دوست داشتی؟
رمان دزد شیطون پلیس مغرور اثر atibala

رمان دزد شیطون پلیس مغرور

  • به قلم atibala
  • ⏱️۳ ساعت و ۴۸ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 118.2K 👁
  • 669 ❤️
  • 467 💬

خلاصه رمان طنز دزد شیطون پلیس مغرور

داستانمون درباره دختریه که به خاطر وضعه مالی و بیماریه برادرش دست به دزدی می زنه و دقیقا یک شب که داشته دزدی می کرده...

قسمتی از متن رمان دزد شیطون پلیس مغرور

_آهـای یابو علفی بزن کنار تا اینجا جنازت و پهن نکردم.
ولی بازم جواب نداد و به راهش ادامه داد.
از ترس دیگه نمی دونستم چی کار کنم!
تنها راه این بود، تا موتورو بندازم و برای همین هی خودم رو تکون می دادم.
موتور تکون های شدید می خورد
ولی نمی افتاد.
سرعت موتور زیاد شده بود.
_ هوی چیکار می کنی چلغوز!؟ بی جَنَم مگ لالی؟
مردی وایستا نشونت بدم.
هـی جفتک می انداختم، ولی اون هیچی نمی گفت.
با خودم گفتم:
_کی می تونه باشه؟ یعنی اینم دزده؟
واسه یک موتور داغون بعد پقی زدم زیر خنده.
بیچاره از ما ندار تره!
_باشه بابا عشقی بزن کنار، منم ته جیبم پنج تومن دارم!
پوله بنزینت رو راه می اندازه
فقر با آدم چه کارا که نمی کنه.
همینجور زیر لب داشتم دلسوزی می کردم واسه بدبخت، که یهو ترمز کرد مثه این صحنه ها هست توی فیلم سریع و خشن هیجانی وایستاد!
یک لحظه فکر کردم من لِتیم اونم دام الانم ماه عسلمونه، خدا چیزت کنه با این توقفت.
تا ده دقیقه تو فکر توقفمون بودم به خودم که اومدم دیدم،
که ای کاش کور می شدم و نمی دیدم نمی دونم، حوری بود، جن بود، پری بود
یا من مردم اینجا بهشته!
به خودم اومدم کیفی که تو دستم بود رو محکم تر چنگ زدم و به خودم گفتم:
_هر کی که هست الان مهم نیست
من وظیفه مهم تری دارم، که مساویه با مرگ و زندگی بهترینم!
حالت خیز برداشتم و سه سوت زدم به چاک قیافه متعجبش یه آن از جلو چشم هام گذشت.
بعدش داد و هوارش که می گفت:
_باید وایستی!
با خودم گفتم اگه گداست چرا دنبالم می دوئه!؟
گدا به گدا رحمت خدا نکنه، چشمش دنبال اون پنج تومنه؟
موتورو که گرفتی برو رده کارت دیگه نفله!
کاش نمی گفتم پنج تومن دارم.
رسیدم به یک کوچه بن بست و تاریک!
وایستادم و رو پاشنه پا سمتش چرخ زدم.
با حالت نفس نفس زنون رسید بهم
امون حرف زدن بهش ندادم.
تند تند شروع کردم به حرف زدن
_به پیر به پیغمبر چاخان بافتم، دارو ندار من و داداچیام همون موتوره قراضه بود، که تقدیم کردم.
پنج تومن که کله پس اندازم بودو از جیب جین تنگم در آوردم و سمتش گرفتم.
‌_بیا اینم پول، جون جدت بیخیال ما شو، ما خودمون نداریم چاله چوله های زندگیمون و پر کنیم.
تو دیگه از کجا پیدات شد!؟
شنیدی می گن دزد که از دزد بزنه شاه دزده؟
برو بشین ایول بگو به خودت، که تونستی از ما بزنی.
اومد دهن وا کنه که صدام رفت بالا.
_هیس هیچی نگو؛ تشکر لازم نیس مام خدا پیغمبر حالیمونه.
نگاهش افتاد به کوله توی دستم!
_به این امانتی نگاه نکن تو دستم والله، اینم واسه دوا درمون خان داداشمه می خوام دل و جیگرش و تازه کنم.
دُکیا گفتن باس عمل بشه، فقط صبر کن و ببین فقط پولدار بشم همه گدا گشنه هایی مثل تورم، سیر می کنم.
پندار:
تو دلم گفتم خدایا این دختره
چقدر حرف می زنه؟
تمومیم نداره.
یا خوده خدا!
از کلافگی دستی تو موهام کشیدم
با خودم گفتم:
_مرگ یه بار شیونم یه بار، می پرم وسط حرفش!
یا نه؟
ولش کن دختر جغله دست بزن داره.
هنوز سوزشه پس کلم از بین نرفته.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان دزد شیطون پلیس مغرور
  • ندا

