رمان زخم چین (جلد اول سه گانه حبیبان)
- به قلم طیبه حیدرزاده
- 68 پارت
- در حال نگارش
- 23.3K 👁
- 326 ❤️
- 162 💬
پدرم اسمم رو اولدوز گذاشت به معنای ستاره، اما ستاره هام گاهی از آسمون سقوط می کنن. زندگیم به اجبار گره خورد. اجبار به ازدواج، اجبار به فرار، من عاشق امان جنگلبانی شدم که پر رمز و رازه! امان، من از اجبارها گریختم؛ اما گرفتار عشق ممنوع تو گره خورده در سنت های طایفه جهان اوغلی ها شدم. طایفه ای که خون و اجبار، سرمایه اصلیشونه. طایفهای که به خون و تعصب، بیشتر از هر چیز دیگهای اهمیت میدادن و برای حفظ قدرت، از هیچ کاری دریغ نمیکردن... حالا من مونده بودم و عشقی که مثل یه آتیش زیر خاکستر، هم میتونست نجاتم بده، هم نابودم کنه…!
اطلاعیه ها :
سلام ، دوستانی که دلشون میخواهد شروع به خوندن رمان کنید، چون بعد از پارت پایانی رمان از حالت رایگان در میاد...
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
bi bi
در پارت 621امان عزیزم چقد سختی کشیده
۲ هفته پیشسوگند
2وای چه غم انگیز بود گناه داره اولدوز ممنون بابت رومان زیباتون 🥰😘
۳ هفته پیشbi bi
در پارت 611اخی عزیز دلم اولدوز تو زندگیش یه روز خوش ندیده تا یه ذره زندگی روی خوش بهش نشون میده روز بعدش هزار برابر بدتر سرش در میاد🥲💔
۳ هفته پیش
طیبه حیدرزاده | نویسنده رمان
زندگی دیگه
۳ هفته پیششهد
در پارت 601وای مگه میشه چقدر ناراحت کننده
۳ هفته پیشسهیل۲۹
در پارت 602اخ امان چیکار کردی تو اخه
۳ هفته پیشbi bi
در پارت 602خانم حیدرزاده یه شک اساسی دادی بهمون چشام افتاد از قسمت اخر پارت 😐💔
۳ هفته پیشbi bi
در پارت 602برگاممم یعنی چی امان کی ازدواج کرد نهههههههههههههه😐اولدوز با اون بچه تو شکمش چیکار کنه
۳ هفته پیشتیسراتیل
در پارت 602هاا؟ چیشد الان؟ 😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐💔
۳ هفته پیشbi bi
در پارت 590انقد زود؟؟
۴ هفته پیش
طیبه حیدرزاده | نویسنده رمان
🫢
۳ هفته پیشسهیل۲۹
در پارت 592اِاِاِاِ....نگفتم؟؟؟؟
۴ هفته پیشسهیل۲۹
در پارت 581عه عه عه..نکنه اولدوز....😁🤭🤭
۴ هفته پیشسوگند
در پارت 581عالی بود ممنون خدا قوت نویسنده عزیز
۴ هفته پیشسهیل۲۹
در پارت 572ای بابا اینا دیگه کین😲😲 حس میکنم خانواده باران نباشن و کلا با اولدوز مشکل دارن
۴ هفته پیشbi bi
در پارت 561آخی عزیزم باران بیچاره هم خیلی بدبختی کشیده
۴ هفته پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده tayyaba_heidarzadeh -
آیدی تلگرامی نویسنده ثبت نشده است -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
سهیل۲۹
در پارت 681امان از تو امان..کاش سرراه این دختر بازم سبز نمیشدی