خلاصه رمان بازگشت دوباره
قصه ما از یک راز شروع شده بود از رازی که به نام مصلحت، میان من و دوستانم میچرخید.... و از دایرهی ما بیرون نمیرفت... تا آرامشمان حفظ شود. و من برای این راز، قصه ای ساخته بودم؛ چنان واقعی، که خودمان هم باورمان شده بود که حقیقت چیزی جز آنچه که ما گفتهایم، نیست.... همه چیز داشت خوب پیش میرفت؛ ما، قصه امان و زندگیمان و همه آنچه که تا آن لحظه، برایش تلاش کرده بودیم!... تا روزی که آن غریبه از راه رسید!.... ناشناسی که قرار نبود ببینیمش اما یک دیدار ناگهانی در بیمارستان، همه چیز را زیر و رو کرد! و اگر... او همانی باشد که ما فکرش را میکنیم... دیگر آرامشی باقی نمیماند که بخواهم برایش قصه ای بگویم..
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان بازگشت دوباره - پارت 38
عصبی بودم و ترسیده!..... با صدایی لرزان و نامطمئن!.... رنگم پریده بود و احساس میکردم خون در شریانهای مغزم، جریان پیدا نمیکند ولی با وجود همه اینها، نباید خودم را میباختم اجازه میداد تصویری که از من مخابره میشود، تصویر یک انسان ضعیف، بدبخت و نامطمئن باشد... بنابراین تلاش کردم با همه ی ناراح...
بروزرسانی در : ۱۰ دقیقه پیش
-
رمان بازگشت دوباره - پارت 37
سعی کردم خونسرد باشم.... سعی کردم خودم را نبازم.... باید، خودم را جمع میکردم.... باید، جوابش را میدادم.... شاید اینگونه میتوانستم از وقایع بدی که در انتظارمان بود، جلوگیری کنم ... اما ناگهان!... نیلوفر پیشدستی کرد و با رنگی پریده و صدایی عصبی که سعی در کنترلش داشت رو به او گفت: _ آقای...
بروزرسانی در : ۱۸ روز پیش
-
رمان بازگشت دوباره - پارت 36
او در چهارچوب دَر، ظاهر گشت و اتاق برای لحظاتی، در شوک و سکوت، فرو رفت و بدنبالش! نگاه هایی متعجب، میان حضار، رد و بدل گشت و آنگاه نگاه هایی نگران ، ترسیده و عصبی به همراه مقدار قابل توجهی، از ناراحتی!.... میان ما و دکتر آریا، به چرخش در آمد.. و در آن لحظات، هیچ کس، نمی دانست که باید، چه کند و چ...
بروزرسانی در : ۲۷ روز پیش
-
رمان بازگشت دوباره - پارت 35
و ما دوباره دور هم جمع شدیم تا برای رهایی از طلسمی که اسیرمان کرده بود چارهای بیندیشیم... اما هیچکس!.. دیگر هیچ راه حلی نمی دانست... و هیچ فکری هم، دیگر به ذهنش نمی رسید..اصلاً انگار!... ماهان بهمنش، طلسم نفرینشده ای بود که رهایی از آن، به این سادگیها، ممکن نبود ... و دیگر هیچکس هم، هیچ راه...
بروزرسانی در : ۹۱ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان بازگشت دوباره
دوستانی که رمان را دنبال می فرمایند، برای من تعامل با خواننده های کتابم خیلی مهمه بنابراین لطفاً نظراتتون را در هر پارت اعلام بفرمایید تا در جریان و روند کار قرار بگیرم و با لایک ها و پسندهاتون از رمان
حمایت کنید ممنونم.

حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ممنون از شما🌷
۲ روز پیشدختر بهار
در پارت 370اینا از اول نباید با ماهان خودشون درگیر میکردن حالا دیگه اون فهمیده اینا یه نقطه ضعفی دارن واس همین ولشون نمیکنه شایدم شک کرده که یه چیزی هست
۲ هفته پیشلیزا
در پارت 370ماهان خیلی رو مخه😠😠 اعصابمو بهم ریخت. 😣😤
۲ هفته پیشلیزا
در پارت 360از اولش گفتم این واسه دردسر اومده
۲ هفته پیشلیزا
در پارت 370چقد از این ماهان بدم میاد خیلی پرروهه😡😠
۲ هفته پیشساحل
در پارت 370فکر نکنم ماهان ول کن ماجرا باشه🥺😐😔بیچاره دخترا😔
۲ هفته پیشنازنین
در پارت 361سلام خسته نباشید عالی بود بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم خیلی رمان قشنگیه
۴ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
🌷🌷
۳ هفته پیشیه دوست واقعی
در پارت 360سلام حمیده جون چه قدر خوشحالم دوباره با قلمت دلمونو شاد کردی موفق باشی با عافیت و پایدار وقتی بخوای پر مغز بنویسی نه مثل رمانهای الکیه تکراری فکر زیاد میخواد و حوصله ان شاءالله که با بهترین واژه ها و توصیفات رمان رو به پایان برسونی زود،
۴ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ممنونم از لطف شما 🌷
۴ هفته پیشزهرا
در پارت 350قطعا ماهان اوراله
۱ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
🙏🌷
۴ هفته پیشراحیل
2مگه نویسنده چقدر سرش شلوغه که کلا این رمان رو نصفه کار ول کرده🫠🫠
۲ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
پارت جدید منتشر شد.
۴ هفته پیشصدیقه حمیدیان
در پارت 350داستان های قشنگ و دلنشین است
۳ ماه پیشراحله
0چطوریه این رمان تموم شده ؟
۲ ماه پیشپری
در پارت 352چرا یه حسی بهم میگه ماهان همون اورال هست وآخه این همه پیگیر بودن عجیبه
۳ ماه پیشمن
در پارت 330شایدم نتیجه ای گرفت
۳ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
پارت بعدی را بخوانید لطفاً
۳ ماه پیشراحیل
2این رمان خیلی پارت گزاری نامنظمی داره به خاطر همین باعث میشه مخاطب ناخود آگاه دور بشه دو هفته بی هیچ پارت
۳ ماه پیش

نازنین
در پارت 371سلام خسته نباشین سپاس از پارت قشنگتون واقعیتش من خیلی خیلی بیشتر از رمان های دیگه موضوع این داستان رو دوست دارم و واقعا خیلی بیشتر اینکه روانشناسی و.. هم ترکیبی از قصه هستن واقعا مرسی که این مدل رمان رو خلق میکنین منتظر پارت بعدی هستیم سپاس از شما✨️♥️