دوست داشتی؟
رمان عاشقانه بوسه های تب دار اثر محبوبه لطیفی

رمان بوسه های تب دار

  • زبان فارسی
  • 181.9K 👁
  • 219 ❤️
  • 336 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان :

گلی با پیدا کردن کار توسط واسطه شدن دوستش در یک کارخانه صنعتی بزرگ که هفت زیر واحد دارد، مشغول به کار می‌شود. او که سخت به این درآمد نیاز دارد، سعی می‌کند که جای خود را در کارخانه تثبیت کند و بتواند خرج درمان تنها عضو باقی مانده از خانواده خود را بدهد. از بد روزگار پای گلی به ماجرایی در کارخانه باز می‌شود که باعث ایجاد زلزله در قلب و زندگی او می‌شود این میان برای رهایی از این گرفتاری دست یاری به بدترین آدم ممکن می‌دهد بدون اینکه به عاقبتش فکر کند و آنچه نباید اتفاق می افتد و او .... در قلب این ماجرا تقابل گلی با مدیر داخلی اوج می‌گیرد و حسادت‌هایی پنهان به این رابطه پر تنش آتش کینه را شعله ور می‌کنند. گلی سخت کوش و چشم و دل سیر است با وجود فقری که از بچگی در آن آزار دیده است. خودخواهی و طمع یک سری از آدم‌ها در اینجا سبب به وجود آمدن کلی درد سر برای گلی می‌شود و روابط تیره او و مدیر داخلی تیره تر می‌شود. نبرد بین گلی برای کشف حقیقت و مدیر داخلی برای اثبات گناهکار بودن گلی شکلی جدید از رابطه را رقم می‌زند که هردو در آن با موضوعی غافل‌گیر کننده مواجه می‌شوند که تازه شروع ماجرایی جدید برای این دونفر است. این میان عشق هم‌خودنمایی می‌کند و کار را سخت‌تر از قبل می‌کند.

پارت اول

فضای بسیار تاریک و تنگ هر لحظه نفس کشیدن را برایم سخت‌تر می‌کند. از اینکه مجبورم در این شرایط قرار بگیرم واقعاً در عذاب هستم. اگر شرایط عادی بود، از دو کیلومتری این آدم هم رد نمی‌شدم اما الان شرایطی پیش آمده که مجبورم درست در کنارش و بهتر است که بگویم درست در آغوشش در این فضای تنگ قرار بگیرم.
بیخود نیست از قدیم می‌گویند از هر چیزی که بدت بیاید، به سرت می‌آید. مثال من مثال همان ماری است که از پونه بدش می‌آید و دقیقاً در محل خانه‌اش آن پونه سبز شده است.
حالا این مسیر تقدیر است یا از بدشانسی من است که طوری مرا در آغوش گرفته است که انگار یک شی با ارزش را به دستش داده‌اند. هر از گاهی خیلی عمیق نفس می‌کشد. فکر کنم او هم مثل من از این بی‌هوایی ، به اکسیژن بیشتری در خود احساس نیاز می‌کند. نفس‌های بلند اما بی صدایش حال دلم را بهم می‌زند. سرش را درست روی ناحیه‌ای از موهایم قرار داده که در جنگ با شال پیروز گشته و اکنون پرچم پیروزی را در دست دارند و بیرون از شال خودنمایی می‌کنند.
لب‌هایش درست روی موهایم قرار دارند و اگر توهم نباشد، حس می‌کنم هر از گاهی روی موهایم تکان می‌خورند. اگر دست من بود به تخت سینه‌اش می‌زدم و او را تا آنجا که می‌توانستم از خود دور می‌کردم.
از برخورد نفس‌هایش به گردنم حالم بدتر و بدتر می‌شود. درست است که فضا تنگ است و من جای مانوری ندارم اما برای محافظت از خود مجبور شدم که تن به اجبار بودن در کنار او دهم.
- فقط هفت دقیقه تا باز کردن گاوصندوق زمان دارین. سه دقیقه هم زمان برای خروج.
نقابداری که این جملات را برای سه نفر از همراهانش می‌گوید، همزمان به طرف کتابخانه می‌آید و نگاهی به کتاب‌های درون کتابخانه می‌اندازد.
در جایگاه مخفی موجود در وسط کتابخانه پنهان شده‌ایم تا از شر این افراد نقاب‌دار در امان باشیم.برایم جای سوال دارد که چگونه این افراد توانستند خود را به راحتی به اتاق ریاست برسانند؟ این افراد حداقل بیش از پنجاه دوربین مداربسته را پشت سر گذاشتند تا بتوانند خود را به اتاق ریاست اصلی برسانند.

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

عضویت در رمان
عضویت در رمان رایگان بخون!

میتونی این رمان رو با دریافت سکه، رایگان بخونی!!

