خلاصه رمان عاشقانه شیدای کافر
سینا جوانی زخمی را توی خیابان پیدا میکند و به بیمارستان میرساند. جوان بعد از مدتی که در کماست فوت میکند و خانوادهی متوفی خصوصا برادرش سینا را مسبب این حادثه می بیند. شهاب، برادر متوفی به هیچ وجه زیر بار نمیرود که سینا نقشی در فوت برادرش نداشته است و رضایت نمیدهد. سینا گرفتار میشود و خانوادهاش برای گرفتن رضایت پیش شهاب و خانوادهاش رفت و آمد میکنند. سبا، خواهر سینا که میفهمد شهاب دستبردار نیست، به تنهایی به محل کار شهاب میرود تا برای برادرش رضایت بگیرد. شهاب و سبا طی جریاناتی دعوایشان میشود. اما شهاب در انتها میگوید به شرطی حاضر است رضایت دهد که سبا خدمتکار خانهی آنها شود. سبا قبول میکند. شهاب و سبا به عقد هم در می آیند و سبا وارد خانهی شهاب میشود. آنها رسما زن و شوهرند اما به عنوان همخانه با هم زندگی میکنند. تا اینکه ماجرا شکلی تازه میگیرد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان شیدای کافر - پارت 35
به اولین پیچ که رسیدیم، باید وارد خیابانی دیگر میشدیم.از آن پیچ می گذشتیم، دیگر بابا را نمیدیدم .از آخرین لحظه استفاده کرده و به عقب برگشتم. اندام بابا کمی خم شده و عمو و دایی دست زیر بازوهایش داشتند و به سمت ماشین می رفتند .بغضی سمج مثل سنگ سفت شد و ته گلویم چسبید .اصلاً متوجه نبودم شهاب از...
بروزرسانی در : ۱۹ ساعت پیش
-
رمان شیدای کافر - پارت 34
پارت هدیه... طبق قولی دادم هر یکنفری که به مخاطبین شیدایکافر اضافه بشه، یک پارت هدیه جایزه دارید. شما هم رمان رو به دوستانتون معرفی کنید 🙂 برای لحظه ای چشمم به شهاب افتاد.نگاه پر غرورش چشمم را زد. حس کردم با آن تئاتری که راه انداخته می خواهد ثروتش را به رخم بکشد .او در شرط و شروطهایش از چنین...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان شیدای کافر - پارت 33
تنها حرفی که در ماشین عمو رد و بدل شد، پرسیدن آدرس محضر بود.به محل قرار رسیدیم،اما اثری از ماشین شهاب یا آقای اشراق نبود.عمو از همه مان خواست در ماشین بمانیم تا داخل محضر را جستجو کند.در اتومبیل که باز شد سرمایه سختی به داخل حمله کرد. خیابان یخ زده و دما تا چند درجه ای قابل توجه زیر صفر بود.با...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان شیدای کافر - پارت 32
پارت مازاد. گویا پارت قبل کوتاه بوده. خدمت شما❤️ -پاتو کج بزاری انکارتو می کنم شهاب. حالا که اینقدر عاصی شدی، هر کاری دلت می خواد انجام بده .اما نه تو خونه من! صورت شهاب کبود شد. پیش از آنکه حرفی بزند یا سالن را ترک کند خانم اشراقی از جا پرید .شهاب را سفت چسبید و با صدایی محکم به آقای اشراق گف...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
چمران
در پارت 332عالی بود ولی کوتاه
۳ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
با پارت هدیه جبران کردم دیگه
۲ روز پیشلاله
در پارت 310درود،واقعا انگار حس میکنم مسخره شدم روزی 5 دقیقه ازین رمان رو بخونم ، هرگز رمان آنلاین نمی خونم ،پشیمان هستم از خریدش
۲ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. رمان آنلاین در حال پارتگزاریه. کامل که نیست. اونجوری باید کار تمام شده از اپلیکیشن انتخاب کنید و بخونید
۲ روز پیشمهین
در پارت 340عالی بود بابت پارت هدیه ممنون خسته نباشید
۲ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
زنده باشید عزیزم
۲ روز پیش....
