دوست داشتی؟
رمان طنز و کلکلی هکائو اثر کالیستو آکوامارین

رمان هکائو

  • زبان فارسی
  • 177.5K 👁
  • 1.3K ❤️
  • 3.8K 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان فانتزی هکائو

(یه نغمه می‌تونه نجاتت بده...یا نابودت کنه. آسترال، یه گروه دخترونه‌ی کی‌پاپ با صداهایی که مرز بین نور و تاریکی رو می‌لرزونه، داره بی‌وقفه می‌درخشه… تا وقتی یه گروه پسرونه‌ی مرموز از ناکجا میاد و صحنه رو می‌دزده. همه عاشق صدای اونا می‌شن. اونا به طرز عجیبی وایرال می‌شن و یک شبه دل هزاران دختر رو می‌دزدن! ولی یه چیز سر جاش نیست... نه صداها، نه نگاه‌ها… و نه اون پسری که نید ، یه شب نجاتش داد. هرچی جلوتر می‌ره، نغمه‌ها تیزتر می‌شن. رازها نزدیک‌تر. و وقتی حقیقت رو بفهمی، دیگه راه برگشتی نیست. گاهی صدایی که قلبتو می‌لرزونه، همونه که آخرش می‌کُشتت. نید هیچ‌وقت نفهمید صدایی که باید خاموشش می‌کرد... همونیه که عاشقش شد. و درست همون صدا، آخر از همه، خودش رو خاموش کرد.)

تصویر شخصیت های رمان


پارت اول

مقدمه :
گاهی وقتا، نفرینی‌ترین لحظاتِ زندگی، همون چیزیه که بقیه بهش می‌گن "معجزه".
مثلِ دیدنش.
وقتی اومد، انگار شیطانی ترین چیزهای دنیا جمع شدن پشت یه لبخند ، لبخندی که باعث می‌شد ، نبوسیدنش سخت تر بشه!
یه لبخند… که تموم سال‌های تلاشمو آتیش زد.
اولش...عاشقش نشدم.
فقط دیگه نتونستم ازش چشم بردارم.
اون وسط نور ایستاد. همه نگاهش کردن. همه عاشقش شدن.
اسمش ، هیون سو بود!
مردی از جنس چوسان و سئول سیتی.
مردی که به گرگِ سیاه چوسان معروف بود.
و من؟
دیگه معروف ترین آیدل کره نبودم!
من چیزی دیدم که هیچ‌کس ندید:
که اون یه شیطانه!
با یه نیم‌نگاه، جوری منو له کرد که انگار کل دنیام اشتباه بوده.
لعنت به اسمش.
لعنت به اون چشم‌های بنفشی که انگار روحم‌و تو سیاه چاله هاش کشیدن…
و بدتر از همه، لعنت به خودم.
چون هنوزم دلم می‌خواد دوباره ببینمش.
چون وقتی صدام می‌زد "مو آبی" کشتنش سخت تر می‌شد!
(نکته : زیبارویان من ، این رمان فقط تا پارتای اولیه وایب انیمیشنِ کی‌پاپ دیمن هانترز رو داره ولی موضوعاتشون زمین تا آسمون فرق داره و کوچیک‌ترین شباهتی ندارن ، امیدوارم دچار سوءتفاهم نشید ، دوستتون دارم)
****
اگه یه روز یکی ازم بپرسه:
«چند بار تو زندگیت حس کردی قراره بمیری؟»
می‌گم:
«هر بار که لیوا صبحونه درست کرده.»
با یه لبخند گشاد، دست به کمر زده بود و املت بنفش‌رنگش رو با افتخار روی میز کوبید.
البته ، به این صبحونه های عجیب و غریب عادت داشتم. حتی نمی‌دونم چی قاطی اون املت کرده بود که بنفش شده بود!
یه صدای نکره از پشت سرم گفت:
ـ وصیت‌نامه‌تو بنویس اول.
برگشتم. جولیان بود، با اون نگاه همیشه طلبکارش.
چشم‌غره‌ای نثارش کردم و گفتم:
ـ تا با تک تک اعضای گروه های پسرونه قرار نزارم نمی‌میرم!
از سمت دیگه، لیوا یه سرفه‌ی نمایشی کرد. با موهای صورتی‌ای که کیوت بودنش رو صدبرابر می کرد ؛ بیایید از حق نگذریم ، ماهم بخاطر همین کیوت بودنش کاری به کارش نداشتیم!
یه نگاه مظلومانه انداخت ، بیشتر قیافه‌ش مثل بچه گربه‌ای بود که تازه از پتو افتاده بیرون.
شروع کردم به ناله‌کردن :
ـ دیشب خواب دیدم با استری کیدز رو یه استیج بزرگ اجرا دارم… بعد بیدار شدم و دیدم هنوز اینجام، با شما دو تا عقب‌مونده. چرا آخه؟
یه چیزی هست به اسم "صبح آروم".
می‌گن طرف بیدار می‌شه، کش و قوس می‌ره، لبخند می‌زنه، قهوه‌شو برمی‌داره و با نگاه شاعرانه‌ای به پنجره، یه جمله‌ی عمیق زمزمه می‌کنه.
ولی من از گروه آسترالم.
و تو زندگی من، "صبح آروم" یه توهم بیش نیست.یه چیز در حد یونی‌کورن؛ شنیدیم هست، ولی هیچ‌وقت ندیدیم.
قبل از اینکه مغزم به کار بیفته، این دوتا مثل وحشی‌های جنگلی پریدن سرم. یکی موهامو کشید، اون یکی بالش پرت کرد، خلاصه یه نبرد فیزیکی درگرفت.
با هر زور و زحمتی که بود، خودمو از چنگشون کشیدم بیرون.
بذارید خودمو معرفی کنم :
من نیدم ، 23 سالمه و معروف‌ترین خواننده‌ی کی‌پاپ کره هستم.
روز اول ، بیشتر بخاطر موهایِ آبی رنگم معروف شدم و بعدش با جولیان و لیوا یکی شدم.
همه‌چی طبق معمول پیش می‌رفت.
ما، آسترال.
سه تا کله‌خر که نمی‌دونن چطوری، ولی یه روز بیدار شدن و دیدن جزء معروف‌ترین آیدلای کره‌ان.
صداشون همه‌جا وایرال شد و خودشونو کشیدن بالا.
وارد بالکن شدم.
درست همون لحظه، یه چیزی بین گلدونا برق زد.
رفتم جلوتر. یه برگه‌ی کوچیک، تاخورده. نه اسم داشت، نه نشونی.
بازش کردم. فقط یه جمله روش نوشته شده بود، با یه دستخط خاص:
«آسترال، وقتشه نغمه‌ات رو تیزتر کنی.»
ایستادم.
باد موهامو عقب زد، و یه چیزی تو دلم لرزید.
کی گذاشته بودش اونجا؟
از طرفِ کی‌بود؟
ـ نید؟
صدای جولیان از پشت سرم اومد.
ـ حالت خوبه؟
یه‌کم طول کشید تا جواب بدم.
ـ آره...
و سریعاً برگه رو پنهون کردم !

