خلاصه رمان عاشقانه قرار ما پشت شالیزار
من تاباندختم، دختری از یک خانوادهی روشنفکر در دههی 30 شمسی. زندگی قشنگم، عشق شمس که از کودکی با من همراه بوده و بهش امید داشتم، یکدفعه دود میشه و همهچی به هم میریزه. اختیارم میافته دست عموم که به زور میخواد منو به عقد پسرش دربیاره. دلو میزنم به دریا و از خونه فرار میکنم، به این امید که دوست مامانم در شمال پناهم بده، اما پیداش نمیکنم. وسط این همه بدبختی گیر مردی میافتم که اون هم ارتشی فراریه و هیچکدوم به هم اعتماد نداریم اما اجباراً همراه میشیم تا از خطراتی که احاطهمون کرده جون سالم به در ببریم... غافل از اینکه... چه ماجراهایی در انتظارمونه... زندگی من یه داستان پرفرازونشیبه که از خوندنش سیر نمیشید.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان قرار ما پشت شالیزار - پارت 418
- اینکه میگم از روی ترس و ضعف شخصیتشه، براش مثال هم دارم. اون موقع که بهادر تاباندخت رو دزدیده بود، فریدون نتونست بیتفاوت بمونه. میترسید ولی بالاخره اومد و هرچی میدونست بهت گفت. اگه کمک اون نبود شاید نمیتونستید به موقع تاباندخت رو پیدا کنید و از دست اون هیولا نجات بدید. مامان مکثی کرد و اد...
بروزرسانی در : ۴۲۹ روز پیش
-
رمان قرار ما پشت شالیزار - پارت 417
- پیگیری قتل جهانشاه خدابیامرز هم جزو برنامههامه ولی قبل از هرکاری میخوام دنبال کم کردن محکومیت منوچهر باشم. تو بوشهر با یه وکیل که سرش به تنش میارزید حرف زدم و فهمیدم مجازاتی که براش تعیین کردن بیشتر از موارد مشابه بوده. خبر دارم که وکیل هم نداشته، حتی تسخیری. امیدوارم یه وکیل خوب بتونه پیگیر...
بروزرسانی در : ۴۳۰ روز پیش
-
رمان قرار ما پشت شالیزار - پارت 416
مامان برایمان خیار و گوجهفرنگی سوغاتی آورده بود، سبزیجاتی که در این فصل در تهران تمام شده بود و خیلی به ندرت گیر میآمد اما در جنوب هنوز مزارع درگیر سرما نشده بودند. چند روز قبل به علی گفته بودم مدام هوس خیار میکنم و وعدهاش را داده بود که دنیا را زیرورو میکند و برایم پیدا کند. خبر داشتم که به...
بروزرسانی در : ۴۳۱ روز پیش
-
رمان قرار ما پشت شالیزار - پارت 415
روی باند ایستاده و چشم دوخته بودم به هواپیمایی که چند دقیقه قبل فرود آمده بود و حالا با سرعتی کم به سمت ساختمان فرودگاه میآمد. غیر از ما کسان دیگری هم آنجا ایستاده و منتظر بودند. نیمهی دوم آبان بود. طبق پیشبینی علی روز چهارم آبان دستور عفو مامان در کنار چند نفر زندانی دیگر صادر شده و روزهای خو...
بروزرسانی در : ۴۳۲ روز پیش
هر هفته 3 پارت از رمان یکشنبهها ، سه شنبهها و پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
آخرین اطلاعیهی رمان قرار ما پشت شالیزار
سلام دوستان
وی آی پی هر روز پارت جدید داره ولی بخش رایگان هفته ای سه روز.
برای عضویت و خوندن سریع تر می تونید با 35000 تومن عضو بشید.
Farideh
در پارت 10دوستان من یه سوال داشتم الان ک رما خوندم از رمان اومد بیرون دوباره میخوام از پارت مورد. نظرم بخون چطوری شماره پارت و جستجو کنم ؟؟؟؟؟؟
۲ ماه پیششهناز
0سلام خسته نباشی واقعا عالیه میشه لطف کنی هرروز پارت رایگان را بذاری رمان که تموم شده جونم به لبم میاد که صبر کنم تا پارت جدید بیاد حداقل هدیه هم بذار ممنون
۲ ماه پیشفاطمه
در پارت 4180سلام یک سال پیش این رمان رو خوندم الان دوباره عکس رمان رو که دیدم دلم تنگ شد🥺❤️ براش ...چقدر این رمان محشر بود..😭
۲ ماه پیشآیدا
در پارت 1660سلام خانم نخعی عزیز، این ماجرای خیانت شاه به مصدق هم داستانی هست که *** و انگلیس علیه شخصیت های بزرگ ایران ساختند تا اون ها رو تخریب کنند. متاسفانه با این تهمتی که به آیت الله در رمان زدید حق الناسی سنگین رو بر گردن خودتون گذاشتید
۲ ماه پیشزهرا
در پارت 4180عالی بودد.. 😭😍 باورم نمیشه تموم شد🥲🥲
۴ ماه پیشسام
0سلام واقعا ازخوردن رمان لذت بردم چقدر زیباودقیق باجزییات.ازنویسنده رمان خیلی تشکرمیکنم واقعا عالی
۴ ماه پیشفاطی
در پارت 3071خیلی رمان خوبیه همینطور که هیجان داشت الان ارام داره پیش میره و ممکنه دوباره در آینده اتفافاتی بیفته..خیلب ممنونم از نویسنده که پارت رایگان گذاشته و ما داریم استفاده میکنیم..ان شاء الله تندرست باشید
۵ ماه پیشفاطی
در پارت 3052خورشید واقعا زیباست و باعث میشه دنیا روشن بشه ولی غروب آن درست است غم انگیز است ولی عاشقانه و دلرباتراست..ممنون نویسنده عزیزم خیلی زیبا بود
۵ ماه پیشندا
در پارت 3041عالی عزیزم
۵ ماه پیشامیر
1اگه میخوان یه رمان هیجانی عالی بخونید من توصیه میکنم از دستش ندید چون این رمان هیجانی متفاوت هست
۶ ماه پیشفاطی
در پارت 3010تابان فکر کنم نمیخواد قبول کنه که همچین آدمی دوستش داره..ه والا
۶ ماه پیشفاطی
در پارت 2980اوه رمان رفت تو فاز فصل عاشقی
۶ ماه پیشفاطی
در پارت 2970عجیب همه چیز مشکوکه..
۶ ماه پیشفاطی
در پارت 2940فریدون و با پسرعموش دست به یکی نکنن..هر موقع یه اتفاقی گل و بلبلِ پشت *** معلوم نیست چی در انتظاره
۶ ماه پیش
رز.
در پارت 3710این دختر یه فکرای بیخودی برای خودش کرده بود درست! ولی به نظرم اصلا,اصلا درست نیست که نمیزارن حرفشو بزنه