عضویت در رمان
عضویت در رمان هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

آخرین اطلاعیه‌ی رمان بوسه های تب دار

محبوبه لطیفی : ۳ روز پیش

سلام به دوستان عزیزی که همراه من هستید و نوشته‌های من رو می‌خونید. رمان جدید من به نام طوفانی از هوس در سایت قرار گرفت. امیدوارم که با خوندن عاشقانه‌های جانا و آراد حسابی کیف کنید.

توجه کنید : این یک رمان دو حالته است

یعنی به هر دو صورت رایگان و VIP پارتگذاری میشه و طبق روزهای پارتگذاری که در بالا گفته شده، پارت های رایگان و VIP قرار میگیره. ولی کسانی که حق اشتراک رمان رو پرداخت کردن و عضو رمان شدن، میتونن چندین پارت جلوتر رو بخونن .

4.6 از 5
★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★
بر اساس 217 رای
5 ★
65%
4 ★
29%
3 ★
5%
2 ★
0%
1 ★
0%
شما چه امتیازی می‌دهید؟

نظرات رمان بوسه های تب دار

  • سحر

    در پارت 420

    قصد داره کاری کنه احسان ازدواج کنه اونم باگلی

    ۱۶ ساعت پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    قصدی نداره رابطه ننه با احسان در ادامه روشن تر میشه

    ۸ ساعت پیش
  • مومنی

    در پارت 650

    من نمیدونم بزرگتر ها چرا همه چی رو از فرد اصلی مخفی میکنن همیشه.آخه اگه مربوط نفر مورد نظره که چه خوبه از خود ادم بشنوه تا راست روغ قاطی از بقیه

    ۲ روز پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    دقیقا همین‌مورد باعث کلی درد سر میشه

    ۲۴ ساعت پیش
  • ارغوان

    در پارت 470

    احسان بااین کارش از گلی محافظت کرد

    ۴ روز پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    کلا دلیل رفتارهای احسان رو در ادامه خواهیم داشت

    ۴ روز پیش
  • مومنی

    در پارت 640

    چقدر تحت فشاره.هیی خیلی بده این همه فشار و دو راهی جلو ادم باشه.

    ۱ هفته پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    خیلی بد هست واقعا

    ۱ هفته پیش
  • مبینا

    در پارت 170

    خیلی رمان قشنگیه ولی ی چیزیش بده اینکه رمان کاملا کتابی نوشته شده ی حس بدی میده ینی دم نویسندش گرم

    ۲ هفته پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    چرا حس بد عزیزم. داستان روایت از زبان دختری هست که تموم‌حسش رو داره قدم به قدم در داستان میگه

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    1

    رمان قشنگیه ، نویسنده عزیزم اگر امکانش هست پارت های رایگان رو بیشتر از یک روز در هفته بگذارید.ممنون

    ۳ هفته پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم . ممنون از نظر شما. طبق برنامه هفته ای یک پارت هست عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • مومنی

    در پارت 611

    هیی روزگار

    ۴ هفته پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۴ هفته پیش
  • مومنی

    در پارت 602

    چقدر این بشر خنثی س

    ۱ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    باید دید چرا رسیده به اینجا

    ۱ ماه پیش
  • رازیل

    در پارت 581

    ممنون نویسنده جان ♥️❤️

    ۲ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • رازیل

    در پارت 560

    ممنون بانو

    ۲ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهتون عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • ستاره تو اسمونا***

    0

    رمانش واقعا قشنگه حرف ندارع از این سبک رمانا خوشم میاد.. تنها مشکلش آنلاین بودنش هست ..نت هی قط وصل میشه می ره باز از اولش میاد..خیلی اذیت میکنه .. ی فکری براش بکنید نویسنده عزیز اگر میخاین طرفدارا کم نشن

    ۲ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. منظورتون چیه از اولش میاد؟ اگر اشکال از اپلیکیشن هست به پشتیبانی بگین. من دقیقا نمیتونم چه کاری میشه انجام داد برای رفع این مشکل

    ۲ ماه پیش
  • مومنی

    در پارت 420

    درباره احسان میخواد حرف بزنه

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    در پارت 470

    سپاس بابت پارت رایگان

    ۴ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    به مهرخوندین عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • رازیل

    در پارت 471

    ممنون نویسنده جان عالی بود قلمت مانا ♥️♥️

    ۴ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    در پارت 461

    اول که نویسنده عزیز قلمت مانا دوم لطفا ی کم پارتا رو طولانی تر کن خییلی دیر پارت میزاری برا ما فقیر فقرا🥲

    ۴ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    خدانکنه عزیزم.مبلغ رمان طوری در نظر گرفتم که همه بتونن ازش استفاده کنند.

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
آیدی کپی شد!
درخواست عضویت
هنوز عضو رمان نشدی؟
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️