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

آخرین اطلاعیه‌ی رمان هکائو

کالیستو آکوامارین : ۵ ماه پیش

هکائو هم تموم شد🥲✨
خالصانه از تمامِ کسایی که همراهی کردن و هکائو رو دوست داشتن سپاسگزارم.
باید یه تشکرِ خیلی صمیمانه بکنم از دوستِ عزیزم: استولاس!
استولاسی که تویِ تولدِ هکائو دخیل بود ولی شرایطش اجازه ی همراهی رو نداد.
یجورایی منو استولاس باهم برای هکائو برنامه ریزی کردیم و پیرنگ چیدیم ، ولی خب امیدوارم همیشه حالش خوب باشه یروزی آزادی شو (برای نوشتن)به دست بیاره💕
حتما تو شبکه های مجازی دنبالم کنید تا از اخبار رمانام جا نمونید😍!
نکته : هکائو تا چند روز دیگه ویراستاری می شه .جاهایی که مفهومی ندارن پاک و ویرایش می شن ، "مقدمه" و "خلاصه" عوض می شه چون باعث سوءتفاهم شده و خیلیا فکر می کنن کپی از "انیمیشن کیپاپ دیمن هانترز" هستش 🤷🏻 ♀️(با این که کلیییی فرق داشتن)
پر حرفی نمی کنم، حتما رمان بعدیمو دنبال کنیدا😘

نظرات رمان هکائو
  • Nina

    در پارت 1051

    وایی مورمور شدم خدا😭یکی از متفاوت ترین رمان هایی بود که خوندم. قشنگ قند تو دلم آب می شد با عاشقانه های این دو تا پدرسوخته🤣هکائو برام شبیه یه نغمه ایه که نواخته نشد اما نت به نتش رو خوندم و دیدم و چشیدم، و حالا توی اعماق قلب و ذهنم به گرمای رنگ بنفش جاگیر شده. مرسی که این حس رو برام ساختی کالی😭💞

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 1040

    آخ آیریس کجایی که ببینی دخترتتت...🤣🤣

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 1030

    وای...وای...من غش. من ضعف. من مرگ. خدا این چی بودددد چجوری انقدر خوب بودددد😭😭😭

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 1000

    ای جووونممم ای جونننن😔🤣 تروخدا شب که اومدی ببریش برید با هم گناه کنید آفرین🤏🏻

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 981

    ریو انقد بچ بچ نکنا، دیمن میاد دنده ات رو با دماغت پیوند میزنه مرتیکه یبوست

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 950

    وای *** شدممم، تو روحت جیننن🤣

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 940

    در برابر این قلم و این پارت باید زانو زددد

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 930

    عه بالاخره لیس کشش کرد. جون..😔🤣

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 910

    اتفاقا کاملا روش هات زیبا بودن پسرم. ادامه بده ما بدبوی می پسندیم🤣

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 900

    هیون سو پسرم خیلی داری پرفکت بازی درمیاری دلم میخواد بیام گازت بگیرممم خعرخفزهردحهرنل🤡

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 900

    (لطفا بهم بگو، لبای قشنگت رو از هم باز کن و اسمم رو صدا بزن. اسمم رو صدا بزن تا تبدیل بشم به خواننده ای که مخاطب همه ی شعر هاش تویی...) وایی مونولوگ رو ببیننن!! بانو چه کردییی آخههه!😭💞

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 890

    وایی هیون سوی گوگول مگوللل😭🎀

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 860

    بعد این پارت اینجوریم که بلوب بلوب بلوب💞🌠🍓🌈🎀✨️😭

    ۳ روز پیش
  • Nina

    در پارت 820

    وای هیچی مثل ایثریس عزیزم نمیشههه آیریس و آکوای قشنگممم😭🤏🏻

    ۳ روز پیش
  • رزی

    در پارت 320

    نه اصلااااااااا

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
خوش اومدی!
میخوای شروع کنی؟