خلاصه رمان عاشقانه شیفته ی او
من رهام... دختری که توی خونه به شیطونِ بلا معروف بود. کلهشق، یهدنده، همیشه خندون و بیخیالِ دنیا… همهی زندگیم خلاصه میشد توی خنده با دوستام، دانشگاه، کلکل با داداشم و عشق کردن کنار خانوادهای که براشون میمُردم. من از اون دخترا نبودم که عاشق شن. اصلاً عشق و عاشقی توی قاموسم جایی نداشت. فکر میکردم هیچ مردی نمیتونه اونقدر مهم بشه که حالِ خوبمو ازم بگیره… تا روزی که یه سفر ساده برای اسکی، همهچی رو نابود کرد. اونجا… بین برف و سرما، چشمم به مردی افتاد که انگار اومده بود کلِ معادلات زندگیمو به هم بریزه. پویان… مردی که باعث شد رهای شلوغ و سرخوش، تبدیل بشه به دختری ساکت، مغرور و پر از فکر. دیگه کمتر خندیدم… کمتر شیطنت کردم… و برای اولین بار فهمیدم عاشق شدن میتونه آدمو همزمان زنده و نابود کنه. اما پویان فقط یه عشق ساده نبود… ورودش به زندگیم، منو کشوند وسطِ بازی خطرناکی که آخرش یا باید دل میباختم،یا خودمو و...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان شیفته ی او - پارت 65
آسانسور به لابی رسید پایین اومدم...با دیدن یه مرد ۶۰_۷۰ساله همراه یه مرد و یه دختر جوون توجهم رو جلب کرد و فورا به پشت یه ماشین رفتم .. سه نفرشون لباس های چرم مشکی داشتن حتی کفشاشون،میدونستم اون مرد که مسن به نظر میرسید حتما میتونست رابینسون باشه،سکوت کردم میخواستم بفهمم چی به هم دارن میگن که ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان شیفته ی او - پارت 64
خودم رو آزاد کردم تو بغل پویان... و گفتم: _پویان ازت ممنونم ... باورم نمیشه... باورم نمیشه همچین شب قشنگی رو تو لندن با کنسرت ابی مصادف با تولدم برام رقم زدی... پویان بیشتر به خودش فشارم داد: _خیلی بی ارزش بود،برای پری دریای مثل تو... ارزش تو خیلی بالا تر از این کاراست! دیگه نمیدونستم چی بگم که ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان شیفته ی او - پارت 63
امشب ب جبران شبی که نتونستم تو لندن ببرمش شام،در لندن کنسرت اِبی بود ،و از همه مهم تر تولدش، میخاستم این شب دل انگیز سوپرایزش کنم و کنسرت اختصاصی رو بهش هدیه بدم.با کلی درد سر تونستم اِبی رو ببینم وازش خاسته بودم مخصوص تولد رها که عشقمه بخونه و در ازاش هدیه باارزشی بهش دادم.. خیلی خوشحال بودم ک...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان شیفته ی او - پارت 62
رها انگار صبح شده بود و خبری از هیچ کس کنارم نبود... یکم فکر کردم دیشب ... دیشب پویان منو خوابوند و دیگه چیزی به یاد نداشتم.. با بدنی کوفته از روی تختم بلند شدم و از اتاق خارج شدم .. یهو با دیدن پویان که روی کاناپه دراز کشیده بود (هیع) کشیده ای از دهنم بیرون اومد و همین باعث شد پویان از خواب بپ...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
بهاره الن
0واقعا من یکی کیف کردم با خوندن این رمان
۱ ماه پیششیدام
0چقدرررر عااااالیییی بود خسته نباشی
۱ ماه پیشطناز
0واقعا خیلی رمان قشنگیه دوسش دارم
۱ ماه پیشناهید
0عالی بود واقعا من که خیلی پسندم بود
۱ ماه پیش...