    0

    انتظار میرفت بهتر باشه

    ۷ روز پیش
  • واقعا عالی بود😭☝️

    0

    واقعا عالی بوددد هرچی بگم کم گفتم، خیلی دوست دارم بدونم در اینده چه اتفاقاتی براشون میوفته. اگه میشه فصل دوم هم بنویسید😊

    ۱ هفته پیش
  • fati

    0

    رمان جالب بود واقعا طنز جالبی داشت دختره خیلی خوب بود

    ۲ هفته پیش
  • شراره

    1

    دست نویسنده درد نکنه اما اصلا رمانش قشنگ نبود.هم موضوع آبکی بود،هم مدل حرف زدنشون خیلی رکیک و مسخره بود،هم داستان یهو می پرید و اصلا سر در نمیاوردی. خیلی چیزها هم بی جواب موند و اصلا نفهمیدم چی شد.

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    1

    خیلی خوشگل بود داستان عالی داشت فقط کاشکی این آرام بدبخت هم سروسامون می گرفت ازدواج میکرد ولی در کل عالی بود دمت گرم نویسنده عزیز امیدوارم که هم تو هم همکارانت که تو این رمان همرات بودن موفق باشید💙💙💙💙

    ۳ هفته پیش
  • .♡.

    1

    بد نبود ولی نخونید بهتره

    ۴ هفته پیش
  • زهرا

    0

    قشنگ بود ولی اصلا دقیق نوشته نشده بود از این شاخه پریده بوده به اون شاخه الان اینجا بود یه ثانیه بعد از یه جا دیگه حرف میزد و این بی تجربه *** نویسنده و عجول بودنشون رو نشون میداد

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    8

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ....

    0

    اره موافقم

    ۴ هفته پیش
  • پریسا

    2

    خسته نباشین ولی خیلی رمان تخیلی بود خیلی جاهاش ایراد داشت داستان هابایدبه واقعیت نزدیک باشن یهویی از یه جاپرت می شدیم یه جادیگه کیهان چجوری مردعتیقه چی شد پیمان چطوررفت خارج خانواده پندارچطور یه *** وراه دادن به خونه پونه چجوری پدرش ویهوبخشید،پیمان یهواومد خدایی خیلی قاطی بود وداستانی دوراز واقعیت

    ۱ ماه پیش
  • سنوفیل

    0

    بد نبود 😏 ولی اگه یکم بیشتر روش کار می کردید رمان عالی میشد

    ۱ ماه پیش
  • پانیذ

    1

    ارزش خوندن رو داشت زیبا بود

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    0

    ارزش خواندن داره 🧘🏻 ♀️❤️

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    خیلی قشنگ بود بنظرم ارزششو داشت

    ۲ ماه پیش
  • بیتا

    7

    خوبی این رمانا اینه که چه پلیس باشی چه اخوند باشی، چه شرکت دار باشی یا عمارت بزرگ داری ک زیباییش چشم آدمو کور میکنه، اصلا شخصیت زشت هم ندارن همه از دم اروپایی تشریف دارن، چشا سبز وابی موها هم خرمایی،لب قلوه ای،دماغ قلمی،اصلا همه خوشگل و زیبا.محرم و نامحرمم که اصلا معنی نداره توش، همه تو کف لب گرفتنن

    ۲ ماه پیش
  • بیتا

    4

    لطفا نویسنده که از اسمشم مشخصه مالی نیستش یکم قلم نویسندگیشو قویتر کنه بد نیست. ما هم ادمیم وقتمونو از سر راه نیاوردیم که چرت ووپرت بخونیم.یعنی دیگه حالت تهوع گرفته بودم از بس از رمانه بدم اومد. ولی خب دوس داشتم تا پایان بخونم و ابکی بودنش بیشتر برام ثابت بشه.لطفا دیگه رمان ننویسین، مرسی اه😂

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!