پارت ده :

راز طبقه‌ی زیرین

حالا آقای کوئین که تنها مانده بود لباسش را مرتب کرد و با قدم‌های تند به سمت اتاق غذا خوری‌اش رفت. جک کوئین در انتهای میز نشسته بود و انتظار برادرش را می‌کشید. آقای کوئین بدون هیچ حرفی مقابلش نشست که جک با تمسخر گفت:

- ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!