دوست داشتی؟
رمان طنز و کلکلی هکائو اثر کالیستو آکوامارین

رمان هکائو

  • زبان فارسی
  • 189.5K 👁
  • 1.4K ❤️
  • 3.9K 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان هکائو

(یه نغمه می‌تونه نجاتت بده...یا نابودت کنه. آسترال، یه گروه دخترونه‌ی کی‌پاپ با صداهایی که مرز بین نور و تاریکی رو می‌لرزونه، داره بی‌وقفه می‌درخشه… تا وقتی یه گروه پسرونه‌ی مرموز از ناکجا میاد و صحنه رو می‌دزده. همه عاشق صدای اونا می‌شن. اونا به طرز عجیبی وایرال می‌شن و یک شبه دل هزاران دختر رو می‌دزدن! ولی یه چیز سر جاش نیست... نه صداها، نه نگاه‌ها… و نه اون پسری که نید ، یه شب نجاتش داد. هرچی جلوتر می‌ره، نغمه‌ها تیزتر می‌شن. رازها نزدیک‌تر. و وقتی حقیقت رو بفهمی، دیگه راه برگشتی نیست. گاهی صدایی که قلبتو می‌لرزونه، همونه که آخرش می‌کُشتت. نید هیچ‌وقت نفهمید صدایی که باید خاموشش می‌کرد... همونیه که عاشقش شد. و درست همون صدا، آخر از همه، خودش رو خاموش کرد.)

تصویر شخصیت های رمان


پارت اول

مقدمه :
گاهی وقتا، نفرینی‌ترین لحظاتِ زندگی، همون چیزیه که بقیه بهش می‌گن "معجزه".
مثلِ دیدنش.
وقتی اومد، انگار شیطانی ترین چیزهای دنیا جمع شدن پشت یه لبخند ، لبخندی که باعث می‌شد ، نبوسیدنش سخت تر بشه!
یه لبخند… که تموم سال‌های تلاشمو آتیش زد.
اولش...عاشقش نشدم.
فقط دیگه نتونستم ازش چشم بردارم.
اون وسط نور ایستاد. همه نگاهش کردن. همه عاشقش شدن.
اسمش ، هیون سو بود!
مردی از جنس چوسان و سئول سیتی.
مردی که به گرگِ سیاه چوسان معروف بود.
و من؟
دیگه معروف ترین آیدل کره نبودم!
من چیزی دیدم که هیچ‌کس ندید:
که اون یه شیطانه!
با یه نیم‌نگاه، جوری منو له کرد که انگار کل دنیام اشتباه بوده.
لعنت به اسمش.
لعنت به اون چشم‌های بنفشی که انگار روحم‌و تو سیاه چاله هاش کشیدن…
و بدتر از همه، لعنت به خودم.
چون هنوزم دلم می‌خواد دوباره ببینمش.
چون وقتی صدام می‌زد "مو آبی" کشتنش سخت تر می‌شد!
(نکته : زیبارویان من ، این رمان فقط تا پارتای اولیه وایب انیمیشنِ کی‌پاپ دیمن هانترز رو داره ولی موضوعاتشون زمین تا آسمون فرق داره و کوچیک‌ترین شباهتی ندارن ، امیدوارم دچار سوءتفاهم نشید ، دوستتون دارم)
****
اگه یه روز یکی ازم بپرسه:
«چند بار تو زندگیت حس کردی قراره بمیری؟»
می‌گم:
«هر بار که لیوا صبحونه درست کرده.»
با یه لبخند گشاد، دست به کمر زده بود و املت بنفش‌رنگش رو با افتخار روی میز کوبید.
البته ، به این صبحونه های عجیب و غریب عادت داشتم. حتی نمی‌دونم چی قاطی اون املت کرده بود که بنفش شده بود!
یه صدای نکره از پشت سرم گفت:
ـ وصیت‌نامه‌تو بنویس اول.
برگشتم. جولیان بود، با اون نگاه همیشه طلبکارش.
چشم‌غره‌ای نثارش کردم و گفتم:
ـ تا با تک تک اعضای گروه های پسرونه قرار نزارم نمی‌میرم!
از سمت دیگه، لیوا یه سرفه‌ی نمایشی کرد. با موهای صورتی‌ای که کیوت بودنش رو صدبرابر می کرد ؛ بیایید از حق نگذریم ، ماهم بخاطر همین کیوت بودنش کاری به کارش نداشتیم!
یه نگاه مظلومانه انداخت ، بیشتر قیافه‌ش مثل بچه گربه‌ای بود که تازه از پتو افتاده بیرون.
شروع کردم به ناله‌کردن :
ـ دیشب خواب دیدم با استری کیدز رو یه استیج بزرگ اجرا دارم… بعد بیدار شدم و دیدم هنوز اینجام، با شما دو تا عقب‌مونده. چرا آخه؟
یه چیزی هست به اسم "صبح آروم".
می‌گن طرف بیدار می‌شه، کش و قوس می‌ره، لبخند می‌زنه، قهوه‌شو برمی‌داره و با نگاه شاعرانه‌ای به پنجره، یه جمله‌ی عمیق زمزمه می‌کنه.
ولی من از گروه آسترالم.
و تو زندگی من، "صبح آروم" یه توهم بیش نیست.یه چیز در حد یونی‌کورن؛ شنیدیم هست، ولی هیچ‌وقت ندیدیم.
قبل از اینکه مغزم به کار بیفته، این دوتا مثل وحشی‌های جنگلی پریدن سرم. یکی موهامو کشید، اون یکی بالش پرت کرد، خلاصه یه نبرد فیزیکی درگرفت.
با هر زور و زحمتی که بود، خودمو از چنگشون کشیدم بیرون.
بذارید خودمو معرفی کنم :
من نیدم ، 23 سالمه و معروف‌ترین خواننده‌ی کی‌پاپ کره هستم.
روز اول ، بیشتر بخاطر موهایِ آبی رنگم معروف شدم و بعدش با جولیان و لیوا یکی شدم.
همه‌چی طبق معمول پیش می‌رفت.
ما، آسترال.
سه تا کله‌خر که نمی‌دونن چطوری، ولی یه روز بیدار شدن و دیدن جزء معروف‌ترین آیدلای کره‌ان.
صداشون همه‌جا وایرال شد و خودشونو کشیدن بالا.
وارد بالکن شدم.
درست همون لحظه، یه چیزی بین گلدونا برق زد.
رفتم جلوتر. یه برگه‌ی کوچیک، تاخورده. نه اسم داشت، نه نشونی.
بازش کردم. فقط یه جمله روش نوشته شده بود، با یه دستخط خاص:
«آسترال، وقتشه نغمه‌ات رو تیزتر کنی.»
ایستادم.
باد موهامو عقب زد، و یه چیزی تو دلم لرزید.
کی گذاشته بودش اونجا؟
از طرفِ کی‌بود؟
ـ نید؟
صدای جولیان از پشت سرم اومد.
ـ حالت خوبه؟
یه‌کم طول کشید تا جواب بدم.
ـ آره...
و سریعاً برگه رو پنهون کردم !