در پارت 19وایب رمانای قدیمی و میده یکم
۴ ماه پیشسارینا
در پارت 10سلام میشه بهم یه رمان عاشقانه ی خوشکل معرفی کنی؟
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
رمانهای من همه عاشقانه هستن سایه نشین دل ارباب قفس چکاوک ماه خاکستری رعیت ارباب زاده افلاس رسپینا
۴ ماه پیشدوشیزه ناپاک من
در پارت 10عزیزم دادم 👆
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
این رمان برای سالها پیشه و اولین رمان من 🥲
۴ ماه پیشMobina
در پارت 11قلمت خیلی خوبه، تا اینجایی که خوندم خیلی خوشم اومد. اگه شما هم میدونید میشه رمانی رو معرفی کنید که شخصیت اول پسر کرد یا لر باشه؟
۴ ماه پیشNarges
در پارت 10میرآباد شخصیت پسره کورده
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
خیر میراباد نیست و شخصیت پسر هم کورد نیست
۴ ماه پیشفاطمه
در پارت 10رمان هیزا و داروغه نقش های اصلی مرد کرد هستن😊
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
خب ربطش به شیفته ی او چیه؟؟؟؟🙄
۴ ماه پیشفاطمه
در پارت 10ببخشید عزیزم یکی گفته بود رمان معرفی کنید نقش اصلی لری باشه خواستم جواب ایشونو بدم فکر کنم اشتباه ریپلای کردم 💔😅
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
باید عضویت رمان رو بگیرید بعد باز میشه طبق روز های پارتگزاری
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
نه گلم رمان اسطوره نیست و شخصیت پسر کورد هم نیست
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
عزیزم ویدئو ببینید سکه بگیرید تا مارت ها براتون باز بشه یا مبلغش رو به حسابی که گفته شده واریز وحید که قفل ها براتون باز بشن
۴ ماه پیشالمیرا حسین زاده
0با وجود طنز بودن رمانش پر از عاشقانه های خالصه...ولی چقدر دلم سوخت به حال رها
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
💚💚
۲ ماه پیشسمانه
0من روانی همچین رمانای هستم بخونید حتما بچه ها عالیه
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
خوشحالم مورد پسند شماست
۲ ماه پیشالمیرا حسین زاده
0یه رمان طنز خیلی قشنگه
۲ ماه پیشیانا
در پارت 80درود درودها قلم دیگری از دیدگاه یک نویسنده جوان میبینم و دوست دارم دراین میان دنیای رها رو بهتر ببینم در این گذار🌱
۳ ماه پیشیانا
در پارت 80درود خوب وروان هست ومنتظر عاشقانه پویان هستم ببینم تا کجا پیش میره؟
۳ ماه پیشصوره
در پارت 230نه محبت و عشق را نمیشه با پول یا به هرنحوی گدایی کرد
۳ ماه پیشزهرا
0میشه یه راه حلی بگید من ۷۰۰ تا سکه بتونم دربیارم تا ادامه رمان شیفته او رو بخونم من حیلی دوست دارم ادامش بخونم
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
ویدئو ببینید
۴ ماه پیشزهرآ
0از کجا راهنمایی کنید
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
به پشتیبانی پیام بدید راهنماییتون میکنن حتما
۴ ماه پیشزهرآ
0من چجوری پارت قفل شده رمان شیفته او رو باز کنم سکه ندارم تروخدا یا یاز کنید یا راه حلی بدید
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
راه حلی جز خرید سکه و اشتراک نداره
۴ ماه پیشTina
0اسم ی رمانی رو میخواستم جریانش اینجور بودکه ی دختره بخاطر احتیاج به پول برای درمان مادرش میره به شرکتی ک اونجا مشغول به کار بوده درخواست وام میده بعد صاحب شرکت پسره بهش میگه بایدباهام ازدواج کنی پسره خیلی مظلوم بودیادمه جریانش این بود چون عقیم بود از همه خانوادش طرد شده بود فقط مامانبزرگش دوسش داشت
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
تا جایی که مشخصه این رمان افلاس بنده هستش ولی پسره بهش نمیگه باهام ازدواج کن اشتباه متوجه شدید
۴ ماه پیشسهیلا
0رمان جایی نرو بود
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
یعنی چی؟
۴ ماه پیشهلیا
0فکر کنم منظورت سنگ قلب مغرور باشه😊
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
یعنی چی
۴ ماه پیش

شاینا
0مردممممم براشششش برای جفتشون دمت گرم خانم خزائی