خلاصه رمان عاشقانه سرآغازی نو
نادیا دختری که بعد از ورشکستگی برادرش مجبور میشه با خواستگارهای بی سروپاش درگیر بشه و در این گیر و دار کسی که بهش علاقه داشت، چون نادیا دیگه توانایی خرید جهیزیه رو نداره، از نادیا روبرمیگردونه. این رمان دنباله ی رمان همسایه قلبم هست و زندگی یکی از شخصیتهای رمان همسایه قلبم رو ادامه میده.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان سرآغازی نو - پارت 50
ـ نادیـــــــــــا.....منم. ـ پیمان!! چاقو رو گوشه ای پرت کردم و هق هق کنان به سمت پیمان دویدم و محکم بغلش کردم. ـ داشتم از ترس می مردم پیمان. ـ هیش....آروم باش عزیزم....همه چیزو فهمیدم. ـ به خدا من تقصیری ندارم. ـ من چطور نفهمیدم ..این قدر تو عالم خودم غرق بودم که نفهمیدم مسعود به زنم ن...
بروزرسانی در : ۵۱۱ روز پیش
-
رمان سرآغازی نو - پارت 49
ـ میزاری بیام تو؟...خسته ام....میخوای همه چی رو جلوی در بدونی؟ ـ باشه ببخشید بیا توتا یه چایی برات بریزم. ـ طاهره خانم نیست؟ ـ نه رفت ...من پیش مرجان موندم تا تنها نباشه. چایی رو که جلوی مسعود گذاشتم با نگاه خیره مسعود مواجه شدم ...تنم لرزید از اینکه پیمان نیست و من با مسعود تنهام. ـ چه هووی...
بروزرسانی در : ۵۱۱ روز پیش
-
رمان سرآغازی نو - پارت 48
با اومدن طلبکارها جلوی در آبروی خانواده امون رفت و دیگه هر کس وناکسی به خودش اجازه میداد برای خواستگاری پاپیش بزاره....من ومادرم همین جوری احساس سربار بودن داشتیم و اونجا معذب بودیم....تا اینکه یکی از اراذل محل گیر داد به من و آخرشم با چاقو داداشمو زخمی کرد ....اینقدر ازدیگران خجالت می کشیدم ک...
بروزرسانی در : ۵۱۱ روز پیش
-
رمان سرآغازی نو - پارت 47
میخوام بهت بگم باید قول بدی که از دستم ناراحت نشی ....فقط یه نصیحت مادرانه است! ـ چیزی شده؟ ـ هنوز نه....میخوام که اتفاقی نیفته ...میدونی تو این مدت که تو به این خونه اومدی من به جز خوبی و خانمی و باوقاری چیزی ازت ندیدم به خاطر همینم میخوام اینو بهت بگم،تو دختر خوشگل و خواستنی هستی....آرزوی هر...
بروزرسانی در : ۵۱۱ روز پیش

سعیده براز | نویسنده رمان
این رمانو ۱۵سال پیش نوشتم اون موقع مسن بودن🤣
۲ ماه پیشمریم
در پارت 100سلام وقت بخیر.ببخشید رمان سرآغاز نو چرا کامل نمیذارید
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
سلام فروشیه
۲ ماه پیشسحر
در پارت 500خیلی قشنگ بود ، قلمتون مانا، اصلا فکر نمی کردم شخصیت جلد دوم مانی باشه
۴ ماه پیشسمیرا
0ممنون ازرمان قشنگتون قلمتون مانا🙏🙏🙏❤️❤️❤️🙏
۶ ماه پیشرقیه
1سلام لطفا پارت بزارید ممنونم
۹ ماه پیشآنیا
1سلام نویسنده عزیزمیشه لطفاپارت رایگان بزاریدممنون میشم مرسی💖💖
۹ ماه پیشرقیه
0عالی بود دمت گرم عزیزم
۱۰ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون رقیه عزیز
۱۰ ماه پیشرقیه
0لطفا پارتها رو باز کنید ما ببینم ممنونم حیف رمان به این قشنگی وآموزنده که خونده نشه
۱۰ ماه پیشرقیه
0ممنونم از رمانتون حیف نیست دیگه پارت رو باز نمیکنید آخه خیلی آموزنده هست
۱۰ ماه پیشآنیا
در پارت 311این بااین سگ اخلاقش چجوری عاشق نادیامیشه منکه نفهمیدم😕
۱۱ ماه پیشآنیا
در پارت 302واقعاخاک برسرت پیمان توفکرکی هستی هنوز نادیاروبچسب خره😑
۱۱ ماه پیشآنیا
در پارت 292پیمان چقدازخودراضیه مرتیکه بیشعور😑😒
۱۱ ماه پیشتارا
1سلام کاش این رمانتون ھم مثل رمان ھمسایہ قلبم رایگان بود تاراحت تر بخونیمش منم در دریافت سکہ رایگان مشکل دارم
۱۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
به پشتیبانی پیام بدین راهنماییتون میکنن
۱۱ ماه پیشآنیا
در پارت 283خیلی عالیه ممنونم اگه میشه پارت رایگان بیشتربزارید بی زحمت🙏♥
۱۲ ماه پیشمریم
0میخواستم بدونم زدید از طریق دیدن تبلیغ میتونید رایگان رمان رو بخونید چطوریه کجا باید برم تا بتونم سکه بگیرم و رمان رو بخونم؟
۱ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
به پشتیبانی پیان بدین راهنماییتون میکنن
۱ سال پیش

نغمه
در پارت 100آخه به ۴۵ ساله میگن مسن؟؟؟؟!!!!!!