پارت بیست و دوم :



راوی

ماشین برزین با صدای تیز ترمز، جلوی ورودی اورژانس بیمارستان ایستاد.

برزین حتی منتظر خاموش شدن کامل ماشین هم نموند.

در رو باز کرد و با قدم‌هایی بلند به سمت ورودی دوید.

بلوط هم سریع خودش رو بهش رسوند.

از همون دمِ در، حال و هوای بخش فرق داشت.

چند نفر از پرستارهای شیفت شب جلوی اتاق سیصد و هفت جمع شده بودن.

صدای حرف زدن‌های آروم و رÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zahra

    0

    خانم خزائی جان لطفا دوتا پارت بفرس عزیزم یدونه رو میخونی بعد می مونه دوروز دیگه آدمو خسته میکنه

    ۲ ماه پیش
  • محرابی

    0

    الهی بگردم یعنی تموم کرد ترنم امیدوارم اینجورنباشه. ممنونم زیبا بود

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️