خلاصه رمان آلفای من
رمان گرگینهای «آلفای من»، روایتی از زندگی دختری به نام «لیرا» است که هرگز طعم یک زندگی واقعی را نچشیده بود. او در چنگال خانوادهی ناتنیاش، یعنی «بلکورثها»، بزرگ شده بود؛ کسانی که به جای حمایت و مراقبت، با او همچون یک برده رفتار میکردند. سرانجام یک روز، او تمام شجاعتش را جمع میکند و برای نجات جانش به دل ناشناختهها میزند. اما زمانی که از مرزهای «قلمرو سایهی سرخ» عبور میکند و با «آلفا ساروس» روبرو میشود، زندگیاش به کلی دگرگون میگردد. حالا وقت فاش شدن رازهاست؛ رازهایی که نه تنها به هویت پنهان خود او، بلکه به ماجرای ناپدید شدن مرموز والدینش در سالیان دور گره خورده است.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آلفای من - پارت 98
زنِ داخلِ بدنِ لیرا با لحنی آرامشبخش بهم گفت: «آرام باش آلفا ساروس، چون من قصدِ صدمه زدن به جفتت رو ندارم.» و یکهو یه آرامشِ عجیبی دورم رو گرفت. برای یک ثانیه براش اخم کردم، از واکنشِ بدنِ خودم گیج شده بودم؛ اما بعد یکهو دوزاریم افتاد و فوراً روی زمین تعظیم کردم تا احترامی رو که شایستهی الهه م...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان آلفای من - پارت 97
از زبان ساروس اون ساحره بدجوری قوی بود. یکجای کار وسط جنگ موفق شده بودم موقعیتم رو باهاش عوض کنم، طوری که الان کنار لیرا (لیرا) و در موقعیتِ یکم بالاتری ایستاده بودم. من دقیقاً بین اون زن و جفتم ایستاده بودم؛ جفتی که هنوز بیجان روی کفِ چوبیِ ایوان افتاده بود و کوچکترین نشانهای از اینکه به ای...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان آلفای من - پارت 96
صورتِ الهه جدی و غمگین شد؛ خجالتم رو بابت اینکه چرا یکهو خجالتی شده بودم درک کرد. همانطور که دستش رو میگذاشت روی دستم و با این تماس، یه گرمای درخشان از بازوم بالا میرفت، گفت: «فرزندم، من واقعاً متاسفم بابت تمام چیزهایی که مجبور شدی تجربه کنی و پشت سر بگذاری. دخالت کردن توی ارادهی آدمها چیزیه...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان آلفای من - پارت 95
از زبان لیرا چه اتفاقی افتاد؟ این اولین فکری بود که وقتی گیج و منگ نشستم و با تهِ دستم پیشونیم رو مالش دادم تا اون دردِ کوبندهی پشت چشمام که تهدید میکرد سرم رو بشکافه آروم کنم، به ذهنم رسید. چطوری سر از اینجا درآورده بودم؟ در حال حاضر چهارزانو وسط یه دشت نشسته بودم؛ دشتهای دیگهای هم به این ی...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
بهار
در پارت 971ممنون زیبا بود خداقوت❤️
۴ روز پیشجادو فایده ای نداره
در پارت 910عشق راه خودش رو باز می کنه
۱ هفته پیشمصی نظری
در پارت 90گریه میکنه وترسیده
۱ هفته پیشمصی نظری
در پارت 50الفا رو می بینه
۱ هفته پیشلیلا
در پارت 910عالی بود خدا کنه سیروس برس
۲ هفته پیشدریا
در پارت 90بله بسیار میترسه چون برایش عریبه هستند
۳ هفته پیشکتایون
در پارت 50کم کم همه چی براش روشن میشه
۳ هفته پیشمارال
در پارت 670اره میتونه جلوش رو بگیره
۴ هفته پیشلیلا
در پارت 820واقعا تا اینجا عالی بود
۴ هفته پیشلیلا
در پارت 820تا اینجا همه چی خوب بود
۴ هفته پیشغزل
در پارت 830بمیرم برای لیرا
۴ هفته پیشماهی
0خیلی دوست دارم بخونم ولی میشه یکم تخفیف بزارین
۴ هفته پیششادی
0چرا من اشتراک و خریدم ولی پارت ها برام باز نمیشن
۴ هفته پیشلیلا
در پارت 790واقعا عالی بود هیجان دارم ببینم چی میشه
۴ هفته پیش

بهار
در پارت 981ای جان قشنگ بود ممنون 🥰