پارت یک :

راننده در لیموزین رو برام باز کرد و با لحنی محترمانه گفت:
_خیلی خوش اومدید خانم!
سری براش تکون دادم و از ماشین پایین اومدم.
اولین چیزی که نظرم رو به خودش جلب کرد، سگ های ژرمن برادرم بود.
عینک دودیمو برداشتم و به طرف سگ ها رفتم.
همین که نزدیک شون شدم، شروع کردن به پارس کردن!
اگه با زنجیر بسته نشده بودن، قطعا من رو با اون دندون های تیزشون می دریدن.
بین اون سه سگ، دنبال نشونه ای گشتم تا بِنتی رو پیدا کنم که همون لحظه سر و کله ی خدمتکار پیدا شد.
کنارم با فاصله از سگ ها ایستاد.
مثل دو سال پیش، هنوز هم ترسو بود.
_خیلی خوش اومدید خانم...سفر خوب بود؟ اذیت که نشدید؟
جوابشو ندادم و پرسیدم:
_کدوم شون بنتی؟
_چی! بنتی؟
از گوشه ی چشم نگاهش کردم.
از اون نگاه های جدی و نافذم که مو رو به تن سیخ می کرد.
لرزش خفیفی به بدنش افتاد و گفت:
_شرمنده خانم...شما که می دونید من چه قدر از این سگا می ترسم! هی به آقا میگم عمارتی که گوشه به گوشش بادیگارد داره، سگ می خواد چیکار!
_نمی دونم بابام چرا خدمتکار ترسویی مثل تو رو تو عمارتش نگه داشته...اگه به من بود همین امروز اخراجت می کردم.
این رو خیلی جدی گفتم و ازش فاصله گرفتم.
سمت ورودی قدم برداشتم و داخل رفتم.
به محض ورودم، الیاس رو دیدم که داشت با عجله از پله ها پایین میومد.
به آخرین پله که رسید؛ تازه متوجه من شد.
اولش ماتش برد.
اما کم کم اون مات بردگی، جاش رو به لبخند محوی داد.
با اون لبخند، سمتم اومد و گفت:
_به به...خواهر عزیزم! خیلی خوش اومدی.
دست به کمر ایستادم و با لحنی حق به جانب گفتم:
_انتظار داشتم بعد از دو سال دوری حداقل بیای فرودگاه استقبالم.
مقابلم ایستاد.
_شرمنده...خواب موندم...الان داشتم میومدم که خودت تشریف مبارکت رو آوردی.
تا خواستم باز بهش بتوپم، من رو در آغوش کشید و این اجازه رو بهم نداد.
نزدیک گوشم نجوا کرد:
_دیگه انقدر تلخ نباش عزیزم!
از آغوشش بیرون اومدم و گفتم:
_باشه...ولی یکی طلبت.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    خیلی خیلی خیلی خوب بود

    ۱ سال پیش
  • رویا

    1

    خوبه داستان درباره دختره مغروری هست

    ۲ سال پیش
  • Rozhinaaa

    0

    عالی💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • بینام

    1

    برای شروع خوب بود

    ۲ سال پیش
  • امیرعلی

    0

    بسیار عالیه

    ۲ سال پیش
  • هستی

    0

    عالییییی بود

    ۲ سال پیش
  • عاطفه

    1

    تا الان که خوب بود

    ۲ سال پیش
  • ‌

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • بارانا

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • افرا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • Bahare

    1

    از موضوع رمان خوشم اومد جالبه

    ۲ سال پیش
  • Bahare

    1

    از موضوع رمان خوشم اومد جالبه

    ۲ سال پیش
  • Bahare

    1

    از موضوع رمان خوشم اومد جالبه

    ۲ سال پیش
  • داینا

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • مسیح

    0

    تاالان ک قشنگه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️