خلاصه رمان عاشقانه ماه خاکستری
من تک دختر پادشاه هرویین ایران، ملقب به افعی هستم.. هر جایی که میرم با لیموزین میرم! دوتا سگ ژرمن سیاه همراهمه و چهارتا بادیگارد دو برابر هیکل خودم! دختر مغروری بودم که هیچ وقت به قیافه بادیگاردام دقت نمی کردم و اونا رو اصلا در حد خودم نمی دونستم... تا اینکه یه روز توی یه مهمونی دشمنای بابا من و یکی از بادیگاردامو گروگان گرفتن و انداختنمون توی یه اتاق... برای آزادیمون یه شرط گذاشتن... یه شرط خیلی عجیب....
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان ماه خاکستری - پارت 114
-بخاطر همکاری که با پلیسا داشته و اینکه توی زندان هم مشکلی درست نکرده عفو خورده. اشک هام روی صورتم جاری شد، بغلش کردم و گفت: -آرکا مرسی، مرسی که اومدی توی زندگیم و این همه خوشبختم کردی. روی موهام رو بوسید و گفت: -من باید ازت تشکر کنم بهم یه زندگی جدید داری. نفس عمیقی کسیدم و گفتم: -ای...
بروزرسانی در : ۴۰۱ روز پیش
-
رمان ماه خاکستری - پارت 113
وقتی رسیدیم پارک کرد و پیاده شدیم. رفتیم داخل و پشت میز نشستیم که گارسون اومد و منو رو داد بهمون. داشتیم غذا انتخاب میکردیم که اس ام اسی روی گوشی آرکا اومد. آرکا نگاهی به گوشیش انداخت بعد چند دقیقه لبخندی روی لبش شکل گرفت. به طرف من اومد و گفت: -بریم خانومم. با تعجب نگاهش کردم، یهویی ...
بروزرسانی در : ۴۰۳ روز پیش
-
رمان ماه خاکستری - پارت 112
-اصلا نگو نمیخوام اسمش هم روی لبات بیاد. سرتکون دادم که انگشتش رو برداشت. گفت: -نترس نمیذارم اتفاقی برات بیوفته. باشه ای گفتم که آرکا گفت: -یکم استراحت کن منم برم یکم بخوابم این چندروز چشم روی هم نذاشتم. آروم گفتم: -تو از چی مطمئنی که گفتی نمیذاری اتفاقی برام بیوفته؟! نکنه نقشه ای دا...
بروزرسانی در : ۴۰۵ روز پیش
-
رمان ماه خاکستری - پارت 111
یکم بتادین رو آغشته پنبه کردم و گفتم: -نگفتی این مدت کجا بودی اینچه حال و روزیه؟ چرا تو این وضعی؟ توکه دفاع شخصی بلدی. به زور جوری که زخم لبش بیشتر شکافته نشه خندید و گفت: -یواش بپرس دختر، این کار سگ های شکاریه همون باندی که منم عضوش بودم اون روز که رفتم وسایلمو جمع کنم گیر درم آوردن و تا م...
بروزرسانی در : ۴۰۸ روز پیش

زهرا خزائی | نویسنده رمان
تشکر عزیزم
۲ ماه پیشالمیرا حسین زاده
0یه رمان مافیایی خیلی خفته با وجود خشن بودنش خیلی جاهاش لطیفه و من عاشق همینش شدم
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
خوشحالم دوست داشتید
۲ ماه پیشالمیرا حسین زادا
0ولی آرکا و الین خیلی به هم میان
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
🥲🥲
۲ ماه پیشفاطووم
0میگم بدون سانسور هم داره ؟😂
۳ ماه پیشفردوس
در پارت 710اون پارت هایی که پریدن به دلیل محدودیت و اینا
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
بله دیگه محدودیت داره
۴ ماه پیشفردوس
در پارت 710خب ما الا از کجا بفهمیم چی شد عزیزم?
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
چی چیشد؟
۴ ماه پیشهانا
در پارت 710چرا یهو نصف داستان رفت و پرید ی جای دیگه 😐😐😐😐😐
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
به دلیل محدودیت و سانسور
۴ ماه پیشهانا
1آبکی و بچگانه بود داستان کلیشه ای من که دوست نداشتم
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
اگه دوست نداشتید عضو نمیشدید
۴ ماه پیشبرازنده
در پارت 110من چطور باید سکه بگیرم بلد نیستم 🫣
۱۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
ویدئو ببینید
۱۲ ماه پیشدیوا
در پارت 110کجا ببینیم؟
۵ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
سلام به این ایدی در تلگرام پیام بدید @bahar7908
۸ ماه پیش...
1چرا از پارت ۷۰ به بعد انقدر قاطی پاتیه؟ یه دفعه میپره یه جای دیگه😐
۸ ماه پیشفاطیما
در پارت 10خیلی خیلی خیلی خوب بود
۱۱ ماه پیشm. r
در پارت 20عالی خوشم اومد از رمانت
۱ سال پیشسمان
در پارت 40به نظرم واقعا ارزش خوندن داره
۱ سال پیشسمان
در پارت 30منتظرم ببینم چی میشه
۱ سال پیشسمان
در پارت 20جذاب بود .. دختره رو دوست دارم
۱ سال پیش

المیرا حسین زاده
0مافیایی خیلی قشنگهههه خیلییییییییییی عالیه خداقوت نویسنده