خلاصه رمان :
علی آقا در خانه آقای افشار باغبان است. سودابه بعلت فرار از این مسئله زنِ احمد میشود تا دیگر کسی شغل پدرش را بر سر او نکوبد. تا اینکه سودابه روزی احمد را با دختری دیگر میبیند! از او جدا شده و به خانه پدر باز میگردد. او با پسرخانوادهی افشاری که پسر خیلی خودپرست و مغروریست آشنا می.شود. آزار واذیت افشین حتی با وجود اینکه استاد سودابه است ادامه مییابد تا اینکه افشین میفهمد که عاشق سودا شده و به او دلبستهست؛ بعد از اثبات عشق خود به سودابه با او ازدواج میکند. افشین نمیداند چرا چند وقتی است سودابه بیحوصله است! بعد از تعقیب سودابه او را....
قسمتی از متن رمان غرور شیشه ای
دیانا
0خیلی چرت بود
۲ ماه پیشپریا
0چرت بود آخرش هم سری جمع کرد
۳ ماه پیشناناز
2خیلی رمان جالبی نبود یعنی اخرش دیگه واقعا از سودابه متنفر شدم
۵ ماه پیشMaha
2طرز نوشتن خیلی جملات کتابی بود درحالی که لحن کلی خودمونی و راحت بود که تو ذوق میزد، داستان تقریبا کلیشه ای بود انگار از هر ایده ی کلی کمک گرفته بود تا جذاب تر بشه ولی هر بار بیشتر تکراری میشد. اما نمیشه از تکه های جالبی که بعضی اوقات بود چشم پوشی کرد در کل ۵ از ۱۰ میدم
۶ ماه پیشنفیسه
0عالی ترین رومانی بود که تو زندگیم خوندم ممنون از شما
۶ ماه پیششهرزاد
3به نظر میاد این رمان با چت جی پی تی نوشته شده، لحن گزارش مانند، فاقد احساس انسانی و بسیار ماشینی ، نویسنده موضوعات چند تا فیلم ابکی رو داده به AI و خواسته یه رمان براش بنویسه
۸ ماه پیشیاسی
2چقدر سودابه ناز میکرد درصورتیکه مقصر اصلی خودش بود باید همچی روهمون اول به شوهرش میگفت نه فرناز ،خیلی خوشم نیومد
۸ ماه پیشندا
6بسیار چرت وآبکی بود.حیف وقت
۸ ماه پیشسامی
1خیلی خیلی افتضاحه این چه وضعش هیچ کدومو باز نمی کنه
۱۱ ماه پیشگیتی
0خدا قوت ..موفق باشین .خوب بود.
۱۲ ماه پیشنیلوفر
8به زورتاآخرداستان خوندم وحیف که وقتموطلف کردم
۱۲ ماه پیشنرگس
0خیلی رمان خوبی بود عشق افشین به سودابه بیشتر جذابش کرد
۱ سال پیشثریا
8رمانتون زیادی کتابی بود اگه قلم روان تری داشته باشین موضوع و بقیه چیز ها خوب بود 👌🏻
۱ سال پیشمریم
2خیلی قشنگ بود لذت بردم از خوندنش
۱ سال پیش

نگار
0یه رمان چرت حیف وقتی که گذاشتم