیشآیلین
در پارت 13عالللی
۲ سال پیشملینا
در پارت 12عالی
۲ سال پیشعالی
در پارت 11عالی
۲ سال پیشHasti
در پارت 85خیلی موضوع رمان رو دوست داشتن جدید بود
۲ سال پیشمحمد
در پارت 11خوب
۲ سال پیشارامش
در پارت 11خوبه
۲ سال پیش
اسما
در پارت 250من این رمان هر پارت و۳۰۰سکه خوندم که کلن شدن ۵۲۰۰هزارسکه خوندم اگه میخواستم عضو بشم باید ۲۵۰۰هزارتاسکه میدادم عجیب نیست😐