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

آخرین اطلاعیه‌ی رمان هکائو

کالیستو آکوامارین : ۷ ماه پیش

هکائو هم تموم شد🥲✨
خالصانه از تمامِ کسایی که همراهی کردن و هکائو رو دوست داشتن سپاسگزارم.
باید یه تشکرِ خیلی صمیمانه بکنم از دوستِ عزیزم: استولاس!
استولاسی که تویِ تولدِ هکائو دخیل بود ولی شرایطش اجازه ی همراهی رو نداد.
یجورایی منو استولاس باهم برای هکائو برنامه ریزی کردیم و پیرنگ چیدیم ، ولی خب امیدوارم همیشه حالش خوب باشه یروزی آزادی شو (برای نوشتن)به دست بیاره💕
حتما تو شبکه های مجازی دنبالم کنید تا از اخبار رمانام جا نمونید😍!
نکته : هکائو تا چند روز دیگه ویراستاری می شه .جاهایی که مفهومی ندارن پاک و ویرایش می شن ، "مقدمه" و "خلاصه" عوض می شه چون باعث سوءتفاهم شده و خیلیا فکر می کنن کپی از "انیمیشن کیپاپ دیمن هانترز" هستش 🤷🏻 ♀️(با این که کلیییی فرق داشتن)
پر حرفی نمی کنم، حتما رمان بعدیمو دنبال کنیدا😘

نظرات رمان هکائو

  • جالب انگیزه

    در پارت 70

    جالب انگیزه

    ۱۱ ساعت پیش
  • آبان

    در پارت 70

    شاید یه ربطی به اون گربه داشته باشه

    ۶ روز پیش
  • ..

    در پارت 540

    خیلییبب قشنگهه هیچی نمی تونم بگمم🫠🥺

    ۲ هفته پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ای جان

    ۲ هفته پیش
  • لادن

    0

    کالی رمان ایسریس با رمان هکائو ارتباط دارن اخه تو عکس شخصیت ها اکوا ایسریس هم هستن

    ۲ هفته پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نه اونقدرا که بگیم ادامشه. با خیال راحت بخون

    ۲ هفته پیش
  • ..

    در پارت 70

    باحالهه خیلیی ملسیی از نویسنده

    ۲ هفته پیش
  • کیتی

    در پارت 70

    خیلی وایب باحال و انیمیشنی داره و همین قشنگش کرده ممنون از نویسنده 🌹☺️

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه.

    در پارت 550

    اگه رمان قبلی رو نخونده باشم منظورم آئریسه نمیتونم اینو بخونم؟

    ۲ هفته پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نه فرقی نداره ، انچنان مربوط نیستن

    ۲ هفته پیش
  • رایکا

    0

    هوم داستانش مثل انیمه شیاطین کی پاپه

    ۳ هفته پیش
  • 𝑵𝒊𝒄𝒐𝒍𝒆

    در پارت 320

    عالی بود ولی برا نید مردم🥺

    ۴ هفته پیش
  • آوینا

    در پارت 70

    حس میکنم یه رقابت پیش روشونه با یه گروه دیگه..

    ۴ هفته پیش
  • فادیا

    0

    میخاستم بپرسم رمان و تو بخش افلاین نمیفرستید؟ بخدا از چند ماه قبل که تموم شد منتظرم افلاین بخونمش ند پارتی خوندم ازش و واقعا دلم میخاد بقیشو بخونم ممنون میشم تو افلاینا بفرستیدش💖

    ۱ ماه پیش
  • میو

    در پارت 121

    همه چیز خیلی خیلی مشکوکه مخصوصا اون گربه سیاه..

    ۱ ماه پیش
  • میو

    در پارت 121

    رمان فوق العاده ایه:))

    ۱ ماه پیش
  • میو

    در پارت 61

    نمیدونم چرا ولی وایب قشنگی از این رمان می گیرم:))

    ۱ ماه پیش
  • مبی

    در پارت 320

    دوست دارم عالی بود بوس به کلت♡

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
خوش اومدی!
میخوای شروع کنی؟