دوست داشتی؟
رمان عاشقانه زخم چین اثر طیبه حیدرزاده

رمان زخم چین (جلد اول سه گانه حبیبان)

  • 30.8K 👁
  • 337 ❤️
  • 181 💬

پدرم اسمم رو اولدوز گذاشت به معنای ستاره، اما ستاره هام گاهی از آسمون سقوط می کنن. زندگیم به اجبار گره خورد. اجبار به ازدواج، اجبار به فرار، من عاشق امان جنگلبانی شدم که پر رمز و رازه! امان، من از اجبارها گریختم؛ اما گرفتار عشق ممنوع تو گره خورده در سنت های طایفه جهان اوغلی ها شدم. طایفه ای که خون و اجبار، سرمایه اصلیشونه. طایفه‌ای که به خون و تعصب، بیشتر از هر چیز دیگه‌ای اهمیت می‌دادن و برای حفظ قدرت، از هیچ کاری دریغ نمی‌کردن... حالا من مونده بودم و عشقی که مثل یه آتیش زیر خاکستر، هم می‌تونست نجاتم بده، هم نابودم کنه…!

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

اطلاعیه ها :

طیبه حیدرزاده : ۴ هفته پیش

نه جلد اول در مورد اولدوز و امان تموم شده، جلد دوم در مورد خاطره و یغماست.
گریزهایی هم به داستان امان و اولدوز خواهیم زد.

1
۲۰۶ روز پیش

2
۲۰۶ روز پیش

3
۲۰۶ روز پیش

4
۲۰۶ روز پیش

82
۳۲ روز پیش

83
۳۰ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • bi bi

    در پارت 830

    خاطره و یغما که جزئی از رمان نبودن کی فصل دوم شروع میشه

    ۴ هفته پیش
  • طیبه حیدرزاده | نویسنده رمان

    شخصیت های دیگه رمان هستن. احتمالا بیفته برا عید. چون می خوام رمان ترجمه افسون کلاغها رو تموم کنم.

    ۴ هفته پیش
  • bi bi

    در پارت 830

    خدایا نهه این همه بدبختی و سختی کشید که اخرش این طور بشه

    ۴ هفته پیش
  • سهیل۲۹

    در پارت 831

    عالی بود خدا قوت..موفق باشید

    ۴ هفته پیش
  • Nafis

    در پارت 831

    خسته نباشید جانانه نویسنده منتظر جلد دوم هستیم

    ۴ هفته پیش
  • تیسراتیل

    در پارت 831

    ممنون نویسنده عزیز، خسته نباشید💕🌱

    ۴ هفته پیش
  • سوگند

    1

    عالی بود بانو جان خدا قوت نویسنده پرتلاش

    ۴ هفته پیش
  • سهیل۲۹

    در پارت 821

    امان از سرنوشتت اولدوز..مرسی بابت پارت

    ۴ هفته پیش
  • bi bi

    در پارت 821

    چرا وضعیت انقد داغون شده دیگه مغزم نمیکشه

    ۴ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    یهو چه سریع جمع و جور شد قلم و داستانتون خاص هست اینکه شخصیت ها هرکدوم برای خودشون استقلال دارند و زیر سایه ی دیگر شخصیت ها نیستند خیلی خوبه امیدوارم همینطور ادامه بدین

    ۱ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    در پارت 751

    امان از این بختی که داره اولدوز..منم داره کم کم از امان بدم میاد

    ۲ ماه پیش
  • تیسراتیل

    در پارت 751

    احتمالش هس که مرگ تی تی یه ربطی به خانواده امان یا نیکان داشته باشه؟؟ اون کلاغا تو مغازه کی بودن متوجه نشدم

    ۲ ماه پیش
  • تیسراتیل

    در پارت 751

    باران درست میگه مگه چقد از امان شناخت داشت که باهاش ازدواج کرد حتی رفتار درستی باهاش نداره بااین همه پنهون کاری و بداخلاقی امان قراره تهش به کجا برسه اولدوز

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    در پارت 741

    چه خاطرات تلخی داره اولدوز 😣😣😣

    ۲ ماه پیش
  • نرگس

    در پارت 741

    الهی اولدوز عزیز چه سختی کشیده

    ۲ ماه پیش
  • bi bi

    در پارت 731

    یلدا مسخرشو در اورده یعنی چی دوسش دارم😐

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.