رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم)
- به قلم آزاده دریکوندی
- 33 پارت
- تمام شده
- زبان فارسی
- 45.5K 👁
- 389 ❤️
- 153 💬
خلاصه رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم)
داستانی فانتزی است که قرن نوزدهم در لندن اتفاق میافتد. رمان طبقهی زیرین نگاهی فانتزی به دنیای مردگان دارد؛ مردگانی که هنوز چشمشان به دنیاست و میخواهند به دنیای زندگان باز گردند. اما چگونه؟ چارلی کوئین شخصیت اصلی داستان، شیمیدان ماهری است که در میان مردگان زندگی میکند و در پی کشف محلول اسرارآمیز ''بازگشت'' است تا با استفاده از آن محلول تمامی مردگان به دنیای پیشینشان یعنی دنیای زندگان بازگردند. رمان فانتزی طبقهی زیرین سرگذشت انسانهای حریص و جاه طلب است. توجه: این اثر شامل نسخهی ویرایش شدهی جلد اول به همراه جلد دوم کتاب با نام «بازگشت چارلی کوئین» میباشد
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 33
ناگهان همه چیز بهم ریخت و تمام کسانی که تا آن لحظه آنجا بودند به سمت خروجی قصر، جیغ زنان دویدند. همه دویدند غیر از کسانی که باید در اصل فرار میکردند! آنها هنوز هم همانجا ایستاده بودند و هاج و واج به یکدیگر نگاه میکردند. ولادیمیر به شدت نگران حال نوهاش بود و مدام این پا و آن پا میکرد تا بل...
بروزرسانی در : ۸۴۲ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 32
جک کوئین به دستور ملکه تمام وسایلی که نیازمند یک شیمیدان بود را تهیه کرده و حالا میخواست آنها را به قصر ببرد. ملکه با اینکه فکر میکرد پیدا شدن سر و کلهی ولادیمیر در قصرش، حقهی چارلی کوئین است؛ اما میخواست از شرایط، کمال استفاده را ببرد و ساخت محلول بازگشت را از آن خودش کند. درست وقتی که جک...
بروزرسانی در : ۸۴۳ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 31
وقتی به خانهاش رسید به سرعت به طرف دوستانش رفت تا فکر تازهاش را با آنها به اشتراک بگذارد! همهی دوستان مورد اعتمادش را توی سالن اصلی خانهاش یعنی همان سالن مستطیلی شکلی که تمام راه پلهها به آنها متصل میشد؛ جمع کرد. همه در سکوت نشسته بودند و آقای الکی خوش بین آنها میگشت و قهوه تعارف میک...
بروزرسانی در : ۸۵۳ روز پیش
-
رمان طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) - پارت 30
آقای کوئین دستانش را در یکدیگر قلاب کرد و گفت: - همونطور که قبلا گفتم ملکه نباید متوجهی حساسیت ما بشه! آقای دست و پا چلفتی با اینکه میان بحثشان نبود؛ اما به خوبی منظور آقای کوئین را درک کرد. بنابراین اظهار کرد: - واقعا حق با شماست آقا در اون صورت فکر میکنه این بچه همون ولادیمیر افسانهای ه...
بروزرسانی در : ۸۵۸ روز پیش
آیلاری
در پارت 30توی زندگیم همیشه مثل آقای دست و پاچلفتی بودم هرچی خوراکی می خوردم معده ام سوراخ بود باز می ریخت زمین و دوباره دلم خوراکی میخواست 🤣😭
۲ ماه پیشآیلاری
در پارت 20و اینجا بود که ولادیمیر با خود گفت« بهتر بود توی خیابون های لندن کارتون خواب میشدم»🤣🤣
۲ ماه پیشآیلاری
در پارت 10چه قلم قوی و جذابی انگار دارم رمان خارجی میخونم ممنونم از نویسنده ی عزیز
۲ ماه پیشالهه
1قشنگ بود.یه داستان سرگرم کننده .خیلی جذابیت داستانهای فانتزی رو نداشت با این حال بدهم نبود.
۲ ماه پیشسحر
0باید از این رمان انیمیشن ساخت
۳ ماه پیشخیلی قشنگ بود عالی
0خیلی قشنگ بود
۷ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 331یه رمان کاملا متفاوت عالی و غیر تکراری..مثل همیشه گل کاشتید خانم دریکوندی عزیز دمتون گرم
۹ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 210چه جاااالب...خیییییلی عالی بوووود
۹ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 92چه اسم های جالبی میذاره..نخود هر آش 😅😅😅
۹ ماه پیشسهیل۲۹
1سلااامممم من اومدم این رمانو هم بخونممم😍😍😍😍
۹ ماه پیشم
در پارت 331خیلی جالب وهیجان انگیز بودو زیبا تمام شد،خودش شیمیدان بود ویک عمر دنبال شیمیدان می گشت؛ آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد🙂👏👏
۱ سال پیشم
در پارت 320وای چارلی خودشیفته خودش سردسته کودنهاست،با اونهمه ادویه میخوادسر آشپز برتر بشه 🤣
۱ سال پیشم
در پارت 260چارلی اون همه وحشت داشت به اسکلت تبدیل نشه،می خواست نجاتش بده که نمیره بعد الان میگه حماقت کردی عذاب وجدان داشتی،خب بهش می گفت صحنه سازیه
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم این یه رمان فانتزیه چرا انقدر واقع گرایانه دنبالش میکنی آخه...
۱ سال پیشم
در پارت 230چارلی چرا اینقدر پیشرفت کرده،قبلا درا رمزی بایه جمله باز میشدن حالا صدتا دسته کلید به خودش آویزون کرده،نکنه اینم پیر شده خل شده
۱ سال پیش

آیلاری
در پارت 40فکر کن بعد از چندین سال زندگی بیوفتی بمیری بعد بشی پادشاه اونم پادشاه بی اعتبار پس کجاست این عدالت؟