پارت چهارده :

فرانسوا در یک حرکت ناگهانی و به سرعت شیشه‌ی معجون را سر کشید. آقای کوئین و دیگران با هیجان به قورباغه چشم دوختند و منتظر ماندند ببینند چه اتفاقی می‌افتد! فرانسوا نیز با چشمان بزرگش به آنها نگاه می‌کرد.
آقای کوئین خم شده بود و صورتش را کاملا به فرانسوا نزدیک کرده بود و با لبخند دندان نمایی به او چشم دوخته بود بلکه کوچک‌ترین تغییراتش را نیز ببیند. فرانسوا آروغی زد که مشام او را آزرد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایلما

    0

    پس دشمنی مک باملکه بخاطر آسیب های که به خانواده ش زده ولی هنوزم متعجبم چطوری بین مردگان زندگی میکنه مک بااون غذاهای عجیب وغریب ومیخوره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    غذاهای عجیب و غریبش که به خاطر ژانر رمانه و البته که در اون شرایط چیز دیگه‌ای پیدا نمی‌شه😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️