خلاصه رمان عاشقانه یک عمر تاوان
داستان فرهاد پژوهان مردی که در سن کم و اوایل دوران دانشجویی عاشق شده و ازدواج کرده است. همان سالهای اول ازدواج صاحب فرزند شدهاند و اما خیلی زود زندگی مشترکشان خاتمه یافته است. حالا فرهاد در سن چهل و پنج سالگی استاد دانشگاه هست، مجرد و صاحب دو دختر جوان با خلقیات کاملا متفاوت و مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم میکند.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان یک عمر تاوان - پارت 88
*** چند روزی گذشته بود و چهرهی ناراحت سعید از مقابل چشمهای شیدا کنار نمیرفت. مدام فکرش درگیر بود. فقط شمارهی منزلشان را داشت که نمیتوانست زنگ بزند. میدانست فرهاد شمارهی روزبه را دارد اما روی اینکه از او شماره بگیرد را هم نداشت. یکدفعه یادش آمد که میشود شمارهی مطب روزبه را از صدوهجده بگ...
بروزرسانی در : ۱۴۹۹ روز پیش
-
رمان یک عمر تاوان - پارت 87
ریما کنارش نشست و سر به زیر با انگشتهایش ور میرفت. فرهاد کمی سمتش مایل شد و موهایی که آزادانه روی شانههایش ریخته بود را کنار زد. نگاهی به نیمرخ غمگین ریما انداخت و لبخند زد. - چته ریما؟ چرا اینقدر بهم ریختی؟ عوض شدی. دلم برای اون ریمای اول ازدواج تنگ شده! ریما چانه لرزاند و با اخم ظریفی بغ...
بروزرسانی در : ۱۵۰۴ روز پیش
-
رمان یک عمر تاوان - پارت 86
همگی دور تا دور پذیرایی روی مبلهای سلطنتی سفید رنگ نشستند. فرهاد با لبخند از امیریل پرسید: - امیرسام چرا نیومد؟ امیریل تک خندهای کرد و به شوخی گفت: - دیدیم بحث جدیه گفتیم نیاریمش بهتره! غیر از مزه ریختن کار دیگهای که بلد نیست! فرنگیس متبسم جواب داد: - اتفاقا حضورش میتونست استرس و سنگین...
بروزرسانی در : ۱۵۰۵ روز پیش
-
رمان یک عمر تاوان - پارت 85
*** شیدا روی صندلی راهروی دادگاه کنار پدرش نشسته بود. همهمهای بپا بود و گاهی صدای داد و فریاد و دعوا به گوش میرسید. دستهایش از عرق خیس بود و پر روسریاش را توی دست میفشرد. قطعا امروز یکی از سختترین روزهای زندگیاش بود. دیدن فرزاد و بعد از آن، آخرهفتهای که قرار بود خواستگاری شیوا باشد! فر...
بروزرسانی در : ۱۵۰۶ روز پیش
توجه کنید :
خوانندگان عزیز : فصل دوم مشترک این رمان و رمان التیام با نام گرداب سرنوشت به اتمام رسیده است. شما میتوانید فصل دوم را به پرداخت حق عضویت یا دریافت سکه از طریق نمایش تبلیغ به صورت رایگان مطالعه کنید :
خواندن فصل دوم : گرداب سرنوشت
بیتا
در پارت 881دست مریزاد به نویسنده این رمان، واقعا زیبا و بدون هیچ جای نقدی...همه چی عالی
۳ ماه پیشFatima
0یکی از بهترین رمان هایی که خوندم بی نظیر بود قلم نویسنده
۴ ماه پیشماری
در پارت 881سلام خدمت استاد بزگوار رمان بی نهایت جالب بود سپاسگزارم قلمتون توانا
۶ ماه پیشماری
0سلام خانم محمدی عزیز مثل همیشه ایت داستان هم خیلی جالب هست سپاسگزارم
۶ ماه پیشمنصوره
در پارت 330خیلی عالیه دستت طلا قلمت مانا 😘😘
۶ ماه پیشترنم
0حتما عزیزم سعی میکنم همه رماناتو بخونم
۱ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
🙏💚
۱ سال پیشترنم
0نگار جون بهترین رمانی بود ک خوندم،قلمت مانا❤️
۱ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون عزیزم. خوشحال میشم با رمان جدید و آنلاین سوت پایان هم همراهم باشی❤
۱ سال پیشسحر
در پارت 880خیلی قشنگ بود واقعا دوستش داشتم دوشبه تمومش کردم میرم واسه فصل دوم خسته نباشی نویسنده عزیز
۱ سال پیشفاطمه
در پارت 531بله تاوحدودی با بقیه رمان هایی که خوندم متفاوت هست
۱ سال پیشفاطمه
در پارت 100داره جالب میشه
۱ سال پیشفاطمه
در پارت 81رمانی با محتوای متفاوت
۱ سال پیشفاطمه
در پارت 32خوبه تا حدودی با بقیه رمانها فرق داره
۱ سال پیشزهرا محمدی
0خیلی رمان جذاب و قشنگی بود ، دستت درد نکنه نگار خانم.
۱ سال پیششیوا محمدی
0سلام عیدتون مبارک چند قسمت خواندم ولی واقعا زیبا بود ممنون خسته نباشید
۱ سال پیش

سعیده
در پارت 880خیلی رمان خوبی بود من که خوشم اومد