خلاصه رمان عاشقانه سرآغازی نو
نادیا دختری که بعد از ورشکستگی برادرش مجبور میشه با خواستگارهای بی سروپاش درگیر بشه و در این گیر و دار کسی که بهش علاقه داشت، چون نادیا دیگه توانایی خرید جهیزیه رو نداره، از نادیا روبرمیگردونه. این رمان دنباله ی رمان همسایه قلبم هست و زندگی یکی از شخصیتهای رمان همسایه قلبم رو ادامه میده.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان سرآغازی نو - پارت 50
ـ نادیـــــــــــا.....منم. ـ پیمان!! چاقو رو گوشه ای پرت کردم و هق هق کنان به سمت پیمان دویدم و محکم بغلش کردم. ـ داشتم از ترس می مردم پیمان. ـ هیش....آروم باش عزیزم....همه چیزو فهمیدم. ـ به خدا من تقصیری ندارم. ـ من چطور نفهمیدم ..این قدر تو عالم خودم غرق بودم که نفهمیدم مسعود به زنم ن...
بروزرسانی در : ۴۶۲ روز پیش
-
رمان سرآغازی نو - پارت 49
ـ میزاری بیام تو؟...خسته ام....میخوای همه چی رو جلوی در بدونی؟ ـ باشه ببخشید بیا توتا یه چایی برات بریزم. ـ طاهره خانم نیست؟ ـ نه رفت ...من پیش مرجان موندم تا تنها نباشه. چایی رو که جلوی مسعود گذاشتم با نگاه خیره مسعود مواجه شدم ...تنم لرزید از اینکه پیمان نیست و من با مسعود تنهام. ـ چه هووی...
بروزرسانی در : ۴۶۲ روز پیش
-
رمان سرآغازی نو - پارت 48
با اومدن طلبکارها جلوی در آبروی خانواده امون رفت و دیگه هر کس وناکسی به خودش اجازه میداد برای خواستگاری پاپیش بزاره....من ومادرم همین جوری احساس سربار بودن داشتیم و اونجا معذب بودیم....تا اینکه یکی از اراذل محل گیر داد به من و آخرشم با چاقو داداشمو زخمی کرد ....اینقدر ازدیگران خجالت می کشیدم ک...
بروزرسانی در : ۴۶۲ روز پیش
-
رمان سرآغازی نو - پارت 47
میخوام بهت بگم باید قول بدی که از دستم ناراحت نشی ....فقط یه نصیحت مادرانه است! ـ چیزی شده؟ ـ هنوز نه....میخوام که اتفاقی نیفته ...میدونی تو این مدت که تو به این خونه اومدی من به جز خوبی و خانمی و باوقاری چیزی ازت ندیدم به خاطر همینم میخوام اینو بهت بگم،تو دختر خوشگل و خواستنی هستی....آرزوی هر...
بروزرسانی در : ۴۶۲ روز پیش

سعیده براز | نویسنده رمان
این رمانو ۱۵سال پیش نوشتم اون موقع مسن بودن🤣
۱ هفته پیشمریم
در پارت 100سلام وقت بخیر.ببخشید رمان سرآغاز نو چرا کامل نمیذارید
۳ هفته پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
سلام فروشیه
۳ هفته پیشسحر
در پارت 500خیلی قشنگ بود ، قلمتون مانا، اصلا فکر نمی کردم شخصیت جلد دوم مانی باشه
۳ ماه پیشسمیرا
0ممنون ازرمان قشنگتون قلمتون مانا🙏🙏🙏❤️❤️❤️🙏
۴ ماه پیشرقیه
1سلام لطفا پارت بزارید ممنونم
۷ ماه پیشآنیا
1سلام نویسنده عزیزمیشه لطفاپارت رایگان بزاریدممنون میشم مرسی💖💖
۷ ماه پیشرقیه
0عالی بود دمت گرم عزیزم
۸ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون رقیه عزیز
۸ ماه پیشرقیه
0لطفا پارتها رو باز کنید ما ببینم ممنونم حیف رمان به این قشنگی وآموزنده که خونده نشه
۸ ماه پیشرقیه
0ممنونم از رمانتون حیف نیست دیگه پارت رو باز نمیکنید آخه خیلی آموزنده هست
۹ ماه پیشآنیا
در پارت 311این بااین سگ اخلاقش چجوری عاشق نادیامیشه منکه نفهمیدم😕
۹ ماه پیشآنیا
در پارت 302واقعاخاک برسرت پیمان توفکرکی هستی هنوز نادیاروبچسب خره😑
۹ ماه پیشآنیا
در پارت 292پیمان چقدازخودراضیه مرتیکه بیشعور😑😒
۹ ماه پیشتارا
1سلام کاش این رمانتون ھم مثل رمان ھمسایہ قلبم رایگان بود تاراحت تر بخونیمش منم در دریافت سکہ رایگان مشکل دارم
۱۰ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
به پشتیبانی پیام بدین راهنماییتون میکنن
۱۰ ماه پیشآنیا
در پارت 283خیلی عالیه ممنونم اگه میشه پارت رایگان بیشتربزارید بی زحمت🙏♥
۱۱ ماه پیشمریم
0میخواستم بدونم زدید از طریق دیدن تبلیغ میتونید رایگان رمان رو بخونید چطوریه کجا باید برم تا بتونم سکه بگیرم و رمان رو بخونم؟
۱۱ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
به پشتیبانی پیان بدین راهنماییتون میکنن
۱۱ ماه پیش
نغمه
در پارت 100آخه به ۴۵ ساله میگن مسن؟؟؟؟!!!!!!