رمان دوراهی عشق و غرور
نویسنده meli770آدما های مغرور دو دسته اند:مغرورِ خوب و مغرورِ بد . مغرورِ خوب هیچ وقت تو هیچ چیز جلو نمیره، اما اگه جلو بری و ازت محبت ببینه چند برابر بهت محبت میکنه… اما مغرورِ بد هر چه بیشتر بهش محبت کنی و علاقتُ...
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده meli770
آدما های مغرور دو دسته اند:مغرورِ خوب و مغرورِ بد . مغرورِ خوب هیچ وقت تو هیچ چیز جلو نمیره، اما اگه جلو بری و ازت محبت ببینه چند برابر بهت محبت میکنه… اما مغرورِ بد هر چه بیشتر بهش محبت کنی و علاقتُ...
رمان عاشقی ممنوع درمورد چهارنفره که توی خانواده شون، عاشقی ممنوعه و به خاطر عاشق شدن طرد میشن.بر اثر یه اتفاق که برای هرکدوم از بچه ها میافته، حس ها و توانایی هایی توی بچه ها نسبت به بقیه بیشتر...
-بهتره چشم هات رو ببندی. -تو کی هستی که به من دستور میدی؟ مثل همیشه، با کت و شلوار مشکیش بود که جلوم ایستاده بود. - میدونی که برام کاری نداره چشم هات رو خودم ببندم، پس بهتره کاری که بهت گفتم رو...
یه خاندان فوق اشرافی (یعنی اینکه یه جورایی به خندان سلطنتی میرسن)توی این خاندان رسمه که وقتی بچه ها به سن قانونی میرسن یعنی ۱۸ باید مستقل باشن یعنی باید خودشون مسبقل زندگی کنن ولی بدون اینکه خودشون...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
کاترین، دختری که تمام زندگیاش روی گلوله چرخیده، کنون دچار تحول عجیبی شده است. او میان دوراهی خوب و بد، اسلحه و قلم، گیر افتاده است. سردرگم است و نمی داند چگونه این سراشیبی مملو از آشوب و دشواری را...
حبس، اجبار، ظلم. سه کلمهای که میرا و اِلای باهاشون به دنیا اومدن و بزرگ شدن. خواهرهایی که در چنگ روستایی خرافاتی زندانی شده بودن. روستایی که دخترها داخلش مجبورهستن توی سن کم و به اجبار ازدواج کنن و...
سالار مردی تعصبی و ورزشکار که خارج از ایران زندگی میکنه، اعتقادی به زن ها و عاشقی نداره، سالهاست به عشق برادرزاده اش زندگی میکنه و فقط اون رو از ته دل دوست داره، تا روزی که استوری دخترعموش که بلاگره...
در آغاز فصل، شکاف عمیقی میان مهوا و آهیم وجود دارد. آن ها پس از یک دوره رابطه پر فراز و نشیب، از هم جدا شده اند و حالا مهوا با غرور، تنها هدفش سروسامان دادن به زمین های رها شده ی پدرش در روستاست. او...
این داستان یک عاشقونه ی غلیظ و پرهیجان درباره ی زندگی پسری لات و کله خراب و شیطون به نام آرمین هست که اسیر یک دختر خطرناک و ترسناک به نام ناتاشا میشه. داستان از اونجایی شروع میشه که خونواده ی ثروتمند...
باران در آستانه ازدواجی سنتی، تصمیم میگیرد پرده از راز گذشته خود برای هاتف که توسط پدر و برادرش معرفی شده، بردارد ولی اتفاقات خلاف تصور او رقم میخورد؛ رازی بزرگ از پرده بیرون میافتد و او را مقابل...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی