پارت بیست و سوم :


راوی

صدای ممتد مانیتور، مثل تیغ، سکوت بخش مراقبت‌های ویژه رو شکافت.

بیــــــــــــــپ...

همه‌چیز توی چند ثانیه به هم ریخت.

پرستارها با عجله دویدن سمت اتاق سیصد و هفت.پزشک کشیک تقریباً هم‌زمان خودش رو رسوند.

برزین رنگش مثل گچ سفید شده بود.

_ترنم...!

خواست وارد اتاق بشه که دکتر دستش رو جلوی سینه‌ی برزین گذاشت.

_نه آقای نیکنام!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنونم خیلی زیبا بود ودلنشین. خداروشکر برگشت

    ۳ ماه پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    مرسییییییی گلی

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️