خلاصه رمان عاشقانه آلفای من
رمان گرگینهای «آلفای من»، روایتی از زندگی دختری به نام «لیرا» است که هرگز طعم یک زندگی واقعی را نچشیده بود. او در چنگال خانوادهی ناتنیاش، یعنی «بلکورثها»، بزرگ شده بود؛ کسانی که به جای حمایت و مراقبت، با او همچون یک برده رفتار میکردند. سرانجام یک روز، او تمام شجاعتش را جمع میکند و برای نجات جانش به دل ناشناختهها میزند. اما زمانی که از مرزهای «قلمرو سایهی سرخ» عبور میکند و با «آلفا ساروس» روبرو میشود، زندگیاش به کلی دگرگون میگردد. حالا وقت فاش شدن رازهاست؛ رازهایی که نه تنها به هویت پنهان خود او، بلکه به ماجرای ناپدید شدن مرموز والدینش در سالیان دور گره خورده است.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آلفای من - پارت 87
من رو از توی تونلِ بلوکِ سلولهای زیرزمینی کشید؛ فکر میکردم دارم برمیگردم به سلول خودم، اما وقتی از جلوی اون دری که سباستین دمش ایستاده بود رد شدیم، اخم کردم. کجا داشتیم میرفتیم؟ با هدایتِ آلفا متیو به سمت یک سری پله که رو به بالا میرفتند، گیجیام بیشتر شد. هرچی پلههای بیشتری رو بالا میرفت...
بروزرسانی در : ۱۲ ساعت پیش
-
رمان آلفای من - پارت 86
از زبان لیرا میتونستم صدای اعتراضهای ضعیف پدر و مادرم رو از لای پارچهای که چپانده بودند توی دهنشون بشنوم، اما اونا گوش شنوایی نداشتند. نمیتونستم حتی یک ثانیهی دیگه تماشا کنم که کسی به خاطر من آسیب میبینه، واقعاً کشش نداشتم. زل زدم توی چشمای متیو؛ همانطور که با نیشخند بهم نگاه میکرد، با ت...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان آلفای من - پارت 85
از زبان ساروس از وقتی که لیرا توی خوابم بهم سر زد، همهچیز اینجا با سرعتِ نور پیش رفته. همین که فهمیدیم کجا نگهشون میدارن، دیگه قضیه فقط این بود که چطوری قراره این کار رو عملی کنیم. قلمروی آلفا دیمن بدجوری تحت نظارت بود و تیمهای گشتزنی هر نیم ساعت یکبار مدام دور مرزها میچرخیدند تا مچِ هر م...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان آلفای من - پارت 84
متیو چند ثانیهی دیگه هم به کشیدنِ من ادامه داد تا اینکه یهو جلوی یک درِ بسته ایستاد و با یک برقِ شیطانی توی چشماش برگشت سمت من. خندهی ریزی کرد: «فکر کنم وقتِ یه تجدید دیدارِ خانوادگیِ بزرگ و باشکوه رسیده، اینطور فکر نمیکنی؟» حتی وقت نکردم به حرفی که زد فکر کنم، چون قبل از اینکه بتونم پلک بزن...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
مارال
در پارت 670اره میتونه جلوش رو بگیره
۴ روز پیشلیلا
در پارت 820واقعا تا اینجا عالی بود
۵ روز پیشلیلا
در پارت 820تا اینجا همه چی خوب بود
۶ روز پیشغزل
در پارت 830بمیرم برای لیرا
۷ روز پیشماهی
0خیلی دوست دارم بخونم ولی میشه یکم تخفیف بزارین
۱ هفته پیششادی
0چرا من اشتراک و خریدم ولی پارت ها برام باز نمیشن
۱ هفته پیشلیلا
در پارت 790واقعا عالی بود هیجان دارم ببینم چی میشه
۱ هفته پیشلیلا
در پارت 750تا اینجا داستان عالی بود
۳ هفته پیشلیلا
در پارت 720تا اینجا داستان عالی بود خیلی دوست داشتم
۴ هفته پیشغزل
در پارت 671الان که لیلا جا و مکان رومیدونه میتونه به ساروس بگه و ..
۴ هفته پیشمریم
در پارت 90امیدوارم به ساروس اعتماد کنه وبفهمه چرا پدرومادرش کشته شدند ودلیل اذیت وازار اون خانواده که سرپرستیشو قبول کردند چی بوده اخه همه چی خیلی تند پیش رفت من که خیلی گیج شدم وهمینطور کنجکاو
۴ هفته پیشمریم
در پارت 50چقدر هیجان دارم ببینم چی میشه
۱ ماه پیشمارال
در پارت 561خیلی خوشحالم خانواده اش پیدا شده
۱ ماه پیشلیلا
در پارت 621به نظر من اره خداکنه لیلا نگیرن
۲ ماه پیش

کتایون
در پارت 50کم کم همه چی براش روشن میشه