خلاصه رمان :
رمان سیاه زخم اثر آزاده دریکوندی، یک رمان عاشقانه، مافیایی، دارک رومنس و بزرگسال است که داستان درسا را روایت میکند. زندگی درسا بعد از یک خیانت به مسیر تازهای میافتد و او ناخواسته از نامزدش جدا شده و وارد دنیای سازمانی مافیایی به نام شبدر میشود. درسا در این دنیای ناشناخته با هامون روبهرو میشود؛ مردی قدرتمند و خطرناک که از مهرههای مهم سازمان شبدر است و باید در کنار هامون زندگی تازهای را شروع کند؛ زندگیای که با اجبار، کلکل، قدرت و رازهای دنیای مافیا گره خورده است.
زندگی درسا با یک خیانت دستخوش تغییرات میشود و زندگی او گره میخورد به سازمانی مافیایی و ناشناخته به نام شبدر! سازمانی که مثل تار عنکبوت، در چندین نقطه از جهان گسترده شده؛ شبکهای پنهان که برای انجام هر کاری که دیگران از انجامش عاجزند، دست به کار میشود. از معامله و قاچاق گرفته تا قتلهایی که نه نامی از سفارشدهنده وجود دارد و نه انگیزهای از او. در میان مهرههای کلیدی این سازمان مردی وجود دارد به نام هامون که نامش برای کسانی که او را میشناسند، با قدرت و خطر گره خورده است. در این میان درسا به اجبار از نامزدش جدا میشود و در کنار هامون قدم در یک زندگی جدید میگذارد و وارد سازمانی میشود که مرزهایش مشخص نیست.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان سیاه زخم - پارت 31
حالا این من بودم! درسایی که دیگر نامزد هومن نبود... درسایی که حالا شده بود همسرِ قانونیِ هامون توفیقی! خدا میدانست چه چیزی توی سرش میگذشت... هنوز هم چیزی توی انتهای ذهنم علیه او درگیر بود. این که نکند هومن را از عمد وسط بازی رها کرده بود؟ چرا چنین مسئولیت سنگینی را روی شانههای بیتجربه هومن گذ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان سیاه زخم - پارت 30
تمام تنم بوی سیب سبز میداد! دقیقا همان تصویری که روی لوسیون پمپی بود و کیمیا گفته بود بعد از حمام به خودم بمالم! حالا با یک ربدوشامبر بلند و سفید که لبههای تور دوزی داشت، مقابل آینهای قدی نشسته بودم. چند زن اطرافم پرسه میزدند و اتاق پر شده بود از صدای یک موزیک و چند عطر مختلف زنانه! - دوست دا...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان سیاه زخم - پارت 29
حالا هم فقط در سکوت من را تماشا میکرد. قدمی به جلو گذاشتم و دوباره پرسیدم: - ازت پرسیدم هومن کجاست؟! چیکار کردی باهاش؟ قدمی دیگر جلوتر رفتم.. از میان دندانهای روی هم قفل شدهام غریدم: - میگم جواب منو بده، هومن کجاست؟ واس چی منو انداختی تو زیر زمین خونهات؟ بابام کو؟ میخوام برم خونهمون!! لحظه ...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان سیاه زخم - پارت 28
بهمن فیروزی با دیدنش تند از روی صندلی بلند شد. توی سفیدی چشمهایش رگهای سرخ افتاده بود. - من دخترمو میخوام! نمیتونی این کارو با من کنی! صدای لرزانش ضعیف و بیچاره به نظر میرسید... هامون وسط اتاق کار ایستاد. درست روی مرکز فرش. - دست من نیست فیروزی. برگرد خونهات! رعدی از پشت پنجره غرید و ابرهای...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
محرابی
در پارت 310حق داری درسا جون واقعا تصوراینکه یک زن دیگه با شوهرت باشه حال بهم زنه. عجب تنبیهی درنظر گرفت برای همایون. منم کنجکاوم بدونم هومن چی شد. ممنونم زیبا بود خیلی خدا قوت عزیزم
۵ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 290اونجایی که تف کرد و خونه رو خراب کرد عشق کردم
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 280درسا چقد قشنگ گف به تُخ..🤣😂
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 280کاری که خودش خواسته بودد؟؟ هی خدا پس نقشه خودش بوده
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 270چقد خوشحالم اینجا میکاییل هست 😍🥲منوچ پیش مرگت پسر
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 270اینجا دلم برای گیسو سوخت نقش حواس پرت کن رو برای هامون داشت
۹ ساعت پیشMalus
در پارت 260سهند خدا لعنتت کنه همه جا یه تِری می زنی.. یعنی انقدری از سهند و همایون بدم می آد که حد نداره؛ هردفعه که یچیز جدید از سهند کشف می شه اینجوریم که سورن واقعا حق داشت از این بشر متنفر باشه!
۲ هفته پیشMalus
در پارت 260وای الان فهمیدم منظور از داماد میکائیل بوده🥸 انتظار نداشتم به زمان مهمیز اینجا باشه..
۱ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
داماد همایونفرا فقط و فقط میکائیل 💞 یعنی مطمئنم هنوزم این عنوان واسه میکائیله... اصلا سهند رو به عنوان داماد به رسمیت نمیشناسن🤣
۳ روز پیشRoghayyeh
در پارت 260سهند اخه لایق دامادی همایونفر ها بود
۹ ساعت پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منظور سهند نبود، میکائیل بود. حالا ببینم واسه میکائیل هم اینجوری میگی؟🤣
۳ روز پیشMalus
در پارت 261وای الان دقیقا اینجوریم که چون میکائیله اشکال نداره😂🤝🏿
۲ روز پیشRoghayyeh
در پارت 260میکاییل خیلی دوست دارم ولی بیشرف ببین چه بلبشویی راه انداختی تو این خونه
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 260میکاییل باهوش عجب ادمی هستی خودشو جای اون مردک جا زده بوده خدا بیامرز
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 260وای میکاییل 😪
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 260نقش منوچ این وسط چیه ؟ چرا هومن بیفته دست منوچ
۹ ساعت پیشنازنین
در پارت 270عه خداا قربون اسممشش بشمم پسرمم سورنمم🥲🥺❤️
۹ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 250هامون جنتلمن رفته به جاش یه سگ شکاری اومده
۱۰ ساعت پیشRoghayyeh
در پارت 240وای حیونکی بچه کجا میخوای فرار کنی اخه
۱۰ ساعت پیش

زهرا
در پارت 90آخ که بازم آزاده جون کولاک به پا کرده با این قلم جادویش عالی بینظیر اووف اصلا نگم که چقدر از خواندن چنین قلمی لذت میبرم عالی بینظیر بوس به دستای خوشگلت 🙏🌱👌💗😘❤️😘❤️🌱💗