لیست کلیه پارتهای رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) : پارت های 1 تا 20
تعداد کل پارت های منتشر شده : 33
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 1
از زبان نویسنده: دنیای خواب همیشه عجیب و بیکران است و از دل آن میتوان هزاران ایدهی غریب را به رشتهی تحریر درآورد؛ و این عجیب ترین چیزی است که من تا به حال تجربه کردهام! فکر نوشتن این داستان از زمان جرقه خوردنش تا بر روی کاغذ آمدنش ثانیهای ذهن مرا فارغ از مشغلهاش نکرد. بنابراین: این کتا...
بروزرسانی در : ۹۹۸ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 2
ولادیمیر بی توجه به گفتهی او، باز هم تلاش میکرد که ناگهان صدای بسیار کلفت یک زن در فضای خانه پیچید: - آقای کوئین؟ چیزی که خواسته بودید حاضره! پسر کوچک حتی از این صدای بلند هم ترسید و به مرد جوان که حالا فهمیده بود نامش کوئین است خیره ماند. آقای کوئین همچنان به ولادیمیر زل زده بود و در جواب زن ب...
بروزرسانی در : ۹۹۸ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 3
تشنگان قدرت چارلی کوئین بر روی صندلی چوبیاش نشسته بود و شقیقههایش را آرام ماساژ میداد. نمیدانست باید چه کند تا ولادیمیر با دنیای مردگان خو بگیرد و آن را باور کند. ولادیمیر پشت سر چارلی ایستاده بود و به او چشم دوخته بود. هیچ یک از ویژگیهای اندامی چارلی به یک مرده شباهت نداشت. او نه اسکلت بود...
بروزرسانی در : ۹۹۸ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 4
چارلی کنار میز بزرگش ایستاده بود و با لذت به محلولهای رنگاوارنگش که حاصل دسترنج روزهای عمرش بودند؛ نگاه میکرد. شیشهای که حاوی محلول سبز رنگی بود را برداشت و گفت: - میبینی پسر جان؟ به این محلول خوشرنگ خوب نگاه کن! با استفاده ازاین میشه به دنیای زندهها رفت... البته فقط یک نفر! این محلول فقط ...
بروزرسانی در : ۹۹۷ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 5
و سپس سرخوشانه با دو دستانش به ولادیمیر اشاره کرد. پادشاه بی اعتبار از صندلیاش برخاست و به ولادیمیر نزدیک شد با لذت او را بر انداز کرد و گفت: - پس بالاخره موفق شدی چارلی! آقای کوئین لبخند زد و رجز خواند: - چارلی کوئین همیشه موفق! پادشاه بی اعتبار دستان ولادیمیر را گرفت و خطاب به چارلی گفت: ...
بروزرسانی در : ۹۹۶ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 6
این یکی دیگر واقعا از تحمل او خارج بود؛ از این رو خودش را به سرعت درون کالسکه انداخت و دستور حرکت داد. خرگوش از سر شیطنت در یک حرکت سریع دوید و سرش را از پنجره به درون برد. - سلام چارلی! چارلی از ترس خودش را جمع کرد و جیغ خفیفی کشید و با چوب دستیاش به سر خرگوش زد و او را از کالسکه جدا کرد و با...
بروزرسانی در : ۹۹۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 7
فورا به سمت یک صندلی رفت و آن را به سوی قفسه کشید و از آن بالا رفت. روی پنجهی پا ایستاد و دستش را به سوی محلول دراز کرد. چیزی نمانده بود که محلول دیگری به روی زمین بیافتد؛ ولی با شنیدن صدای چارلی که میگفت «مراقب باش پسر» از سقوط محلول جلوگیری کرد. بالاخره توانست با موفقیت محلول قرمز رنگ را نزد...
بروزرسانی در : ۹۹۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 8
بوی خوش خون به موهایش چنگ میزد و مانند یک قورباغه با پاهای پرانتزی این طرف و آن طرف میجهید. پشت سر هم میگفت: - اوه خدای من نمیتونم باور کنم! از پله ها بالا رفت و خود را به اتاق شخصی ملکهی سرخ پوش رساند. دو قورباغه کوچک و نگهبان بر سر دو پایشان نیزه به دست ایستاده بودند. وقتی دیدند که ی...
بروزرسانی در : ۹۹۱ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 9
زبرا ها آقای چارلی کوئین که حالش کاملا خوب شده بود، برخاست و مقابل آینهی روی دیوار ایستاد. دارو به اندازهای قوی بود که هیچ آثاری از آن زخمها که بر اثر خارش به وجود آمده بودند؛ باقی نگذاشته بود. به همین دلیل شروع به رجز خوانی کرد: - واقعا جای شکرش باقیه که من همچین استعداد شگفت انگیزی در سا...
بروزرسانی در : ۹۸۷ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 10
راز طبقهی زیرین حالا آقای کوئین که تنها مانده بود لباسش را مرتب کرد و با قدمهای تند به سمت اتاق غذا خوریاش رفت. جک کوئین در انتهای میز نشسته بود و انتظار برادرش را میکشید. آقای کوئین بدون هیچ حرفی مقابلش نشست که جک با تمسخر گفت: - منو ببخش که در وقت شام بی دعوت مزاحمت شدم برادر کوچولو! آ...
