رمان ناجوری | فصل اول : شعلهای در دل خاکستر
- به قلم مهدیه فیروزی
- ⏱️۷ ساعت و ۲۴ دقیقه ۵۳ ثانیه
- زبان فارسی
- 156 👁
- 5 ❤️
- 0 💬
خلاصه رمان :
رمان ناجوری اثر مهدیه فیروزی، یک رمان عاشقانه، جنایی و تراژدی درباره رامدخت است که با ورود مزدک پایدار و بامداد برزگر، وارد دنیایی پر از انتقام، خطر و رازهای پنهان میشود. درحالیکه بامداد وظیفه محافظت از او را دارد، مزدک که برای انتقام آمده، گرفتار احساسی میشود که میتواند تمام نقشههایش را تغییر دهد.
همهچیز از شبی شروع شد که قاتل، به قربانی خودش دل بست! رامدخت با حضور مزدک پایدار؛ به عنوان قاتلی انتقامجو با هدفی مرموز و پنهان که یک شب این دختر را به مرز مرگ کشاند، زندگی خود را بهمریخته و دچار تشنج میبیند و به خواست خواهرش مجوز ورود بامداد برزگر به زندگیاش برای محافظت از خود را صادر میکند. با وجود بامداد که مردی مبارز و خشن است و رازهایی تاریک دارد و تمامقد برای مراقبت از رامدخت ایستاده، او که در خانوادهی ورهرام به عنوان دخترخوانده چیزی جز یک سپر نیست، برخلاف میل خود وارد دنیای جنایتی میشود که مجبورش میکند برای اولینبار اسلحه بدست شود، خطرِ رفتن سراغ محموله و معاملات خلاف را به جان بخرد و هربار به عنوان سپر دشمنِ مزدک سر راه او قرار بگیرد و مانع انتقامش شود. درست وقتی که مزدک میفهمد برای رسیدن به هدف انتقامش از ورهرام، اول باید رامدخت را از سر راه کنار بزند، روشنیِ رامدخت در تضاد با تیرگیهای وجود مزدک باعث کششی در وجود او میشود؛ کششی که بزرگترین مانع مزدک در راه رسیدن به هدفی است که شاید... تمام عمرش را برای رسیدن به آن گذرانده است. در میان بهمریختگیِ زندگی رامدخت، ورود مشکوک بامداد برزگر به عمارت و دشمنی مزدک پایدار با ورهرام همزمان با عشقی که نسبت به رامدخت در وجودش جرقه میخورد، شعلهای در دلِ خاکسترِ رازهای مدفونِ ناجوری جانی تازه میگیرد. شعلهای که یقهی رامدخت؛ نقطهضعف مشترک اهالی ناجوری را میگیرد و او را همراه خود به خاکستری مینشاند که درست... گور رازهایی از زندگی مبهم رامدخت است، رازهایی که او را به افرادی وصل میکند که هریک نقشی را در زندگیاش ایفا میکنند. سایهی گذشته کمین میکند، قبر رازهایی نابودگر شکافته میشود، بازماندگان گذشتهای سیاه قرار است همدیگر را پیدا کنند، به هم دست بدهند یا باهم بجنگند تا راهی برای نجات از هزارتوی خونینِ دنیای جنایتِ ناجوری پیدا کنند. با احتیاط قدم بردارید، ناجوری یک دنیای مینگذاری شدهست!بازگشت کبیر، مردی که هنوز زخمهای آن شب را با خود دارد، تمام آرامش رز را به هم میریزد. رازها، دروغها و سوءتفاهمهایی که میان آن دو فاصله انداختهاند، یکییکی سر باز میکنند و رز میان ترس از گذشته و احساسی که هرگز کاملاً از بین نرفته، گرفتار میشود. در حالی که آدمهای تازه و دشمنان قدیمی وارد بازی میشوند، او باید تصمیم بگیرد: دوباره فرار کند یا این بار مقابل گذشته بایستد و حقیقت را پیدا کند. اما حقیقت، آنقدرها ساده نیست و هر قدم او را به رازی نزدیکتر میکند که میتواند همهچیز را تغییر دهد.
قسمتی از متن رمان ناجوری | فصل اول : شعلهای در دل خاکستر
آخرین اطلاعیهی رمان ناجوری | فصل اول : شعلهای در دل خاکستر
فصلهای بعدی رمان در بخش آنلاین قرار دارن، برای مطالعه؛ وارد بخش آنلاین شو، اسم رمان رو در کادر جستجو سرچ کن و کل رمان رو دریافت کن و بخون (یا با کلیک روی اسمم، وارد قسمت پروفایلم شو، قسمت رمانها ناجوری پیدا میکنی)🤍
