رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت
- به قلم زهرا خزائی
- 16 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 14.9K 👁
- 42 ❤️
- 38 💬
خلاصه رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت
وقتی عشق، به اجبار گره میخوره... کایلا فقط یه آرزو داشت... اینکه یه روز همسر مردی بشه که بیصدا عاشقش بود. فکر میکرد اگه یه روز اسمش کنار اسم رهاب آویدمهر توی عقدنامه ثبت بشه، کمکم دلش رو هم به دست میاره... اما اشتباه میکرد. ازدواجی که برای حفظ آبروی دو خانواده شکل گرفت، نه شروع یه زندگی عاشقانه بود، نه یه خوشبختی قشنگ... از همون شب اول عروسی، رهاب کاری کرد که کایلا بفهمه این خونه، خونهی عشق نیست... جهنمیه که خودش با پای خودش واردش شده. رهابی که هنوز دلش پیش یه زن دیگهست، هر روز یه زخم تازه روی دل کایلا میذاره...با تحقیرهاش با بیمحلی هاش.. با غروری که نفس کشیدن رو برای کایلا سخت میکنه. و کایلایی که با وجود شکستنهای پشت سر هم... این قصه دارای جلد اول میباشد،به نام "رودولایت "و در همین پلتفرم دنیای رمان منتشر شده و اتمام داده شده..برای بهتر فهمیدن ماجرا لطفا جلد اول را سرچ کرده و مطالعه کنید و بعد سراغ جلد دوم یعنی "ممنوعه قلبم بیایید"
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت - پارت 16
کایلا هنوز روی زمین نشسته بود. دستش از درد میسوخت و جای انگشتهای رهاب روی یقهی مانتوش مونده بود. اشک از گوشهی چشمش پایین میاومد، اما دیگه صدایی از گریهش درنمیاومد. رهاب درست بالای سرش ایستاده بود. نفسهاش هنوز محکم بود. مشتهاش اونقدر گره خورده بودن که بند انگشتاش سفید شده بود. چند ث...
بروزرسانی در : ۱۴ ساعت پیش
-
رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت - پارت 15
_ یه چیزایی رو از همین اول باید بدونی. کایلا ساکت مونده بود رهاب آروم کتش رو درآورد و روی مبل انداخت. _ من آدم شلوغی نیستم. همهچی باید سر جاش باشه. از ظرف کثیف روی سینک متنفرم. از لباس ولو شده متنفرم. از سروصدا متنفرم. یه مکث کوتاه کرد. _بیشتر از همه هم از فضولی متنفرم. کایلا نفس آرومی کشید. ...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت - پارت 14
تمام مسیر برگشت سکوت، بینشون نشسته بود.نه کایلا جرئت داشت حرفی بزنه نه رهاب انگار حوصلهی شنیدن صداش رو داشت. ماشین جلوی ساختمون خونه شون ایستاد. رهاب بدون اینکه منتظر کایلا بمونه، پیاده شد. درِ ماشین رو محکم بست و با قدمهای بلند سمت ورودی رفت. کایلا هم آروم دنبالش راه افتاد و کلید توی قفل ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت - پارت 13
صدای بسته شدن درِ اتاق مهمان، بعد از چند دقیقه دوباره توی ویلا پیچید. کایلا که هنوز کنار پنجره ایستاده بود، ناخودآگاه سرش رو برگردوند. رهاب از راهرو بیرون اومد و آلبوم دیگه دستش نبود. پیراهن سفیدش رو تا آرنج بالا زده بود و رگهای برجستهی ساعدش معلوم بود. صورتش از چند دقیقه قبل هم سردتر شده ...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
نسترن
در پارت 100آخه مرد مومن تو که دوسش داری چرا همچین میکنی؟!
۲ روز پیشنسترن
در پارت 80لایک دارین😍
۴ روز پیش..
0سلام خسته نباشید بنظرم اخرش مارال میره کنار وکایلا به عشقش میرسه🫠
۵ روز پیشنسترن
در پارت 60رهاب سنگدل😕
۱ هفته پیشneda
در پارت 120خسته نباشید نویسنده جون لطفا پارت رو طولانی تر کنید خیلی کوتاهه
۱ هفته پیشلیلا
در پارت 80خیلی خوبه راضیم از رمانتون و مچکرم از نویسنده رمان
۱ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوس داشتید
۱ هفته پیشمریم
0الان که تا قسمت دهم خوندم احساس میکنم رهاب مجبوره که خودشو نشون بده از کایلا متنفره وتهه قلبش یه عشقی هست اما مارال چی
۲ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
بخونیم میفهمیم
۲ هفته پیشمریم
0دوست داشتن کمه همه کارای خونه گذاشتم وفقط رمان میخونم
۲ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
وای عزیزم لطف بیکران دارید
۲ هفته پیشمریم
0ای وای ای وای من که معتاد این رمان شدم هم این جلو وهم جلد اول بنام رودولایت اخه هرچقد بگم عاشقش شدم کم گفتم
۲ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
وایییی عزیزم قلبم اکلیلی شددددد✨️✨️✨️خیلی خوشحالم که دوسش داشتید
۲ هفته پیشمریم
در پارت 10چرا رهاب کاری میکنه که همه فکرمیکنن عاشق کایلا هست اما حالا که باهاش ازدواج کرد اینطوری باهاش رفتار میکنه
۲ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
اصلا مشخص نیست
۲ هفته پیشریحانه نیا
در پارت 10اومدم بگم دارم میدم اشتراک بگیرم و به همتون پیشنهاد میدم بخونیدش واقعا عالیه رمانش اونم چی قلم خانم خزائی که حرف نداره همیشه
۳ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
چقدر خوشحال میشم دوست داشتید
۳ هفته پیشHasti.dm
در پارت 10نویسنده باید جیغ بکشم بعد از خوندن این پارت محشر بود واقعا دمت گرم عالی عالی عالی
۳ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
من جیغ بکشم و ذوق کنم با انرژی مثبتاتون
۳ هفته پیشRahele
در پارت 13چقدر پسره بی شخصیت ه حالا درسته جذابی دلیل نمیشه انقدر سگ باشی
۳ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
دقیقا پسره.....
۳ هفته پیشVahideh
در پارت 11چقدر دلم به حال کایلا سوخت واقعا این حقش نبود
۳ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
دختر مظلومم
۳ هفته پیش

نسترن
در پارت 110خوبه اگه یکم پارتها بیشتر بشه بهترم میشه☺😍