پارت دوم :

خندید و گونم رو کشید.
اه...
هنوز این عادت مسخرش رو ترک نکرده بود.
پرسید:
_خب! بگو ببینم پاریس چه طور بود؟ تو که گفتی دیگه برنمی گردی!
_نمی خواستم بیام...اما یکی از دوستای قدیمیم بهم زنگ زد و برای عروسیش دعوتم کرد...بعد عروسی دوباره برمی گردم.
چشماش موشکافانه تنگ و باریک شد.
_کدوم دوستت؟
_نمیشناسیش...اسمش ستایش.
_خودت خوب می دونی الین ما به خاطر موقعیت بابا نمی تونیم هر جایی بریم و باید مراقب باشیم.
سر تکون دادم.
بالاخره دختر یه گانگستر بودن، یه سری محدودیت ها برای آدم ایجاد می کرد.
الیاس ادامه داد:
_بخوای بری باید با محافظ بری!
_چیییییی! محافظ؟
_آره.
_من با خودم چهارتا محافظ گردن کلفت به عروسی ببرم و با چه عنوانی معرفی شون کنم؟؟ هاااان؟
_خب از حالا چونه نزن...تا روز عروسی ببینیم چی پیش میاد.
کلافه بازدمم رو بیرون فرستادم.
باز برگشتم و محدودیت های الیاس و بابا شروع شد.
البته تو پاریس هم از دست شون راحت نبودم.
هر جا که می خواستم برم، چهارتا مرد ایکبیری که شبیه غول مرحله ی آخر گیم بودن، همراهم می فرستادن.
پرسیدم:
_بابا کجاست؟
_گفت یه قرار کاری مهم داره.
پوزخند تلخی زدم.
_هه! حتی مهمتر از برگشت دخترش؟
باز دوباره گونم رو کشید.
اینبار با حرص روی دستش کوبیدم و گفتم:
_این عادتت رو ترک کن الیاس! من بچه نیستم که مدام لپمو می کشی.
دستاشو به حالت تسلیم بالا برد.
_چشم...دیگه تکرار نمیشه.
مکث کوتاهی کرد و ادامه داد:
_از دست بابا ناراحت نشو الین! خودت خوب می دونی که کارش رو به همه چیز ترجیح میده.
_همیشه دلم می خواست بابا یه آدم عادی مثل بقیه باشه...یه کار عادی هم داشته باشه.
در حالی که داشت سمت در می رفت، گفت:
_اونوقت همچین ثروتی هم نداشت و تو راحت به هر چیزی که می خواستی، نمی رسیدی!
کنار در ایستاد و کفش های راحتیش رو با یک جفت کفش براق و مردونه عوض کرد.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • m. r

    0

    عالی خوشم اومد از رمانت

    ۱ سال پیش
  • سمان

    0

    جذاب بود .. دختره رو دوست دارم

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    بله باخال بود

    ۱ سال پیش
  • بهار

    0

    عالی تا این جا که قشنگه

    ۲ سال پیش
  • Rozhinaaa

    0

    تا اینجا قشنگه

    ۲ سال پیش
  • Rozhinaaa

    0

    بهترین رمانی بود که خوندم

    ۲ سال پیش
  • امیرعلی

    0

    بسیار عالیه

    ۲ سال پیش
  • ههه

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • الی

    0

    اوکی

    ۲ سال پیش
  • داینا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • ...

    0

    خوشمان آمد..

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    0

    تا اینجا که دوستش داشتم

    ۲ سال پیش
  • عاطفه

    0

    بابا چه خبرع هر پارت باید نظر بدیم بذازید تا اخر بخونیم بعد نظر بدیم خب

    ۲ سال پیش
  • عاطفه

    0

    بابا چه خبرع هر پارت باید نظر بدیم بذازید تا اخر بخونیم بعد نظر بدیم خب

    ۲ سال پیش
  • نگین

    0

    قشنگه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️