پارت بیست :

ملکه‌ی سرخ پوش می‌دانست ه احتمالا تنها راهی که می‌شود آقای کوئین را از پا دراورد این است که او را از ادامه‌ی زندگی نا امید کند. او به خوبی می.دانست ناامیدی چقدر نابود کننده است!
ملکه‌ی سرخ پوش فنجان را به یکی از سوسک‌های غول‌پیکر و باهوش قصر داد و از او خواست آن را به عنوان یک هدیه به خانه‌ی چارلی برساند. سوسک غول‌پیکر فورا به سمت خانه‌ی چارلی کوئین حرکت کرد. در زد و درخواست ملاقا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایلما

    1

    باورم نمیشه چارلی اینجوری بمیره😒

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گناه داشت...😹

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️