لیست کلیه پارتهای رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) : پارت های 21 تا 33
تعداد کل پارت های منتشر شده : 33
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 21
ولادیمیر هنوز هم نتوانسته بود بر خودش مسلط شود. تعجبی هم نداشت چرا که او یک بچه بود؛ اکنون باید یک نفر را بکشد؟؟ او واقعا توانایی این کار را دارد؟ آقای کوئین خنجر را از کنارش برداشت و آن را دوباره به دستان ولادیمیر سپرد. - زود باش پسر! انقدر معطل نکن! من آمادهام... یالا ولادیمیر منو از این همه...
بروزرسانی در : ۹۵۴ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 22
بخش دوم لندن سال 1911 میلادی آقای چارلی کوئین کتاب را از روی زمین برداشت و به آن چشم دوخت... یک کتاب که محتوایش در رابطه با فرمولهای شیمیایی بود. ابروهایش را بالا انداخت و گفت: - ولادیمیر واقعی؟ سرش را بالا گرفت و به خانهای نگاه کرد که همین چند دقیقهی پیش آن پسر بچه به سمتش دویده بود. چو...
بروزرسانی در : ۹۴۸ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 23
سرسرهای که اتفاقا شیب بسیار تندی داشت بالاخره به اتمام رسید و مسافرینش را به مقصدشان رساند؛ آن هم چه رسیدنی! رسیدنی که با اوج شادی و پایکوبی دوستان شیمیدان همراه بود. مگسها... موشها... عنکبوتها... استخوانهای متحرک با آن لباسهای عجیب و مضحکی که در بر داشتند همگی به رقص و شادمانی پرداختند به ...
بروزرسانی در : ۹۴۶ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 24
قورباغهها به وحشت افتادند و سعی کردند هرچه زودتر از جلوی چشم این ملکه دور شوند. وقتی که فهمیدند بخت با آنها یار بوده است و چارلی کوئین پیش از آنکه به سه دقیقه بکشد خود را به تالار ملکه رسانده است به خود جرئت دادند و از مخفیگاهشان خارج شدند. ملکه با دیدن آقای کوئین عصایش را به زمین زد و فریاد زد...
بروزرسانی در : ۹۴۴ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 25
به خانه که رسیدند ولادیمیر کوچک با دیدنشان با شادی به سمت پدربزرگش دوید... هر دو آغوششان را برای دیگری گشودند و با خوشحالی یکدیگر را برای مدت طولانی بغل گرفتند. آقای کوئین با دیدنشان مردمکهایش را در کاسهی چشمهایش چرخاند و با بی حوصلگی از کنار آن صحنه گذشت و هم زمان خطاب به ولادیمیر کوچک گفت: ...
بروزرسانی در : ۹۳۹ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 26
در این میان آقای دست و پا چلفتی ذرهای به بحث آن دو اهمیتی نمیداد و در سکوت مشغول غذا خوردن بود. باز هم مورچههای کوچک بسیاری در زیر صندلیاش تجمع کرده بودند تا غذاهای ریخته شده بر روی زمین را جمع آوری کنند. آقای کوئین دهانش را با دستمال پاک کرد و گفت: - بهتره تمومش کنیم! بعد از جای برخاست و ...
بروزرسانی در : ۹۳۷ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 27
«ولادیمیر به سوی مرگ میرود» پیرمرد دانای گوژپشت به همراه کتاب قدیمی و بزرگش وارد اتاق شد. کمرش خمیده بود و با کمک یک عصای چوبی به سستی قدم بر میداشت. آقای کوئین فورا یک صندلی برایش حاضر کرد و او را دعوت به نشستن کرد. - فکر کنم حسابش از دستمون در رفته که این پسر چندمین ولادیمیرِ! خندید و ا...
بروزرسانی در : ۹۳۳ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 28
چارلی کوئین به همراه ولادیمیر پیر در خانهی سنگی جادوگر دانای ترسو، نشسته بودند. الکساندر پشت یک میز چوبی، از طریق گوی جادوییاش به دنبال ولادیمیر جوان میگشت. حدود نیم ساعت گذشته بود اما چیزی دستگیرش نشده بود. در آخر گفت: - متاسفم چارلی عزیز! گوی جادویی چیزی نشون نمیده. ولادمیر اندوهگین آهی ...
بروزرسانی در : ۹۳۰ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 29
اما ولادیمیر در حالی که به لبخند دندان نمای آنها نگاه میکرد، به دنبال جک وارد تالار ملکه شد. ملکه با دیدن آنها به خصوص ولادیمیر هیچ عکس العملی نشان نداد؛ در حالی که فقط خودش میدانست چقدر مشتاق داشتن این پسر است! ولادیمیر با دقت به اطرافش نگاه کرد. تالار ملکه سقف بسیار بلندی داشت و تمام دیوار...
بروزرسانی در : ۹۲۶ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 30
آقای کوئین دستانش را در یکدیگر قلاب کرد و گفت: - همونطور که قبلا گفتم ملکه نباید متوجهی حساسیت ما بشه! آقای دست و پا چلفتی با اینکه میان بحثشان نبود؛ اما به خوبی منظور آقای کوئین را درک کرد. بنابراین اظهار کرد: - واقعا حق با شماست آقا در اون صورت فکر میکنه این بچه همون ولادیمیر افسانهای ه...
بروزرسانی در : ۹۱۷ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 31
وقتی به خانهاش رسید به سرعت به طرف دوستانش رفت تا فکر تازهاش را با آنها به اشتراک بگذارد! همهی دوستان مورد اعتمادش را توی سالن اصلی خانهاش یعنی همان سالن مستطیلی شکلی که تمام راه پلهها به آنها متصل میشد؛ جمع کرد. همه در سکوت نشسته بودند و آقای الکی خوش بین آنها میگشت و قهوه تعارف میک...
بروزرسانی در : ۹۱۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 32
جک کوئین به دستور ملکه تمام وسایلی که نیازمند یک شیمیدان بود را تهیه کرده و حالا میخواست آنها را به قصر ببرد. ملکه با اینکه فکر میکرد پیدا شدن سر و کلهی ولادیمیر در قصرش، حقهی چارلی کوئین است؛ اما میخواست از شرایط، کمال استفاده را ببرد و ساخت محلول بازگشت را از آن خودش کند. درست وقتی که جک...
بروزرسانی در : ۹۰۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 33
ناگهان همه چیز بهم ریخت و تمام کسانی که تا آن لحظه آنجا بودند به سمت خروجی قصر، جیغ زنان دویدند. همه دویدند غیر از کسانی که باید در اصل فرار میکردند! آنها هنوز هم همانجا ایستاده بودند و هاج و واج به یکدیگر نگاه میکردند. ولادیمیر به شدت نگران حال نوهاش بود و مدام این پا و آن پا میکرد تا بل...
بروزرسانی در : ۹۰۱ روز پیش
- 1
- 2
