پارت صد و دوازده :

-اصلا نگو نمیخوام اسمش هم روی لبات بیاد.
سرتکون دادم که انگشتش رو برداشت.
گفت:
-نترس نمیذارم اتفاقی برات بیوفته.
باشه ای گفتم که آرکا گفت:
-یکم استراحت کن منم برم یکم بخوابم این چندروز چشم روی هم نذاشتم.
آروم گفتم:
-تو از چی مطمئنی که گفتی نمیذاری اتفاقی برام بیوفته؟! نکنه نقشه ای داری؟
نفس عمیقی کشید و گفت:
-اره یه راه سوم هست که از هردو راه نجات پیدا کن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!