بروزرسانی در : ۹۸۴ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 11
ولادیمیر که تازه از ماجرا سر در آورده بود به شدت عصبانی شد. دستهایش را مشت کرد و فکر کرد که باید هر چه زودتر به دنیای خودش باز گردد. او باید با نبودش در طبقهی زیرین جلوی این حمله را میگرفت. آقای نخود هر آش در سکوت به خشم این پسر کوچک نگاه میکرد که برخاسته بود. ولادیمیر با قدمهای بزرگ و خشمگی...
بروزرسانی در : ۹۸۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 12
اسبش را با سرعت میراند و او را به سمت جنگل مرموز ممنوعه هدایت میکرد. طوطی مزاحم هم به دنبالش میآمد و مدام همان سخنش را تکرار میکرد: - باور نمیکنم! باور نمیکنم! وقتی به نزدیکی جنگل رسید میتوانست قامت کوچک ولادیمیر را ببیند که در حال وارد شدن به آنجا بود. هراسان و دلواپس فریاد کشید: - ن...
بروزرسانی در : ۹۷۹ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 13
صدای قدمهای کسی را توی اتاقش شنید ولی ابدا کنجکاوش نکرد که صاحب قدمها را ببیند؛ برای همین فکر کرد مصاحب پیشینش است! - من واقعا قهوه نمیخوام آقای محترم! صاحب قدمها به او گفت: - آقای کوئین؟ من هستم. ولادیمیر! به سرعت چانهاش را بالا گرفت و با دیدن دوست کوچکش از فکری که به ذهنش رسید؛ چهره در...
بروزرسانی در : ۹۷۷ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 14
فرانسوا در یک حرکت ناگهانی و به سرعت شیشهی معجون را سر کشید. آقای کوئین و دیگران با هیجان به قورباغه چشم دوختند و منتظر ماندند ببینند چه اتفاقی میافتد! فرانسوا نیز با چشمان بزرگش به آنها نگاه میکرد. آقای کوئین خم شده بود و صورتش را کاملا به فرانسوا نزدیک کرده بود و با لبخند دندان نمایی به او ...
بروزرسانی در : ۹۷۵ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 15
محلول بازگشت ولادیمیر در گوشهای خزیده بود و زانوانش را در آغوش گرفته بود. تنها دو شمع فضای تاریک آنجا را روشن کرده بود. به اطرافش که نگاه کرد تار عنکبوتها را میتوانست همه جا ببیند که تارهایشان پر از حشرات شکار شده بودند. برای او ترسناک تر از سیاهی این اتاق، مردی بود که مانند یک مجسمه پشت ی...
بروزرسانی در : ۹۷۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 16
ولادیمیر دیگر چیزی نگفت. در واقع از عصبانیت آقای کوئین حساب برد اما همچنان تصمیم داشت بر روی حرف خود بماند. میدانست که کشف آن محلول دنیا را نابود خواهد کرد و او این را نمیخواست هرچند که دنیا جای بدی باشد اما او نابودیاش را نمیخواست. آن دنیا برای ولادیمیر دردناک بود؛ ولی مطمئنا برای خیلیها ای...
بروزرسانی در : ۹۷۰ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 17
ولادیمیر به خوبی میدانست که الان چه بلایی بر سر دوستش خواهد آمد به همین دلیل بی آنکه کسی متوجه شود خودش را به اتاق شمارهی دو رساند. چقدر خوشحال بود از اینکه رمزها را میداند. دستش را بر روی در گذاشت و... چقدر در این مدت آقای کوئین را دوست داشت که دلش نمیآمد آن رمز را بگوید. چشمانش را بست و به ...
بروزرسانی در : ۹۶۸ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 18
قبل از آنکه وارد اتاق شوند صدای آقای کوئین را شنیدند که پشت سرشان ایستاده بود. چشمان درشتش برق می زدند و لبان باریکش لبخند. چارلی: بله من دیوانهام و این خیلی بهتر از احمق بودنه! ملکه و ایزابلا با چشمانی گرد شده از تعجب به او نگاه میکردند. ولادیمیر نیز کنار او ایستاده بود ملکه با دیدن ولادیمی...
بروزرسانی در : ۹۶۳ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 19
و ایزابلا که توسط مورچگان از خانهی آقای کوئین خارج شده بودند به محض آنکه مورچهها دست از سرشان برداشتند فورا به سمت کالسکهشان دویدند و به سوی قصر حرکت کرده بودند. حالا ملکهی سرخ پوش به خاطر پیدا نکردن آن محلول خیلی عصبانی بود. آقای کوئین گفته بود که ولادیمیر موفق به ساخت آن محلول شده است.....
بروزرسانی در : ۹۵۸ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 20
ملکهی سرخ پوش میدانست ه احتمالا تنها راهی که میشود آقای کوئین را از پا دراورد این است که او را از ادامهی زندگی نا امید کند. او به خوبی می.دانست ناامیدی چقدر نابود کننده است! ملکهی سرخ پوش فنجان را به یکی از سوسکهای غولپیکر و باهوش قصر داد و از او خواست آن را به عنوان یک هدیه به خانهی چار...
بروزرسانی در : ۹۵۶ روز پیش
- 1
- 2