در پارت 340سلام وقتتون بخیر منظورتون از اضافه شدم مخاطب ،مخاطبینی هست که بخش VIPرو خریداری نی کنند؟یا افراری که با سکه میخونن رمان رو هم حساب می کنید؟
۲ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
سلام عزیزم وقت بخیر بخش vip
۲ روز پیشرویا
در پارت 320ممنونم از رمان جذابتون
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
زنده باشید عزیزم. ممنونم از همراهیتون ❤️
۳ روز پیشچمران
در پارت 322ممنون بابت پارت جذابیت داستان عالی . اگر زحمتی نیست به حجم وتعداد کلمات پارت اضافه کنید.💐🪷
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
ممنونم از محبتتون. چشم حتما
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
ممنونم از محبتتون و همراهیتون عزیزم. چشم حتما. در خواست پارت بیشتر زیاده و خیلی خوشحالم که شیدای کافر رو اینقدر دوست دارید❤️
۴ روز پیشاسما
در پارت 321خیلی بابت پارت طولانی واینکه به نظرات اهمیت میدید❤️
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم. نظرات برام مهمه. همراهیتون ارزشمنده عزیزم. تمام نظرات رو با عشق فراوان میخونم و ندیده دوستتون دارم❤️
۴ روز پیشمریم
در پارت 322چه خوبه صحفه رمان باز کردی پارت طولانی امده😍
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
تقدیم نگاهتون عزیزم
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
ممبر معرفی کنید برای رمان بازم پارت هدیه میفرستم 🙂
۴ روز پیشزهرا
در پارت 310هم حجم پارت کمه هم تعدادش اینجوری خیلی طول میکشه واقعا حوصله سر بره
۴ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
حوصلهسر بر که نمیشه. اما پارتها بلندتر میشه. ضمنا ممبر معرفی کنید پارت هدیه میگیرید😉❤️
۴ روز پیشفاطمه
در پارت 310چرا انقدر کمه😩
۵ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
بزودی بیشتر میشن عزیزم. برم چک کنم ببینم کدوم پارت کم بوده. ضمنا ممبر معرفی کنید منم بهتون پارت هدیه میدم🙂❤️
۴ روز پیشاسما
در پارت 310لطفا پارتا رو طولانی تر کن
۵ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
چشم عزیزم. شما ممبر معرفی کن منم هدیه میدم. پارت هدیه😉
۴ روز پیشاسما
در پارت 310شبی یه پارت خیلی کمه
۵ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
تو تلگرام هفتهای ۳ بار پارت داشتم و کسی اینقدر اعتراض نمیکرد ضمنا اوائل داستانه و این پارتها یکهو آپ شده. بریم جلوتر پارتها بلندتر میشه. اما اگه ممبر معرفی کنید منم براتون پارت هدیه میفرستم🙂❤️
۴ روز پیشناهید
در پارت 271ممنونم منتظرپارت بعدیت هستم موفق باشی ❤️❤️❤️
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
ممنونم از محبتتون عزیزم. انشالله بزودی
۷ روز پیشMohad 76
در پارت 280دلم گرفت اونجایی که فکر میکنه خودش برای خانوادش مهم نیست و برای اینکه کاری بتونه بکنه برای خانوادش داره از خودش میگذره
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
آره طفلک. سبا تابلوی صبر و زن واقعیه. الان برای برادرش زندگیشو وسط گذاشت اما بعدها ببینید با شهاب چطور زندگی میکنه
۷ روز پیش
آناهید
در پارت 350فقط گردن شهاب دم دستم بود همچین میگرفتم میچلوندمش که یادش بره مستخدم یعنی چی مردک بیشعور