خلاصه رمان :
داستان درمورد دختری به نام تاراست که یه هفته مونده به ازدواجش براثریه سانحه رانندگی نامزدش روازدست میده ولی به دلیل ...
قسمتی از متن رمان اعتراف در دقیقه نود
الهه
1به نظرم رمان خوبی بود و از خوندنش لذت بردم. فقط انتظار داشتم شخصیت اصلی زودتر به عشقش اعتراف کنه؛ این بخش کمی بیشتر از چیزی که دوست داشتم طول کشید.
۱ ماه پیشسمیه34
0خیلی سرسری بود و زود دل بست به کیان نباید اینجوری میبود
۳ ماه پیشjojo
0واقعا رمان فوق العاده بود با این که اولش غم انگیز بود ولی آخرش خیلی عالی تموم شد
۳ ماه پیشA ika
0من خوشم نیومد
۳ ماه پیشنرگس
3کسی که باردار هست نمیتونه به عقد کسی دیگه دربیاد و در این صورت عقد باطل
۴ ماه پیشساره
0خوب بود ممنون از نویسنده ❤️
۵ ماه پیشمهدیه
0پس ادامه رمان چی؟؟
۵ ماه پیشرضا
3عالی بود ولی به پزشکی ربطین نداشت
۵ ماه پیشبهار
2خوب بود ولی ربطی به پزشکی نداشت
۵ ماه پیشآوا
3واقعا رمان چرت و بچگونه ای بود اصلاهم ربطی به ژانر پزشکی نداشت👎
۵ ماه پیشآیدا
0خوب بود خوشم اومد فقط کاش یه کم ادامه میداشت
۵ ماه پیشفاطمه
3اصلا خوب نبود در ضمن عقدشون باطل چون خانم باردار بودن.
۶ ماه پیشF. M
0خوب بود ممنون
۶ ماه پیشمینا
2رمان خوبی بود داستانش کمی متفاوت تر از رمانایی که خوندم بود ولی کاش بیشتر ادامه داشت یکی بهم بگه کجای این داستان جنبه ی پزشکی داره😂
۶ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

Niky
1خیلی جالب بود و به نظرم رمان خوبی بود ممنون از نویسنده ولی با وجود این من فکر کردم بیشتر در مورد محیط بالینی و پزشکی صحبت می کنه چون نوشته شده ژانرش پزشکی هست